ارتش با شور و شوق حرکت کرده است.
بوق پیروزی را به صدا درآورد و دوباره ستون جنگ را کاشت، تمام لشکر با غیرت فراوان پیش رفتند و تمام زمین لرزید.457.
(زمین) به این ترتیب لرزید
به عنوان یک قایق (صخره) در رودخانه.
قهرمانان هیجان زده هستند.
زمین مثل قایق در آب می لرزید، رزمندگان با هیجان زیاد حرکت می کردند و جو از هر طرف پر از غبار بود.458.
چاترادهاری (پادشاه) عصبانی شده است.
(آنها) لشکر بزرگی جمع کرده اند.
(بالای آواتار کالکی) به این ترتیب صعود کرده اند،
همه آنهایی که سایبان بر سر داشتند، خشمگین شدند، تمام لشکریان خود را با خود بردند، با عصبانیت، مانند ایندرا یا ویریتاسورا به راه افتادند.459.
تمام ارتش تشویق می کنند.
چه کسی می تواند (او) را توصیف کند؟
(ارتش) با تجهیزات راهپیمایی کرده است
شکوه لشکریانشان وصف ناپذیر است، همه پس از رختخواب به راه افتادند و سازهای پیروزی نواختند.460.
BHUJANG PRAYAAT STANZA
(به تعداد) کسانی که گخار به دست گرفتند، شمشیرهای پاخار (آنها) پیروز شدند.
پاخار، باخار و قندهار (کشورها) کشته شده اند.
غازی های گرجستان، راجی، رزمندگان روح رومی کشته شده اند
بسیاری از شمشیربازان و زره پوشان خونین و بزرگ فتح شدند، بسیاری از جنگجویان قندهاری با زره های بزرگ فولادی نابود شدند، بسیاری از جنگجویان خوش تیپ کشور روم کشته شدند و آن جنگجویان بزرگ تاب خوردند و بر زمین افتادند.461.
رزمندگان زیبای کشور کابل کشور بابر کشته شدند.
رزمندگان نیسان قندهار، هرات، عراق؛
Bally Roh Wale کشور بلخ کشور روم
جنگجویان کابل، بابل، قندار، عراق و بلخ نابود شدند و همه ترسیده فرار کردند.462.
(آنها) اسلحه و زره را کنار گذاشته و زره زنانه پوشیده اند.
(به این ترتیب) رزمندگان رنج کشیده کشور را با شرمندگی ترک کرده اند.
غازی های فیل سوار، سوارکاران و ارابه سواران از سلطنت محروم شده اند.
جنگجویان با رها کردن اسلحه و اسلحه، لباس زنانه به تن کردند و خجالت کشیدند، کشور خود را ترک کردند، فیل سواران، اسب سواران و ارابه سواران پادشاهی خود را از دست دادند و رزمندگانی که بردباری را رها کردند.
مردم کشور حبش، کشور حلاب، کوک بندر (ماهاراشترا) فرار کرده اند.
هموطنان بربر (وحشی)، هموطنان ارمنستان پادشاهی ("Tandri") را ترک کرده و رفتند.
در آنجا یک جنگجوی شجاع شمشیر خونین را گرفته است.
سیاهپوستان و مردم کشورهای دیگر فرار کردند و به همین ترتیب بربرهای ارمنستان نیز فرار کردند، در آنجا یکی از جنگاوران شمشیر خود را بیرون آورد و اسبش را بین هر دو سپاه به رقص درآورد.464.
جنگجویان در جنگ او را (کالکی) به عنوان یک جنگجوی بزرگ می شناسند
این که (در جنگ) کسی که چترهای چترداران را گم کند (در این هنگام) به خشم می آید.
آنهایی که سوار فیل می شوند ('durdgami') و کسانی که در جنگ بر ارتش غلبه می کنند (سورمه) مخفی شده اند ('duran').
خداوند، خالق بزرگ جنگها همه اینها را دید و ویرانگر شاهان سایبان بزرگ، خداوند (کالکی) خشمگین شد که خداوند فاتح برجسته ترین لشکریان ظالم بود و خشم وحشتناکی گرفت.
(او) با خشم شدید تیرهای بیشماری پرتاب کرده است.
سپرها (یا کلاهخودها) بریده می شوند و لشکر پادشاهان پراکنده می شوند.
گروه هایی از رزمندگان (در میدان جنگ) دراز کشیده اند و (بسیاری از رزمندگان) در کنار هم جمع شده اند.
او با خشم فراوان تیرها را پرتاب کرد و لشکر آن پادشاه را تکه تکه کردند و به زمین زدند، جنازه ها دسته دسته افتادند، انبوهی از دست ها و کمرها و دیگر اعضای شکسته فرو ریختند.466.
کلاغ ها (که به مردگان نوک می زنند) شادی می کنند و مرغ سیاه چهچهه می زند.
آن آتشفشان شعله بزرگ شعله های آتش (از دهانش) ساطع می کند.
ارواح می خندند و ریتم تات تایا در حال شکستن است.
کلاغ ها فریاد می زدند و شعله های آتش بلند می شد و صدای ترق و ترق ایجاد می کرد، ارواح و شیاطین آنجا می خندیدند و الهه کالی می دوید، در حالی که تسبیح های جمجمه ها را به رشته می کشید.467.
رساوال استانزا
(جنگجویان) عصبانی می شوند و می جنگند.
تیرها را به درستی شلیک کنید.
می گویند (از دهان) «مارو مارو».
رزمندگان که خشمگین شده بودند، جنگ به راه انداختند و تیرها را پرتاب کردند، در حالی که تیر باران می کردند، فریاد می زدند «کشت، بکش».468.