کریشنا با صدای بلند در ارتش خود گفت: «آن جنگجو کیست که با دشمن بجنگد؟ چه کسی ضربات بازوهای او را تحمل می کند و با سلاح های خود ضرباتی را بر او وارد می کند؟...
(ایستاده با پان در دست) کریشنا (فکر می کند) که هیچ جنگجویی در بین آنها برای نگهداری از لژ وجود ندارد.
کریشنا برگ بتال را در دست گرفته بود تا جنگجوی این مسئولیت را به عهده بگیرد، اما هیچ یک از رزمندگان به افتخار و رسم او فکر نکردند، علامت جلویی تایید فقط توسط او به دست میآید که در هنگام جنگ نمیدوید.
دوره
جنگجویان بسیار قوی جنگ (خیلی) کرده بودند، اما چه کردند؟
جنگجویان زیادی جنگیده اند و آهاو سینگ توانا از میان آنها آن برگ بتا را خواسته است.1291.
گفتار شاعر: دوهره
در اینجا باید پرسید که چرا کریشنا (خود) نمیجنگد؟
برخی ممکن است این سوال را در اینجا مطرح کنند: «چرا کریشنا، پروردگار براجا، با خودش نمی جنگد؟ پاسخ این است: «او این کار را فقط برای دیدن خودش انجام می دهد. 1292.
SWAYYA
آهاو سینگ، جنگجوی کریشنا، در خشم خود بر سامار سینگ افتاد و
از طرف دیگر سامار سینگ بسیار پیگیر بود، او همچنین یک مبارزه وحشتناک انجام داد
سامر سینگ با خنجر سنگین خود آهاو سینگ را خرد کرد و او را بر زمین زد.
تنه اش واجرا بر زمین افتاد که در اثر آن زمین لرزید.1293.
KABIT
پادشاه آنیرود سینگ در نزدیکی کریشنا ایستاده بود و او را دید، کریشنا او را صدا زد
با احترام فراوان از او خواست که به جنگ برود، با دریافت فرماندهی وارد میدان جنگ شد
در آنجا جنگ شدیدی با تیر، شمشیر و نیزه درگرفت
درست مثل شیری که گوزن را می کشد یا شاهین گنجشکی را می کشد، به همان شیوه این جنگجوی کریشنا توسط سامار سینگ کشته شد.1294.
شیام شاعر می گوید مانند طبیب دانا بیماری سنپات (سیرسام) را به قدرت دارو درمان می کند.
شیام شاعر میگوید: همانطور که کسی به کمک دارو بیماری سختی را برطرف میکند یا شاعر خوب با شنیدن شعر شاعر در جمع قدردانی نمیکند.
همانطور که شیر مار را نابود می کند و آب آتش را نابود می کند یا اشیاء مست کننده گلوی خوش آهنگ را از بین می برد.
به همان ترتیبی که این جنگجوی کریشنا نیز توسط سامار سینگ کشته شد، نیروی حیات از بدن او خارج شد، مانند فضیلت هایی که به دلیل حرص و طمع یا تاریکی در سپیده دم فرار می کنند. 1295
رزمندگانی به نامهای ویربهدار سینگ، واسودف سینگ، ویر سینگ و بال سینگ در خشم خود با دشمن مقابله کردند.