همه کشته می شوند
چقدر شکسته شده اند
کسانی که برگشتند کشته شدند، بسیاری زخمی شدند و بسیاری فرار کردند.764.
بچه ها پیروز شده اند،
رزمندگان می ترسند.
(بچه ها) با عصبانیت شدید
پسران پیروز شدند و جنگجویان ترسیده بودند و به شدت خشمگین بودند جنگ را به راه انداختند.765.
هر دو برادر (لاو و کوش)
شمشیرها را بدرخش
که جنگجویان بزرگی هستند
هر دو برادری که در شمشیرزنی متخصص بودند، با خشم فراوان درگیر جنگی بزرگ بودند.766.
(او) با کشیدن کمان
فلش ها را رها کن،
(در جنگ) قطعنامه هایی وجود دارد
آنها کمان های خود را کشیدند و زره ها را تخلیه کردند و با دیدن این رزمندگان که در جنگی وحشتناک غرق شده بودند، دسته های نیرو فرار کردند.767.
(چندین) اندام قطع شده است،
(بسیاری) از جنگ فرار می کنند.
کسانی که درگیر جنگ هستند
پس از بریدن دست و پا، رزمندگان فرار کردند و بقیه در جنگ شرکت کردند.768.
(کل) ارتش فرار کرده است،
بی قرار بودن
لاچمان سورما به خاطر صبر
ارتش که گیج شده بود، فرار کرد، سپس لاکسمن با خونسردی دوباره به راه افتاد.769.
دشمن یک تیر به کمان کشیده است