نام کریشنا در ارتش Yadavas مورد ستایش قرار گرفت،
اما آناگ سینگ، اسب خود را به دویدن واداشته بود در مقابل ارتش پادشاه یدوا قرار گرفت
این پادشاه در یک لحظه تمام جنگجویان لشکر را نابود کرد، سرها مانند ستارگانی که از آسمان فرو می ریزند بر زمین می افتند.1144.
او که بسیار عصبانی شد، دوباره بر سپاه یدآوا افتاد
از طرف دیگر کریشنا نیز در ارتش خود حرکت کرد که باعث افزایش خشم در ذهن دشمن شد
پادشاه آناگ سینگ اسلحه گرم خود را شلیک کرد که توسط آن سربازان مانند کاه در آتش سوختند
اندام رزمندگانی که بریده میشدند مانند علفهای سوخته در محراب قربانی میافتادند.1145.
آنها با کشیدن کمان به سمت گوش و هدف قرار دادن رزمندگان، تیر پرتاب می کنند.
رزمندگان با کشیدن کمان به سمت گوش، تیرها را پرتاب می کنند و تیری که در میانه راه با این تیرها برخورد می کند، خرد می شود و به پایین پرتاب می شود.
با شمشیر ('فیل های آهنی') و تبر به بدن کریشنا ضربه می زنند.
دشمنان با در دست داشتن شمشیرها، ضربات را به بدن کریشنا می زنند، اما با خستگی نتوانستند مانع ضربات کریشنا شوند.1146.
رزمندگانی که به کریشنا حمله کردند، توسط او تکه تکه شدند
تیر و کمان و شمشیر و گرز خود را در دست گرفت و ارابه سواران را از ارابه هایشان محروم کرد.
بسیاری از رزمندگان مجروح شده، شروع به دور شدن از صحنه جنگ کرده اند
و بسیاری دیگر که قهرمانانه در میدان می جنگند، جنگجویان مرده مانند شاهان مار مرده دراز کشیده به نظر می رسند که توسط گارودا، پادشاه پرندگان کشته شده اند.1147.
آن جنگجو شمشیر خود را در دست گرفت و یداوها را درگیر جنگ کرد
رام شاعر پس از کشتن چهار لشکر لشکر می گوید که شاه با قدرت شروع به رعد و برق کرد
با شنیدن غرش او، ابرها احساس خجالت و ترس کردند
او در ميان دشمنان مانند شير در ميان آهو باشكوه به نظر مي رسيد.1148.
با زدن دوباره ضربات، نیروها کشته شدند و پادشاهان زیادی کشته شدند
پنجاه هزار سرباز کشته شدند و ارابه داران از ارابه های خود محروم و قطعه قطعه شدند
جایی اسب ها، جایی فیل ها و جایی پادشاهان افتاده اند
ارابه پادشاه آناگ سینگ در میدان جنگ پایدار نیست و مانند یک بازیگر رقصنده می دود.1149.
یک جنگجوی شجاع کریشنا به نام آماز خان بود، پادشاه آمد و با او ایستاد.