شری دسم گرنتھ

صفحه - 593


ਬ੍ਰਿੜਰਿੜ ਬਾਜੀ ॥
brirrarirr baajee |

و اسب ها

ਗ੍ਰਿੜਰਿੜ ਗਾਜੀ ॥੪੧੭॥
grirrarirr gaajee |417|

اسبها و اسب سواران بیهوش در میدان نبرد خوابیده اند.417.

ਗ੍ਰਿੜਰਿੜ ਗਜਣੰ ॥
grirrarirr gajanan |

قاضی (جنگجو)

ਭ੍ਰਿੜਰਿੜ ਭਜਣੰ ॥
bhrirrarirr bhajanan |

آنها فرار کرده اند.

ਰ੍ਰਿੜਰਿੜ ਰਾਜਾ ॥
rrirrarirr raajaa |

(با دیدن آنها) پادشاه نیز

ਲ੍ਰਿੜਰਿੜ ਲਾਜਾ ॥੪੧੮॥
lrirrarirr laajaa |418|

فیل ها فرار می کنند و به این ترتیب شاهان از رسوایی شکست، احساس شرم می کنند.418.

ਖ੍ਰਿੜਰਿੜ ਖਾਡੇ ॥
khrirrarirr khaadde |

خنده می خندد (می خندد)

ਬ੍ਰਿੜਿਰਿੜ ਬਾਡੇ ॥
brirririrr baadde |

و (جنگجویان) را جدا می کند.

ਅਰਿੜਰਿੜ ਅੰਗੰ ॥
arirrarirr angan |

اندام (آنها) سفت می شود (یعنی بدنشان سفت می شود).

ਜ੍ਰਿੜਰਿੜ ਜੰਗੰ ॥੪੧੯॥
jrirrarirr jangan |419|

خنجرهای بزرگ در میدان جنگ ضربات کوبنده ای بر اندام ها وارد می کند.419.

ਪਾਧੜੀ ਛੰਦ ॥
paadharree chhand |

PAADHARI STANZA

ਇਹ ਭਾਤਿ ਸੈਨ ਜੁਝੀ ਅਪਾਰ ॥
eih bhaat sain jujhee apaar |

ارتش عظیم اینگونه می جنگد.

ਰਣਿ ਰੋਹ ਕ੍ਰੋਹ ਧਾਏ ਲੁਝਾਰ ॥
ran roh kroh dhaae lujhaar |

مبارزان جنگجویان با عصبانیت به نبرد می شتابند.

ਤਜੰਤ ਬਾਣ ਗਜੰਤ ਬੀਰ ॥
tajant baan gajant beer |

جنگجویان سرکشی تیر می زنند.

ਉਠੰਤ ਨਾਦ ਭਜੰਤ ਭੀਰ ॥੪੨੦॥
autthant naad bhajant bheer |420|

بدین ترتیب لشکرهای بی شماری جنگیدند و جنگجویان با خشم و پرتاب تیر و رعد به جلو پیش رفتند و با شنیدن صدای هولناک، نامردان پا به فرار گذاشتند.420.

ਧਾਏ ਸਬਾਹ ਜੋਧਾ ਸਕੋਪ ॥
dhaae sabaah jodhaa sakop |

جنگجویان با یک عروسک خوب با عصبانیت رفتار می کنند.

ਕਢਤ ਕ੍ਰਿਪਾਣ ਬਾਹੰਤ ਧੋਪ ॥
kadtat kripaan baahant dhop |

کرپان‌ها کشیده می‌شوند و Kirchas ('Dhopas') روشن می‌شوند.

ਲੁਝੰਤ ਸੂਰ ਜੁਝੰਤ ਅਪਾਰ ॥
lujhant soor jujhant apaar |

رزمندگان بزرگ در حال مبارزه هستند.

ਜਣ ਸੇਤਬੰਧ ਦਿਖੀਅਤ ਪਹਾਰ ॥੪੨੧॥
jan setabandh dikheeat pahaar |421|

جنگجویان با خشم با نیروهای خود به جلو رفتند و شمشیرهای خود را بیرون آوردند و ضرباتی را به هم زدند، انبوه اجساد مانند کوه هایی بود که بر روی دریا قرار گرفته بودند، هزینه ساخت سد.

ਕਟੰਤ ਅੰਗ ਭਭਕੰਤ ਘਾਵ ॥
kattant ang bhabhakant ghaav |

دست و پا قطع می شود، خون از زخم ها بیرون می زند.

ਸਿਝੰਤ ਸੂਰ ਜੁਝੰਤ ਚਾਵ ॥
sijhant soor jujhant chaav |

جنگجویان قاطعانه می جنگند (نبرد) و با چاو دست و پنجه نرم می کنند.

ਨਿਰਖੰਤ ਸਿਧ ਚਾਰਣ ਅਨੰਤ ॥
nirakhant sidh chaaran anant |

(نبرد قهرمانان) را صالحان می بینند

ਉਚਰੰਤ ਕ੍ਰਿਤ ਜੋਧਨ ਬਿਅੰਤ ॥੪੨੨॥
aucharant krit jodhan biant |422|

اندام بریده می‌شود، زخم‌ها از ما می‌جوشد و رزمندگان با غیرت می‌جنگند، استادان، نوازندگان و تصنیف‌خوان‌ها و غیره به جنگ نگاه می‌کنند و مدح قهرمانان را نیز می‌خوانند.422.

ਨਾਚੰਤ ਆਪ ਈਸਰ ਕਰਾਲ ॥
naachant aap eesar karaal |

خود شیوا در حال رقص وحشتناکی است.

ਬਾਜੰਤ ਡਉਰੁ ਭੈਕਰਿ ਬਿਸਾਲ ॥
baajant ddaur bhaikar bisaal |

خیلی ترسناک به نظر می رسد.

ਪੋਅੰਤ ਮਾਲ ਕਾਲੀ ਕਪਾਲ ॥
poant maal kaalee kapaal |

کالی دارد به پسران (قهرمان) گلدسته می کند

ਚਲ ਚਿਤ ਚਖ ਛਾਡੰਤ ਜ੍ਵਾਲ ॥੪੨੩॥
chal chit chakh chhaaddant jvaal |423|

شیوا با فرض شکل وحشتناک خود در حال رقصیدن و نواختن تبور ترسناکش است، الهه کالی تسبیح جمجمه ها را به رشته می زند و شعله های آتش را رها می کند، در حالی که خون می نوشد.423.

ਰਸਾਵਲ ਛੰਦ ॥
rasaaval chhand |

رساوال استانزا

ਬਜੇ ਘੋਰ ਬਾਜੇ ॥
baje ghor baaje |

نوازندگان وحشتناک زنگ ها را به صدا در می آورند

ਧੁਣੰ ਮੇਘ ਲਾਜੇ ॥
dhunan megh laaje |

(که) اکو (در شنیدن) دگرها شرمنده می شوند.

ਖਹੇ ਖੇਤ ਖਤ੍ਰੀ ॥
khahe khet khatree |

مردم چاتری در حال جنگ (با یکدیگر) هستند.

ਤਜੇ ਤਾਣਿ ਪਤ੍ਰੀ ॥੪੨੪॥
taje taan patree |424|

طبل های جنگی وحشتناک به صدا درآمدند که با شنیدن آن ابر احساس خجالت کرد، کشتریاها در میدان نبرد جنگیدند و با کشیدن کمان، تیرها را رها کردند.424.

ਗਿਰੈ ਅੰਗ ਭੰਗੰ ॥
girai ang bhangan |

اندام (جنگجویان) از هم می پاشد.

ਨਚੇ ਜੰਗ ਰੰਗੰ ॥
nache jang rangan |

آنها به رنگ های جنگ می رقصند.

ਖੁਲੇ ਖਗ ਖੂਨੀ ॥
khule khag khoonee |

شمشیرهای خونخوار از میانو بیرون آمده است

ਚੜੇ ਚਉਪ ਦੂਨੀ ॥੪੨੫॥
charre chaup doonee |425|

رزمندگان با دست و پا شکسته در حال رقص افتادن، غرق در جنگ بودند، رزمندگان با غیرت مضاعف خنجرهای خود را بیرون کشیدند.425.

ਭਯੋ ਘੋਰ ਜੁਧੰ ॥
bhayo ghor judhan |

جنگ وحشتناکی رخ داده است.

ਇਤੀ ਕਾਹਿ ਸੁਧੰ ॥
eitee kaeh sudhan |

(این) برای هیچ کس چندان خبری نیست.

ਜਿਣਿਓ ਕਾਲ ਰੂਪੰ ॥
jinio kaal roopan |

پادشاهانی که (جنگجویان) را فتح کردند مانند کال،

ਭਜੇ ਸਰਬ ਭੂਪੰ ॥੪੨੬॥
bhaje sarab bhoopan |426|

چنان جنگ هولناکی در گرفت که هیچ یک از جنگجویان به هوش نماند، کالکی، مظهر یاما، پیروز شد و همه پادشاهان فرار کردند.426.

ਸਬੈ ਸੈਣ ਭਾਜਾ ॥
sabai sain bhaajaa |

تمام ارتش در حال فرار هستند.

ਫਿਰ੍ਯੋ ਆਪ ਰਾਜਾ ॥
firayo aap raajaa |

(با دیدن این) پادشاه سامبال دوباره بازگشته است.

ਠਟ੍ਰਯੋ ਆਣਿ ਜੁਧੰ ॥
tthattrayo aan judhan |

جنگ را آغاز کرد

ਭਇਓ ਨਾਦ ਉਧੰ ॥੪੨੭॥
bheio naad udhan |427|

وقتی همه پادشاهان فرار کردند، خود پادشاه (سامبال) چرخید و جلو آمد و با تولید صدای مهیب جنگ را آغاز کرد.427.

ਤਜੇ ਬਾਣ ਐਸੇ ॥
taje baan aaise |

(جنگجویان) تیرهایی مانند این شلیک کنید

ਬਣੰ ਪਤ੍ਰ ਜੈਸੇ ॥
banan patr jaise |

همانطور که (با باد) حروف در نان پرواز می کنند.

ਜਲੰ ਮੇਘ ਧਾਰਾ ॥
jalan megh dhaaraa |

یا به عنوان قطره های آب از جانشین می ریزد.

ਨਭੰ ਜਾਣੁ ਤਾਰਾ ॥੪੨੮॥
nabhan jaan taaraa |428|

تیرهایش را طوری پرتاب می کرد که گویی برگ ها در جنگل می پرند یا ستاره ها از آسمان می ریزند.428.