خاراگ سینگ مانند کوه سومرو که در اثر ضربات باد اصابت کرده ثابت ماند
هیچ تأثیری بر او نماند، اما قدرت یداواس شروع به کاهش کرد.1422.
خاراگ سینگ در خشم خود تعداد زیادی از ارتش هر دو پادشاه را نابود کرد
او بسیاری از اسب ها، ارابه ها و غیره را نابود کرد.
شیام شاعر پس از اندیشیدن به تشبیه آن تصویر از روی صورت گفته است.
شاعر میگوید میدان جنگ بهجای اینکه میدان نبرد باشد، مانند محل ورزش رودرا (شیوا) به نظر میرسید.
(خاراق سینگ) با تیر و کمان در میدان جنگ فرو رفته و خشم او به شدت افزایش یافته است.
او که در ذهنش خشمگین شده بود، وارد لشکر دشمن شد و از طرف دیگر لشکر دشمن بسیار خشن شد.
(او) لشکر دشمن را در یک ضرب از بین برده است. این تصویر توسط شاعر شیام (انگلیسی) خوانده شده است.
خاراگ سینگ ارتش دشمن را که از ترس خورشید فرار می کند، فرار کرد. 1424.
سپس جراجار سینگ عصبانی شد و با شمشیری تیز به او (خاراق سینگ) حمله کرد.
سپس جااراجار سینگ خشمگین شد و شمشیر خود را در دست گرفت ضربه ای به خاراگ سینگ زد که از دست او ربوده شد.
همان شمشیر را بر بدن دشمن زد که تنه او را بریدند و بر زمین افتاد.
به گفته شاعر به نظر می رسد که شیوا با عصبانیت شدید سر گانشا را بریده و پرتاب کرده است.1425.
وقتی این جنگجو کشته شد، دومی (جوجان سینگ) در ذهنش خشمگین شد
او باعث شد ارابه خود رانده شود و بلافاصله شمشیر خود را در دست گرفت و به سمت او رفت (خاراق سینگ)
سپس پادشاه (خاراق سینگ) تیر و کمان را گرفت و شمشیر دشمن را از قبضه جدا کرد.
آنگاه شاه نیز با تیر و کمان سرش را برید و مانند کسی که حریصانه زبانش را به جلو میرفت جلوه میکرد، اما به دلیل بریده شدن زبانش، امید به لذت بردن او پایان یافته بود.
سخنان شاعر:
SWAYYA
هنگامی که او جنگجو را با شمشیر خود مانند فیل خرد کرد، همه جنگجویان دیگر که آنجا بودند، بر او افتادند.
آنها با گرفتن اسلحه در دست خشمگین شده بودند
شاعر شیام ستایش آن همه سربازان ایستاده (با بازو) را اینگونه می خواند،
آنها جنگجویان ستودنی بودند و به نظر می رسید که مانند سایر پادشاهان در مراسم سوایاموارا که توسط یک پادشاه انجام می شد گرد هم آمده بودند.1427.