پسر لرد کریشنا (پرادومانا) با شنیدن این موضوع بسیار عصبانی شد.
پسر کریشنا با شنیدن این سخنان به شدت خشمگین شد و با گرفتن کمان و تیر و گرز حرکت کرد تا دشمن را بکشد.
آنجا که خانه آن دشمن بود، به درگاه او برو و این سخنان را بخوان.
او با رسیدن به جای خود شروع به به چالش کشیدن دشمن کرد، «کسی را که به دریا انداخته بودی، حالا آمده تا با تو بجنگد.2026.
وقتی پسر کریشنا این کلمات را به زبان آورد، شامبر در حالی که سلاح های خود از جمله گرز را در دست داشت جلو آمد
او مبارزه را آغاز کرد و هنجارهای مبارزه را پیش روی خود نگه داشت
او از جنگ فرار نکرد و شروع به ترساندن پرادیومنا کرد تا او را از جنگ باز دارد.
به گفته شیام شاعر، بدین ترتیب این نبرد در آنجا ادامه یافت.2027.
هنگامی که در آن مکان جنگ بسیار شد، (سپس) دشمن فرار کرد و به سوی آسمان رفت.
هنگامی که درگیری هولناک در آنجا ادامه یافت، دشمن فریبکارانه به آسمان رسید و از آنجا بر پسر کریشنا سنگ باران کرد.
او (پرادومن) آن سنگ ها را یکی یکی با تیر شلیک کرد.
پرادیومنا با تیرهای خود آن سنگ ها را بی ضرر کرد و با سلاح هایش بدنش را سوراخ کرد و باعث افتادن او روی زمین شد.2028.
پرادیومنا شمشیر خود را با یک تند کوبید و سر شامبر را برید و آن را پایین انداخت.
خدایان با دیدن چنین دلاوری به او سلام کردند
دیو را بیهوش کرد و او را روی زمین انداخت
براوو پسر کریشنا که شامبر را با یک ضربه شمشیر کشت.2029.
در اینجا فصل پرادومان کریشناواتار سری باچیترا ناتاک گرانت با شکست سامبار توسط دیانتا و سپس نابودی سامبار توسط پرادومن به پایان می رسد.
پایان فصل "توضیح ربوده شدن پرادیومنا توسط دیو شامبار و کشتن شامبار توسط پرادیومنا" در کریشنااتارا در باچیتر ناتاک.
دوره
پرادومن پس از کشتن او به خانه او آمد.
پس از کشتن او، پرادیومنا به خانه او آمد، سپس راتی از ملاقات با شوهرش بسیار خوشحال شد.2030.
(او) خود را بیمار کرد (سپس) شوهرش (پرودومن) را بر او سوار کرد.
پس از اینکه خود را تبدیل به یک فرهنگ کرد و شوهرش را بر او سوار کرد و او را حمل کرد به قصر رُکمانی رسید.2031.
SWAYYA