برخی شکمشان بریده شد و مانند مناره افتاد.(25)
چوپایی
ده هزار اسب کشته شدند
ده هزار اسب مردند و بیست هزار فیل خندیدند.
یک لک پادشاه، ارابه و غیره نابود شدند
صد هزار فرمانروا قتل عام شدند و عده زیادی از سربازان پا به عرصه مرگ فرستادند.(26)
دوهیرا
دوریودان، درونا (آچاریا)، کرپا، کاران، راجا بهور سروا،
همه مدعیان برتری با لشکریان خود به آنجا رسیدند.(27)
ساویه
(آنها گفتند) "گوش کن، ای احمق، ما داروپدی را با پیروزی در theswayyamber خواهیم برد."
با نیزهها و سهجانبهها شما را به قلهی مرگ میفرستیم.
با زن در ارابه کجا می دوی؟ ما به شما اجازه فرار نمی دهیم
ما حل و فصل خواهیم کرد. یا ارجان یا دریودان زنده خواهند ماند.(28)
چوپایی
آنها شما را زنده نمی گذارند.
ما نمی گذاریم زنده باشی و زمین را با خونت خیس کنیم.
(امروز) تصمیمی در ران گرفته خواهد شد،
"ما در مبارزه امروز تصمیم خواهیم گرفت، یا پانداو یا کایروف ادامه خواهند داد."(29)
آریل
آرجون ابتدا کاران ('Bhanuj') را با یک تیر شلیک کرد
ارژن ابتدا تیری به سمت کاران پرتاب کرد و سپس دارودان را نشانه گرفت.
بهیما عصبانی شد و تیری به سوی بهیما (پدر) پرتاب کرد.
سپس بهیم با خشم واقعی تخلیه شد و تیر اسب های داریودان و بهشم پیتاما را کشت.(30)
سپس بورشراوا را با تیر فتح کرد.
سپس، او دور Bhoor Serva Kirpa Acharya را بیهوش کرد.
بعد هاتی کاران عصبانی شد و جلو رفت
کاران سرسخت دوباره برخاست و بار دیگر به جنگ پرید.(31)
(او) یک تیر به سینه آرجونا شلیک کرد.
یک تیر به سمت ارجان پرتاب کرد. او نتوانست تعادل برقرار کند و بیهوش شد.
سپس دراپاتی تیر و کمان را گرفت
داروپدی جلوتر رفت، کمان را به دست گرفت و بسیاری از مبارزان را به ضرب گلوله کشت.(32)
(او) تیری به سینه کارانا زد.
یک تیر مستقیم به سینه کاران رفت و تیر دیگر به درودان خورد.
(سپس) بهشما، بورسراوا و دروناچاریا را زخمی کرد.
بهیشام پیتاما، بور سروا و درونا مجروح شدند و دوشاشان، کرپا و ارابه های زیادی نابود شدند.(33)
دوهیرا
شجاعان راضی بودند اما ترسوها ناامید شدند.
جنگ نیرومند گسترش یافت و رقص جنگ به اوج خود رسید.(34)
آری
اسب های سلطنتی و اسب های تازه کشته شدند.
او آنها را برای یک ساعت درگیر کرد و شجاعانه جنگید.
در این بین ارژن با دیدن او به هوش آمد
لشکر دشمن آماده با تیر و کمان فرار کرد.(35)
بیست و چهار:
آنها را به مدت یک ساعت درگیر نگه داشت
و با هم دعوا کردند.
آرجان گاجیا در دستش کمان گرفته است