و اسب ها
اسبها و اسب سواران بیهوش در میدان نبرد خوابیده اند.417.
قاضی (جنگجو)
آنها فرار کرده اند.
(با دیدن آنها) پادشاه نیز
فیل ها فرار می کنند و به این ترتیب شاهان از رسوایی شکست، احساس شرم می کنند.418.
خنده می خندد (می خندد)
و (جنگجویان) را جدا می کند.
اندام (آنها) سفت می شود (یعنی بدنشان سفت می شود).
خنجرهای بزرگ در میدان جنگ ضربات کوبنده ای بر اندام ها وارد می کند.419.
PAADHARI STANZA
ارتش عظیم اینگونه می جنگد.
مبارزان جنگجویان با عصبانیت به نبرد می شتابند.
جنگجویان سرکشی تیر می زنند.
بدین ترتیب لشکرهای بی شماری جنگیدند و جنگجویان با خشم و پرتاب تیر و رعد به جلو پیش رفتند و با شنیدن صدای هولناک، نامردان پا به فرار گذاشتند.420.
جنگجویان با یک عروسک خوب با عصبانیت رفتار می کنند.
کرپانها کشیده میشوند و Kirchas ('Dhopas') روشن میشوند.
رزمندگان بزرگ در حال مبارزه هستند.
جنگجویان با خشم با نیروهای خود به جلو رفتند و شمشیرهای خود را بیرون آوردند و ضرباتی را به هم زدند، انبوه اجساد مانند کوه هایی بود که بر روی دریا قرار گرفته بودند، هزینه ساخت سد.
دست و پا قطع می شود، خون از زخم ها بیرون می زند.
جنگجویان قاطعانه می جنگند (نبرد) و با چاو دست و پنجه نرم می کنند.
(نبرد قهرمانان) را صالحان می بینند
اندام بریده میشود، زخمها از ما میجوشد و رزمندگان با غیرت میجنگند، استادان، نوازندگان و تصنیفخوانها و غیره به جنگ نگاه میکنند و مدح قهرمانان را نیز میخوانند.422.
خود شیوا در حال رقص وحشتناکی است.
خیلی ترسناک به نظر می رسد.
کالی دارد به پسران (قهرمان) گلدسته می کند
شیوا با فرض شکل وحشتناک خود در حال رقصیدن و نواختن تبور ترسناکش است، الهه کالی تسبیح جمجمه ها را به رشته می زند و شعله های آتش را رها می کند، در حالی که خون می نوشد.423.
رساوال استانزا
نوازندگان وحشتناک زنگ ها را به صدا در می آورند
(که) اکو (در شنیدن) دگرها شرمنده می شوند.
مردم چاتری در حال جنگ (با یکدیگر) هستند.
طبل های جنگی وحشتناک به صدا درآمدند که با شنیدن آن ابر احساس خجالت کرد، کشتریاها در میدان نبرد جنگیدند و با کشیدن کمان، تیرها را رها کردند.424.
اندام (جنگجویان) از هم می پاشد.
آنها به رنگ های جنگ می رقصند.
شمشیرهای خونخوار از میانو بیرون آمده است
رزمندگان با دست و پا شکسته در حال رقص افتادن، غرق در جنگ بودند، رزمندگان با غیرت مضاعف خنجرهای خود را بیرون کشیدند.425.
جنگ وحشتناکی رخ داده است.
(این) برای هیچ کس چندان خبری نیست.
پادشاهانی که (جنگجویان) را فتح کردند مانند کال،
چنان جنگ هولناکی در گرفت که هیچ یک از جنگجویان به هوش نماند، کالکی، مظهر یاما، پیروز شد و همه پادشاهان فرار کردند.426.
تمام ارتش در حال فرار هستند.
(با دیدن این) پادشاه سامبال دوباره بازگشته است.
جنگ را آغاز کرد
وقتی همه پادشاهان فرار کردند، خود پادشاه (سامبال) چرخید و جلو آمد و با تولید صدای مهیب جنگ را آغاز کرد.427.
(جنگجویان) تیرهایی مانند این شلیک کنید
همانطور که (با باد) حروف در نان پرواز می کنند.
یا به عنوان قطره های آب از جانشین می ریزد.
تیرهایش را طوری پرتاب می کرد که گویی برگ ها در جنگل می پرند یا ستاره ها از آسمان می ریزند.428.