«هر کس را در ذهن خود می پسندی، او را به عنوان استاد خود بپذیر و فریبکاری را رها کن، با یکدلی به او خدمت کن.
وقتی Guru Dev خوشحال می شود، شما موهبت دریافت خواهید کرد.
وقتی مرشد خشنود شد، به تو موهبتی عطا میکند، وگرنه ای دات خردمند! نمی توانی به رستگاری دست یابی.»112.
کسی که برای اولین بار نصیحت کرد ("مانترا") و معتقد بود که او گورودوف است
او که در وهله اول این مانترا را گفت و در ذهن خود نسبت به خداوند احساس می کرد و او را به عنوان گورو پذیرفت، دات برای دریافت دستورالعمل در یوگا اقدام کرد.
والدین همچنان نهی می کردند، اما (او) به یک کلمه از آنها گوش نمی داد.
اگرچه پدر و مادر او را منصرف کردند، اما او گفته کسی را که لباس یوگی به تن کرد نپذیرفت و به سمت جنگلی انبوه رفت.
او به جنگل های انبوه رفت و انواع توبه کرد.
در جنگل به طرق مختلف ریاضت میکشید و با تمرکز ذهن، انواع مانتراها را میخواند.
هنگامی که یک سال عذاب کشید و توبه شدید کرد،
هنگامی که او سالها سختیها را تحمل کرد، ریاضتهای بزرگی انجام داد، آنگاه خداوند، گنجینه حکمت، نعمت «حکمت» را به او بخشید.114.
هنگامی که به او نعمت حکمت داده شد، حکمتی غیرقابل پاسخ به دست آورد.
هنگامی که این موهبت به او عطا شد، آنگاه حکمت بیپایانی در وجودش رخنه کرد و آن دات بزرگ به منزلگاه آن پوروشا (خداوند) عالی رسید.
سپس ناگهان هوش در همه جهات گسترش یافت.
این حکمت ناگهان در جهات مختلف گسترش یافت و دارما را تبلیغ کرد که گناهان را نابود کرد.115.
کسی که هرگز هلاک نمی شود، آن قحطی را اولین گورو کرد.
به این ترتیب، او برهمن ابدی تجلی نشده را به عنوان اولین گورو خود پذیرفت، که در همه جهات نفوذ می کند، او که چهار بخش اصلی خلقت را گسترش داده است، یعنی:
که اندج و جرج و ستج و ادبهیج و غیره را گسترش داده است.
آنداجا (تخمزا) جراج (زندهزا)، سوتاجا (تولید شده توسط گرما و رطوبت) و اوتبیجا (جوانهزن)، حکیم دات آن خداوند را به عنوان اولین گورو خود پذیرفت.116.
پایان توضیحات در مورد پذیرش برهمن آشکار نشده به عنوان اولین گورو.
(اکنون شرح گورو دوم آغاز می شود) ROOAAL STANZA
حکیم فوقالعاده پاک و با ارزش یوگا (Datta Dev).
حکیم دات، فوقالعاده بینقص و اقیانوس یوگا، سپس در ذهن خود در مورد دومین شن گورو مدیتیشن کرد و ذهن را به گوروی خود تبدیل کرد.
وقتی ذهن اطاعت می کند، تنها در این صورت ناث شناسایی می شود.
هنگامی که ذهن پایدار شد، آن پروردگار متعال شناخته می شود و خواسته های قلب برآورده می شود.117.
پایان فصل با عنوان «شرح گورو دوم».
(اکنون شرح داشام آغاز می شود) BHUJANG PRAYAAT STANZA
وقتی دات دو گورو را انتخاب کرد،
زمانی که دات دو گورو را پذیرفت و او همیشه به آنها خدمت می کرد
بر سر (او) دسته ای از قیطان است، (آنها واقعاً) امواج گنگ هستند.
امواج گنگ و قفلهای ماتشده بهخوبی بر سر او نشسته بودند و خدای عشق هرگز نمیتوانست بدن او را لمس کند.118.
درخشش بسیار روشنی روی بدن وجود دارد
خاکستر سفیدی بر بدنش ریخته بود و ذهن افراد بسیار محترم را مجذوب خود می کرد
امواج گنگای بزرگ، امواج جاتاها هستند.
حکیم با امواج گنگ و قفل های مات بسیار عالی ظاهر شد او گنجینه خرد و دانش سخاوتمندانه بود.119.
او لباس های اخرایی می پوشید و همچنین کمربند را می پوشید
او تمام انتظارات را رها کرده بود و فقط یک مانترا خوانده بود
مونی بزرگ به سکوت بزرگی دست یافته است.
او یک ناظر سکوت بزرگ بود و تمام تمرینات آن اعمال یوگا را تمرین می کرد.120.
او اقیانوسی از رحمت و انجام دهنده همه اعمال نیک است.
او مانند اقیانوس رحمت، نیکوکار و درهم شکستن غرور همه بود.
تمام ابزارهای یوگای عالی ثابت شده است.
او تمرینکننده تمام تمرینهای یوگای بزرگ و پیرو تماشای سکوت و کاشف قدرتهای بزرگ بود.
سحر برمی خیزد و غسل می کند و می خوابد.
او صبح ها و عصرها برای حمام می رفت و یوگا تمرین می کرد
(او) تریکال درشی و پارام تاتوا بزرگ (به دست آورده است).
او میتوانست گذشته، حال و آینده را مشاهده کند و در میان تمام سانیاسیها قدیس تجسم الهی بود.
اگر تشنگی و گرسنگی بیاید و عذاب دهد،