یک یاکشا آمد و این نمایش فوق العاده را دید
با دیدن گوپی ها دچار شهوت شد و نتوانست کمی خود را مهار کند
او در آسمان پرواز کرد و گوپی ها را بدون مخالفت با خود برد
بالرام و کریشنا همزمان مانع او شدند مانند شیری که جلوی آهو را می گیرد.647.
بالرام و کریشنا بسیار خشمگین با آن یاکشا جنگ کردند
هر دو جنگجویان شجاع، با قدرت گرفتن مانند بهیم، جنگیدند و درختان را در دست گرفتند.
به این ترتیب بر دیو چیره شدند
این منظره مانند شاهینی گرسنه به نظر میرسید که بر مخفیانه حمله میکرد و او را میکشت.648.
پایان شرح ��ربوده شدن گوپی و کشتن یاکشا�������������������������������������������������������� �
SWAYYA
کریشنا و بالرام پس از کشتن یاکشا روی فلوت خود نواختند
کریشنا راوانا را با عصبانیت کشته بود و پادشاهی لانکا را به ویبیشنا سپرد.
خدمتکار کوبجا با نگاه مهربانش نجات یافت و دیو به نام مور با نگاه او نابود شد.
همان کریشنا که باعث به صدا در آمدن طبل ستایش او می شد، با فلوت او می نواخت.649.
(به صدای فلوت) از نهرها شیره و از کوهها نهرهای آرامش بخش.
با شنیدن صدای فلوت، شیره درختان شروع به چکیدن کرد و جریانات آرامش بخش جاری شد، آهوها با شنیدن آن چرای علف را رها کردند و پرندگان جنگل نیز مجذوب شدند.
راضی بودن از دو گنداری، بلاوال و سارنگ (و غیره راگاس) که هماهنگی را به ارمغان آورده است.
آهنگهای موسیقی دوگاندار، بلاول و سارنگ از فلوت پخش میشد و با دیدن کریشنا، پسر نند، در حال نواختن بر روی فلوت، خدا نیز برای تجسم صحنه دور هم جمع شد.650.
با میل به گوش دادن به موسیقی، یامونا نیز بی حرکت شد
فیل ها، شیرها و خرگوش های جنگل نیز جذاب می شوند
خدایان نیز با رها کردن بهشت، تحت تأثیر نوای فلوت قرار می گیرند
با شنیدن صدای همان فلوت، پرندگان جنگل که بالهای خود را بر درختان گشوده اند در آن غرق می شوند.651.
گوپی ها که در حال بازی با کریشنا هستند، عشق افراطی در ذهن خود دارند
کسانی که بدنشان طلایی است، بسیار برنده هستند
گوپی به نام چندارموخی که کمر باریکی مانند شیر دارد در میان دیگر گوپی ها بسیار زیبا به نظر می رسد.
با شنیدن صدای فلوت و مجذوب شدن به زمین افتاد.652.
پس از اجرای این نمایش فوق العاده، کریشنا و بالرام با آواز خواندن به خانه آمدند
عرصه های زیبا و سالن های رقص در شهر جلوه ای باشکوه دارند
به نظر می رسد که چشمان بالرام در قالب خدای عشق آماده شده است
آنها آنقدر جذاب هستند که خدای عشق احساس خجالت می کند.653.
هر دو با رضایت خاطر و کشتن دشمن به خانه خود رفته اند
آنها چهره هایی مانند ماه دارند که با هیچ کس دیگری قابل مقایسه نیست
با دیدن چه کسی حتی دشمنان شیفته او می شوند و (هر که) بیشتر ببیند (او نیز) خوشحال می شود.
دشمنان نیز با دیدن آنها مجذوب خود می شوند و مانند رام و لکشمان ظاهر می شوند که پس از کشتن دشمن به خانه خود باز می گردند.654.
اکنون شرح بازی در اتاق خیابان است
SWAYYA
کریشنا به گوپیس گفت: «اکنون نمایش عاشقانه در طاقچه ها و خیابان ها اجرا شود.
هنگام رقص و بازی، ممکن است آهنگ های جذابی خوانده شود
کاری که ذهن از انجام آن خشنود است، همان کار را باید انجام داد
هر کاری که به دستور من در ساحل رودخانه انجام داده بودید، به همین ترتیب از خود لذت ببرید و به من نیز لذت ببرید.655.
پس از اجازه کان، زنان براج در خیابان های کنج بازی کردند.
زنان با اطاعت از کریشنا، اجرای نمایش عاشقانه را در خیابان ها و اتاق برجا آغاز کردند و شروع به خواندن آهنگ هایی کردند که کریشنا دوست داشت.
آنها در حالت های موسیقی گندار و شوده مالهار سمباده می زنند
هر که آن را در زمین یا در آسمان شنید مجذوب شد.656.
همه گوپی ها با کریشنا در طاقچه ها ملاقات کردند
چهرههایشان طلاست و تمام چهرهشان از شهوت مست شده است
همه آن زن ها (گوپی ها) در بازی (عشق) راسا قبل از کریشنا فرار می کنند.
در نمایشنامه زنان در مقابل کریشنا می دوند و شاعر می گوید که همه دخترانی بسیار زیبا با راه رفتن فیل ها هستند.657.