چاوپای
آسومده و آسومدهان (پسران جانمجا)،
قهرمانان بزرگ و راستگو (شاهزادگان) بودند.
آنها بسیار شجاع، توانا و کماندار بودند.
مداحی آنها در هر خانه ای در کشور خوانده می شد.1.238.
آنها جنگجویان برتر و کمانداران برتر بودند.
از ترس آنها سه عالم به لرزه افتادند.
آنها پادشاهانی با شکوه غیرقابل تقسیم بودند.
آنها افرادی با شکوه بی حد و حصر بودند و تمام دنیا از آنها یاد کردند.2.239.
از سوی دیگر، آجای سینگ یک قهرمان فوق العاده بود،
که پادشاهی بزرگ و در چهارده تعلیم ماهر بود.
او بدون هیچ رذیله ای بود، او غیرقابل مقایسه و دارای قدرتی غیرقابل سنجش بود.
که بر بسیاری از دشمنان پیروز شد و آنها را له کرد.3.240.
او فاتح بسیاری از جنگ ها بود.
هیچ یک از سلاح داران نتوانست از او فرار کند.
او یک قهرمان بزرگ بود و دارای ویژگی های عالی بود
و همه جهان او را گرامی داشتند.4.241.
در هنگام مرگ، شاه جانمجا،
با شورای وزیران خود مشورت کرد،
در مورد اینکه سلطنت باید به چه کسی اعطا شود؟
به دنبال نشان سلطنت گشتند.5.242.
از بین این سه نفر باید سلطنت را به چه کسی داد؟
کدام پسر شاه را باید پادشاه کرد؟
پسر کنیز مستحق پادشاهی نیست
لذت های سلطنت برای او مقصود نیست.6.243.
(پسر بزرگ) آسومد پادشاه شد،
و همه مردم او را به عنوان پادشاه تشویق کردند.
تشییع جنازه جانمجا انجام شد.
شادی های بزرگی در خانه آسومده بود.7.244.
یک برادر دیگر که پادشاه داشت،
به او ثروت هنگفت و اقلام گرانبها داده شد.
او همچنین به عنوان یکی از وزیران انتخاب شد.
و او را در مقام دیگری قرار داد.8.245.
سومی که پسر کنیز بود.
به او منصب ژنرال ارتش داده شد
او را بخشی کردند
و تمام کار نیروها را اداره می کرد.9.246.
(همه برادران) از به دست آوردن مناصب خود در پادشاهی خوشحال بودند.
پادشاه از دیدن رقص ها لذت زیادی می برد.
سیزده و شصت و چهار مریدانگ وجود داشت،
و میلیون ها آلات موسیقی دیگر در حضور او طنین انداز شد.10.247.
برادر دوم به سختی آبخوری کرد.
او به عطر زدن و دیدن رقص ها علاقه داشت.
هر دو برادر فراموش کردند که مسئولیت های سلطنتی را انجام دهند،
و سایبان شاهنشاهی بر سر سومی برگزار شد.11.248.
پس از گذشت چندین روز در پادشاهی مانند این،
هر دو برادر مسئولیت های سلطنتی را فراموش کردند.
هر دو برادر با مشروب زیاد کور شدند،