یک زن را نیز با خود برد و در ورزش غرق شد، به سمت مناطق بالاتر رفت.2120.
وقتی سری کریشنا سوار گارودا شد و به سمت دشمن رفت.
با سوار شدن بر گارودا، وقتی به سمت دشمن رفت، ابتدا قلعه سنگی و سپس دروازه های فولادی را دید.
سپس آب و آتش و پنجمین باد را به عنوان محافظ ارگ مشاهده کرد
با دیدن این کریشنا با خشم شدید به چالش کشیده شد.2121.
سخنرانی کریشنا:
دوره
ارباب قلعه! در کجای قلعه پنهان شده اید؟
«ای پروردگار ارگ! خودت را کجا پنهان می کنی؟ مرگت را با جنگ با ما خوانده ای.»2122.
SWAYYA
وقتی کریشنا این را گفت، با آن دید که اسلحه ای آمده و با یک ضربه بسیاری را کشته است
در آن ارگ احاطه شده توسط آب،
دیویی به نام مور ساکن بود که با گوش دادن به هیاهو برای جنگ بیرون آمد
به محض آمدن، وسیله نقلیه کریشنا را با سه گانه خود مجروح کرد.2123.
گارودا جراحت را چیزی ندانست، دوید و گرز را گرفت و کریشنا را زد.
گارودا ضربه قابل توجهی احساس نکرد، اما حالا مور در حالی که گرز خود را می کشید، به کریشنا ضربه زد، کریشنا به سمت حمله روی سرش دید.
خشمگین در دل، کامودکی (گرز) را که در دست داشت از ارابه برداشت.
و گرز خود به نام کومودکی را در دست گرفت و با یک ضربه حمله دشمن را مهار کرد.2124.
وقتی ضربه به هدف اصابت نکرد، دیو از خشم شروع به غرش کرد
او بدن و صورت خود را دراز کرد و به جلو رفت تا کریشنا را بکشد
سپس سری کریشنا نانداگ (چاقو) را از دریاچه بیرون آورد و بلافاصله هدف را بست و دور شد.
کریشان شمشیر خود به نام ناندک را از کمر بیرون آورد و ضربه ای به دیو زد و سرش را مانند سفالگری که پارچ را از چرخ جدا می کند برداشت.2125.
پایان کشتن دیو مور در کریشنااتارا در باچیتار ناتاک.
اکنون شرح جنگ با بوماسورا آغاز می شود