اما پادشاه احمق نتوانست هیچ رازی را بفهمد. 22.
در اینجا فصل 166 Mantri Bhup Samvad از Tria Charitra از سری Charitropkhyan به پایان می رسد، همه چیز فرخنده است. 166.3296. ادامه می یابد
دوگانه:
یک جنگجوی بزرگ به نام Dhan Rao در Bans Bareilly وجود داشت.
همسرش به نام شاه پری مورد احترام همه بود. 1.
بیست و چهار:
یک فاحشه ("پاترا") نزد پادشاه آمد
که به خوبی با زره و زیورآلات زیبا آراسته شده بود.
شاه عاشق او شد
و ملکه را فراموش کرد. 2.
دوگانه:
پادشاه برادری داشت که بسیار زیبا بود.
شاه پری از ترس شاه خلاص شد و به او گیر کرد. 3.
بیست و چهار:
رانی هر روز با او تماس گرفت.
شروع کرد به بازی با او.
(او) شاه را از دل فراموش کرد
(و در ذهن من) تصمیم گرفت که پادشاهی را به او بدهم. 4.
اکنون پادشاهی را به تو می دهم
و تو مرا همسرت کردی
کاری که بهت میگم انجام بده
و از این پادشاه نترس. 5.
بیست مانا و یک زهر بخواه
و در غذای همه قرار دهید.
همه از جمله پادشاه خواهند آمد و غذا خواهند خورد
و در یک لحظه همه خواهند مرد. 6.
دوگانه:
اول آنها را بکشید و (سپس) پادشاهی را تصرف کنید
و سرور مملکت شو و با من خوشبختی کن. 7.
بیست و چهار:
بعد دوستش هم همین کار را کرد
و پادشاه را با لشکر فرستاد.
در غذای همه سم بریزید
و به همه از جمله روسپی غذا داد. 8.
شاه با ارتش شام خورد
و در عرض یک ساعت مردند.
کسانی که جان سالم به در بردند دستگیر و کشته شدند.
حتی یکی از آنها نتوانست زنده بماند. 9.
با کشتن آنها، پادشاهی را به دست گرفت
و او را ملکه خود کرد.
هرکس دستش را بلند می کرد (یعنی سلاحش را بالا می برد) کشته می شد.
آن که روی پاهایش افتاد، به او پیوست. 10.
این نوع شخصیت توسط یک زن انجام شد
و شوهرش را کشت.
قهرمانان دیگر را نیز کشت
و پادشاهی را به دوستش داد. 11.
دوگانه:
با این شخصیت زن شوهرش را کشت