(او) شروع به خدمت به شوهر کرد،
آنها دوباره شروع به خدمت به شوهران خود کردند و همه خدایان از این امر خشنود شدند.
به نور ماه
با دیدن چاندرا، مردم تا حد زیادی شروع به کشاورزی کردند.
همه افکار برآورده شد
تمام کارهای فکری انجام شد، به این ترتیب تجسم چاندرا به وجود آمد.
چاوپای.
بدین ترتیب ویشنو تجسم ماه را پذیرفت.
به این ترتیب ویشنو خود را به عنوان تجسم چاندرا نشان داد، اما چاندرا در مورد زیبایی خود نیز خودخواه شد.
او هیچ کس دیگری را به ذهن نمی آورد.
او نیز مراقبه دیگری را ترک کرد، بنابراین او نیز لکه دار شد.
(ماه) با همسر برهاسپاتی (عنبر) همبستر شد.
او شیفته همسر حکیم (گاوتام) بود که حکیم را به شدت در ذهن او خشمگین کرد.
پوست آهوی سیاه (کریشنارجونا) به ماه زد،
حکیم با پوست آهویش به او زد که اثری بر بدنش ایجاد کرد و به این ترتیب لکه دار شد.
گوتاما مونی دوم نیز توسط او نفرین شد.
با نفرین حکیم کم و زیاد می شود
(از آن روز) دل (ماه) بسیار شرمنده شد
به خاطر این اتفاق، او به شدت احساس شرمندگی کرد و غرورش به شدت شکسته شد.
سپس (ماه) مدتی طولانی توبه کرد.
سپس مدتها ریاضت هایی انجام داد که به موجب آن پروردگار متعال بر او رحمت کرد
بیماری سنگر او (سل) را از بین برد.
بیماری ویرانگر وی زوال یافت و به لطف پروردگار متعال به مقامی بالاتر از خورشید دست یافت.
پایان شرح تجسم نوزدهم یعنی چاندرا. 19.