همه کائوراواهایی که به آنجا آمده بودند به خانه های مربوطه خود رفتند.
از این سو، کاورواها نیز به خانه های خود رفتند و کریشنا دوباره به دوارکا بازگشت.2427.
دوره
(شاعر) شیام می گوید، بسدف پس از اجرای یاگیا در آنجا (بازگشت) رفته است
قبل از رفتن، کریشنا یک یاجنا انجام داد، زیرا پسر واسودف خدای خدایان در تمام چهارده جهان است.2428.
چاوپای
شری کریشنا با افزایش عشق رفت.
کریشنا با خوشحالی رفت و با رسیدن به خانه، پاهای پدرش را پرستش کرد
وقتی پدر (آنها) آمدن را دید،
وقتی پدرش آمدنش را دید، او را خالق هر سه جهان شناخت.2429.
کریشنا را بسیار تحسین کرد.
او کریشنا را به طرق مختلف ستایش کرد و شخصیت کریشنا را در ذهن خود تثبیت کرد
عبادت کرد با شناخت پروردگارش.
او را خداوند-خدای خود می دانست، او را پرستش کرد و کریشنا نیز کل راز را در ذهنش درک کرد.2430.
پایان فصل با عنوان «بازگشت به دوارکا پس از اجرای یجنا و ارائه دستورالعملهای دانش به گوپیها» در پایان شرح در کریشنااتارا (بر اساس داشام اسکند پورانا) در باچیتار ناتاک.
اکنون شرح در مورد آوردن هر شش پسر دواکی آغاز می شود
SWAYYA
شاعر شیام می گوید، سپس دواکی پیاده به سمت سری کریشنا آمد.
شاعر شیام می گوید که پس از آن دواکی نزد کریشنا آمد و او را به عنوان خداوند واقعی در ذهن خود، به عنوان خالق هر چهارده جهان، در نظر گرفت.
و قاتل مادو و کیتاب در ذهنش کریشنا را اینگونه ستایش می کند،
او گفت: «پروردگارا! همه پسرانمان را که کانسا کشته اند نزد من بیاور.»2431.
خداوند (کریشنا) با شنیدن دنیاهای مادرش، همه پسرانش را از جهان پایین آورد.
دواکی نیز آنها را پسر خود می دانست و آنها را در آغوش گرفت
آگاهی آنها نسبت به تولدشان نیز زنده شد و به نسب بلندشان نیز پی بردند