ای دوستان! که با او در ساحل یامونا غرق در عشق شده ایم، او اکنون در ذهن ما محکم است و از آن بیرون نمی رود.
با شنیدن صحبت های مربوط به رفتن او، اندوه شدیدی در ذهن ما رخنه می کند
ای دوست! گوش کن، همان کریشنا، اکنون ما را ترک می کند و به سمت ماتورا می رود.799.
شاعر می گوید که همه زنان زیبا با او در عشق شدید بازی می کردند
او در عرصه بازی های عاشقانه مانند برق آسا در ابرهای ساوان می درخشید
(که) صورتش مانند ماه و بدنش مانند طلا و زیبایی مانند نیلوفر آبی و راه رفتنش مانند فیل است.
ای دوستان، زنان را با چهره هایی مانند ماه، بدن هایی مانند طلا و راه رفتن مانند فیل ها رها کنید! حالا ببینید که کریشنا به ماتورا می رود.800.
گوپی ها با بدن هایی مانند طلا و چهره هایی مانند نیلوفر آبی در عشق کریشنا ناله می کنند.
ذهنشان غرق در غم و اندوه است و آسایششان از بین رفته است
همه می گویند: «ای دوست! ببین، کریشنا همه ما را پشت سر گذاشته است
خود پادشاه یداواس به ماتورا رفته و درد ما یعنی درد دیگری را حس نمی کند.801.
جامه های اخرایی می پوشیم و کاسه التماس را در دست می گیریم
ما باید قفل های مات بر روی سرمان داشته باشیم و از التماس برای کریشنا احساس لذت کنیم
هر چه کریشنا رفته است، ما به آنجا خواهیم رفت
ما گفته ایم که یوگین می شویم و خانه هایمان را ترک می کنیم.802.
گوپی ها با هم حرف می زنند، ای سخی! گوش کن، ما انجامش می دهیم.
گوپی ها در میان خود می گویند: «ای دوست! ما این کار را انجام خواهیم داد که خانه هایمان را ترک کنیم و موهای مات شده بر سر و کاسه های التماس در دست داشته باشیم.
ما زهر می خوریم و می میریم، غرق می شویم یا خود را می سوزانیم
همه آنها با توجه به جدایی خود گفتند که هرگز از شرکت کریشان خارج نمی شوند.803.
او که در عشق پرشور ما غرق شده بود و در جنگل به ما لذت زیادی می داد
او که برای ما مسخره ها را تحمل کرد و شیاطین را به زمین زد
که در رسا تمام غم های ذهن گوپی ها را از بین برده است.
او که تمام غم های گوپی ها را در عرصه بازی عاشقانه از بین برد، همان کریشنا اکنون با ترک عشق ما به ماتورا رفته است.804.
در گوش هایمان حلقه می زنیم و ردای زعفرانی بر تنمان می گذاریم.
حلقهها را در گوشهای خود میبندیم و لباسهای اُخرایی را به تن میکنیم. ما دیگ ماده ی معالجه را در دست خواهیم گرفت و خاکستر را روی بدن خود می مالیم
شیپور قبر را به کمر خود آویزان خواهیم کرد و نام گوراخنث را برای صدقه فریاد خواهیم زد.
گوپی ها گفتند که به این ترتیب یوگین می شوند.805.
یا زهر میخوریم یا با روش دیگری خودکشی میکنیم
ما با ضربات چاقو بر بدن خود خواهیم مرد و بار گناه خود را بر کریشنا هموار خواهیم کرد،
در غیر این صورت، برهما را فراخوانی خواهیم کرد تا هیچ ظلمی در حق ما نشود
گوپی ها این را گفتند که به هیچ وجه اجازه نمی دهند کریشنا برود.806.
تسبیح چوب سیاه را دور گردنمان می بندیم و کیفی را به کمرمان می زنیم
ما باید سه گانه را در دست بگیریم و با نشستن در حالتی در زیر نور آفتاب بیدار بمانیم
ما کنف مراقبه کریشنا را می نوشیم و مست می شویم
به این ترتیب گوپی ها گفتند که در آن خانه ها زندگی نمی کنند و یوگین خواهند شد.807.
جلوی خانه کریشنا آتش روشن می کنیم و کار دیگری نمی کنیم
در او تدبر خواهیم کرد و از کنف مراقبه او مست خواهیم ماند
خاک پاهایش را مانند خاکستر بر بدن خود خواهیم مالید
گوپی ها می گویند که به خاطر آن کریشنا خانه های خود را ترک می کنند و یوگین می شوند.808.
با تسبیح ذهن خود، نام او را تکرار می کنیم
به این ترتیب ما باید ریاضت انجام دهیم و کریشن، پادشاه یداواس را خشنود کنیم
پس از گرفتن نعمتش، از او التماس می کنیم که خود را به ما بسپارد
گوپی ها با این تفکر می گویند که خانه های خود را ترک کرده و یوگین می شوند.809.
آن زنان دور هم جمع شدند و مانند گله آهو ایستادند و به صدای بوق گوش دادند
این تماشای گروه گوپی ها همه اضطراب ها را از بین برد، همه این گوپی ها مجذوب کریشنا هستند.
اگرچه چشمان خود را بسته اند، اما حضور کریشنا را در نزدیکی احساس می کنند، اما در توهم، گاهی اوقات چشمان خود را خیلی سریع باز می کنند.
مثل مجروح این کار را می کنند که گاهی چشمانش را می بندد و گاهی باز می کند.810.
گوپیهایی که بدنهایی مانند طلا دارند و هنر (چهره) ماه دارند،