پس از کشتن شصت هزار جنگجو، پادشاه یک لک یاکشا را به زمین زد
او یک لک یداوها را از ارابه هایشان محروم کرد و یاکشاها را هدف خود قرار داد
او پنجاه لخ سرباز را پاره پاره روی زمین پراکنده کرد
به جای آنها، جنگجویان که با شمشیر به شاه حمله کردند، او همه آنها را کشت.1579.
پادشاه در حالی که سبیل های خود را می چرخاند، بی باک بر ارتش افتاد
او دوباره یک لک سوار را کشت و غرور سوریا و چاندرا را در هم شکست، حتی با یک تیر یاما را بر زمین زد.
او حتی اندکی هم نمی ترسید
آنها که خود را قهرمان می نامیدند، پادشاه آنها را تکه تکه کرد.1580.
او در جنگ ده لک یاکشا و حدود یک لک جنگجوی وارونا را کشت
او همچنین جنگجویان بی شماری از ایندرا را کشت و شکست نخورد
او ساتیاکی، بالرام و واسودف را بیهوش کرد
یاما و ایندرا بدون برداشتن سلاح از میدان جنگ فرار کردند.1581.
دوره
هنگامی که پادشاه خشمگین شد و چنین جنگی (وحشتناک) به راه انداخت،
هنگامی که پادشاه با چنین خشم جنگ را آغاز کرد، کریشنا تیر و کمان خود را برداشت جلو آمد.1582.
بیشانپادا
وقتی کریشنا خشمگین با کمان قدرتمندی بر دشمن وارد شد،
هنگامی که کریشنا با خشم، با قدرت بر دشمن افتاد و کمان خود را در دست گرفت، سپس در حالی که خشمگین شد، پادشاه در ذهن خود خداوند را ستایش کرد.
مکث کنید.
که شکوهش در آن سه نفر آشکار است و ششنگ پایانش را نیافته است.
کسی که جلالش در هر سه جهان شناخته شده است، حتی ششناگا نمی تواند حدود او را درک کند و حتی وداها نمی توانند بدانند من کیست، نام او کریشنا، پسر ناند است.
او که مار کالیا، مظهر کال (مرگ) را ریسمان کرد، او که کانسا را از موهایش گرفت و او را به زمین زد.
من با عصبانیت او را در جنگ به چالش کشیده ام
او که حکیمان همواره در مورد او تعمق می کنند، اما هنوز نمی توانند او را در قلب خود درک کنند.
من بسیار خوش شانس هستم که جنگ وحشتناکی با او به راه انداختم.1583.
«ای پروردگار یداواس! تو از من حمایت کردی
حتی مقدسین هم بینایی تو را ندارند، اما من تو را درک کرده ام.
مکث کنید.
من می دانم که هیچ قهرمان دیگری مانند من در جهان وجود ندارد،
من می دانم که هیچ جنگجوی توانا دیگری مانند من وجود ندارد که کریشنا را در جنگ به چالش کشیده باشد
کسی که سوکادوا نارادا مونی، سارادا و غیره می خوانند، اما به هدف خود نرسیده اند،
"او که شوکدف، نارادا و شاردا او را ستایش می کنند و هنوز قادر به درک رمز و راز او نیستند، من امروز او را برای جنگ در خشم به چالش کشیده ام."1584.
SWAYYA
شاه با این گونه مداحی، تیر و کمان خود را در دست گرفت و در حالی که می دوید، تیرهای زیادی پرتاب کرد.
آن رزمندگانی که در جنگ جلوی او میآمدند، او نگذاشت بروند و آنها را کشت
کسانی که اجسادشان مجروح است، پس دست برای کشتن آنها بلند نشده است (یعنی مرده اند).
او اسلحه خود را برای کشتن مجروحان بر نگرفت و با کشتن ارتش یدوا، پادشاه بر کریشنا افتاد.1585.
پادشاه با تیر خود باعث شد تاج کریشنا سقوط کند
او هزار و پانصد فیل و اسب را کشت
او دوازده هزار یاکشا را بی جان کرد
با دیدن چنین جنگی غرور رزمندگان شکسته شد.1586.
او ده روز و ده شب درگیر جنگ با کریشنا بود، اما شکست نخورد
در آنجا او چهار واحد نظامی دیگر ایندرا را کشت
جنگجویان که بیهوش می شدند بر زمین افتادند و بسیاری از رزمندگان در حین مبارزه شکست خوردند
آن جنگجوی توانا چنان فریاد چالش برانگیز بلند کرد که بسیاری از جنگجویان از ترس فرار کردند.1587.
پس از شنیدن فریاد چالش برانگیز، همه رزمندگان دوباره برگشتند، سپس جنگجوی توانا (پادشاه) با تیرهای خود ضرباتی را به آنها وارد کرد.
اجساد آنها در وسط راه افتاد، زیرا تیرها از بدن آنها نفوذ کرد
بسیاری از رزمندگان قربانی در آن زمان دویده اند و با صورت در سپر، سلاح های خود را (به سمت شاه) بالا می برند.