دوره
خدایان بیشماری کشته شدند و بی شماری از ترس فرار کردند.
همه خدایان (باقیمانده) در حال تعمق در مورد شیوا به سمت کوه کایلاش رفتند.19.
شیاطین تمام خانه ها و ثروت خدایان را تصرف کردند.
آنها را از شهر خدایان بیرون کردند، خدایان سپس در شهر شیوا زندگی کردند.20.
بعد از چند روز الهه آمد تا آنجا حمام کند.
همه خدایان، طبق روش مقرر، برای او سجده کردند.
رختا
خدایان همه وقایع خود را به الهه گفتند و گفتند که ماهیشاورا پادشاه شیطان تمام خانه های آنها را تصرف کرده است.
گفتند: ای مادر، تو هر کاری را که می خواهی انجام دهی، همه به پناه تو آمده ایم.
���������������������������������������������������������������������������را به ما بازگردانید، رنج های ما را از بین ببرید و آن شیاطین را درهم ها و بی هاو ها قرار دهید. این کار بسیار بزرگی است که تنها با تو می توانی آن را انجام دهی.
���� هیچ یک از سگها را مورد ضرب و شتم قرار می دهد ، فقط استاد وی مورد توبیخ و مجازات قرار می گیرد.
دوره
با شنیدن این کلمات، چاندیکا در ذهنش غرق در خشم شد.
او گفت: «من همه شیاطین را نابود خواهم کرد، برو و در شهر شیوا بمان.23.
زمانی که ایده نابود کردن شیاطین توسط Chandi مطرح شد
شیر، حلزون و همه سلاح ها و بازوهای دیگر به سمت او آمدند.
به نظر می رسید که خود مرگ برای از بین بردن شیاطین به دنیا آمده است.
شیری که رنج و عذاب زیادی برای دشمنان ایجاد می کند، وسیله نقلیه الهه چندی شد.25.
SWAYYA
شکل وحشتناک شیر مانند یک فیل است، او مانند یک شیر بزرگ قدرتمند است.
موهای شیر مانند تیر است و مانند درختانی است که روی کوهی زرد رنگ روییده اند.
خط پشتی شیر شبیه جریان یامونا در کوه است و موهای سیاه روی بدنش مانند زنبورهای سیاه روی گل کتکی به نظر می رسد.
به نظر میرسد که اندامهای مخروطی مختلف مانند اقدام پادشاه پریتی است که با بالا بردن کمان و تیراندازی با تمام قدرت، کوهها را از زمین جدا میکند.
دوره
گونگ، سه تایی گرز، شمشیر، حلزون، کمان و تیر
همراه با دیسک وحشتناک - الهه همه این سلاح ها را در دست گرفت و فضایی مانند خورشید تابستان را ایجاد کردند.
چاندیکا با خشم شدید اسلحه ها را در دست گرفت
و در نزدیکی شهر شیاطین، صدای هولناک گونگ او بلند شد.28.
با شنیدن صدای بلند گونگ و شیر شیاطین که شمشیرهای خود را در دست داشتند وارد میدان جنگ شدند.
آنها با عصبانیت در تعداد زیادی آمدند و شروع به جنگ کردند.
چهل و پنج لشکر پادام از شیاطین با چهار لشکر خود آراسته شده اند.
برخی در سمت چپ و برخی در سمت راست و برخی جنگجویان با شاه.30.
تمام لشکر چهل و پنج نفره پادام به ده، پانزده و بیست نفر تقسیم شد.
پانزده در سمت راست، ده تا از چپ، به دنبال آن بیست با پادشاه.31.
SWAYYA
همه آن شیاطین سیاه دویدند و جلوی چاندیکا ایستادند.
بسیاری از دشمنان با گرفتن تیرهایی با کمان های کشیده، با خشم شدید به شیر حمله کردند.
چاندیکا با محافظت از خود در برابر همه حملات و به چالش کشیدن همه دشمنان، آنها را از بین برد.
همانطور که آرجونا ابرهایی را که برای محافظت از جنگل خنداو از آتش سوزی در امان بودند، از بین برده بود.
دوره
یکی از شیاطین با خشم سوار بر اسبی تاخت
رفت پیش الهه مثل پروانه قبل از چراغ.33.
SWAYYA
آن رئیس قدرتمند شیاطین با خشم شدید شمشیر خود را از غلاف بیرون آورد.
او یک ضربه را به چندی و ضربه دوم را به سر شیر زد.
چندی که خود را از تمام ضربات محافظت می کرد، دیو را در آغوش قدرتمندش گرفت و او را روی زمین انداخت.
همانطور که لباسشویی در هنگام شستن لباس ها را به تخته چوبی کنار نهر می کوبد.34.
دوره