تاپیس نه تاپسوی ("پاونهاری")
زاهدان به او مانند شیوا می نگرند، با رزق هوا، و بارد او را اسلحه دار می داند.103.
شب (راما) را ماه شناخت،
برای شب او ماه است و برای روز او خورشید است.
راناس شکل رودرا را می دانست
گاناها او را به عنوان رودرا و خدایان او را ایندرا می دیدند.104.
وداها به شکل الهی می دانند،
وداها او را به عنوان برهمن می دانستند، برهمن ها او را ویاس می دانستند.
ویشنو به عنوان "هاری" فکر می کرد
ویشنو او را بهعنوان پروردگار دائمی تجسم کرد و سیتا او را رام میبیند.105.
سیتا راما را دید
سیتا به عنوان رام به سمت او نگاه می کند که با تیر کوپید سوراخ شده است.
و گرنی بعد از خوردن به زمین افتاد
او در حال تاب خوردن بر روی زمین مانند مستی سرگردان به زمین افتاد.106.
آگاه بودن (پس) اینگونه برخاست
او به هوش آمد و مانند یک جنگجوی بزرگ برخاست.
و چشمانش را دوخت (سپس به راما).
او چشمانش را مانند چاکوری (پرنده تپه ای) روی ماه متمرکز نگه داشت.107.
(سیتا و راما) هر دو شیفته یکدیگر شدند.
هر دو به هم چسبیده بودند و هیچکدام روی آنها نمی لنگید.
بدین ترتیب آنها (در مقابل یکدیگر) ایستاده بودند.
آنها مانند رزمنده در میدان جنگ محکم ایستادند.108.
(شاه جانک) کرورها قاصدی فرستاده بود تا از مرگ سیتا خبر دهند
قاصدانی به قلعه فرستاده شدند که مانند هانومان، پسر خدای باد، به سرعت رفتند.