او گفته بود که در آن مکان به شدت بدبخت است و بدون او کسی نیست که به او کمک کند
��������������������������������������������ای��انی که او رنج فیل را از بین برد، به این ترتیب، ای کریشنا، اندوه او برطرف شود.
پس ای کریشنا، با محبت به سخنان من گوش کن.»1024.
پایان فصل با عنوان «ارسال آکرور به عمه کونتی» در کریشنااتارا (بر اساس داشام اسکند) در باچیتار ناتاک.
اکنون شرح واگذاری پادشاهی به اوگارسین آغاز می شود
دوره
کریشنا پیشوای جهان، پسر ناند و سرچشمه براجا است
او همیشه پر از عشق است و در دل گوپی ها ساکن است.1025.
CHHAPAI
ابتدا پوتانا را کشت، سپس شاکتاسورا را نابود کرد.
ابتدا پوتانا را نابود کرد، سپس شاکتاسورا را کشت و سپس تراناوراتا را با پرواز او در آسمان نابود کرد.
او مار کالی را از یامونا بیرون کرد و باکاسورا را با گرفتن منقارش درید.
کریشنا شیطانی به نام آغاسورا را کشت
و فیل (کاوالیاپید) را در رنگ بومی کشته بود.
مار سد راه و همچنین کشی، دهنوکاسورا و فیل را در تئاتر کشت. همچنین کریشنا بود که چاندور را با مشت و کانسا با گرفتن او از موهایش به زمین زد.1026.
سوراتا
روی پسر ناندا گلها از عمار لوکا شروع به باریدن کرد.
گلها از بهشت بر کریشنا ریختند و با عشق کریشنای چشم نیلوفر تمام رنجها در براجا پایان یافت.1027.
دوره
با حذف دشمنان و دشمنان، کل دولت تبدیل به یک جامعه (در قدرت) شد.
کریشنا با راندن تمام ظالمان و حمایت خود از تمام جامعه، پادشاهی کشور ماتورا را به اوگارسین اعطا کرد.1028.
پایان شرح «تحویل پادشاهی ماتورا به پادشاه اوگارسین» در کریشنااتارا (بر اساس داشام اسکند) در باچیتار ناتاک.
حالا دستور نبرد:
اینک شرح ترتیبات جنگ و شرح جنگ با جراسند آغاز می شود
SWAYYA
به محض اینکه به پادشاه (اوگراسنا) پادشاهی (ماتورا) داده شد، همسر کانسا نزد پدر (ش) (کانز) رفت.
هنگامی که پادشاهی به اوگارسین واگذار شد، ملکه های کانسا نزد پدرشان جاراساند رفتند و شروع به گریه کردند و رنج و درماندگی عظیم خود را به نمایش گذاشتند.
آنچه در دلش بود گفت که شوهر و برادرانش را بکشد.
ماجرای کشته شدن شوهر و برادرشان را گفتند که با شنیدن آن چشم جراسند از خشم سرخ شد.1029.
سخنرانی جراسند:
دوره
(جاراساندا) به دختر قول داد (که من) سری کریشنا و بالاراما را بکشم (مطمئنا).
جراسند به دخترش گفت: «کریشنا و بلرام را خواهم کشت» و با گفتن این سخن، وزیران و ارتش خود را جمع کرد و پایتخت خود را ترک کرد. 1030.
چاوپای
کشور نمایندگان اصلی خود را به کشور فرستاد.
او فرستادگان خود را به کشورهای مختلف فرستاد که پادشاهان همه آن کشورها را آوردند
(آنها) آمدند و بر شاه سلام کردند
آنها با احترام در برابر پادشاه تعظیم کردند و مقدار زیادی پول به عنوان هدیه دادند.1031.
جراسند جنگجویان زیادی را احضار کرد.
جراسند بسیاری از جنگجویان را فراخواند و آنها را به انواع سلاح ها مجهز کرد
بر فیل ها و اسب ها زین (یا زین) می گذارند.
زین ها را بر پشت فیل ها و اسب ها محکم می کردند و بر سرها تاج های طلا می گذاشتند.1032.
پیاده ها و ارابه داران (جنگجویان) به تعداد زیاد آمدند.
(آنها آمدند) و در برابر پادشاه تعظیم کردند.
هرکس در مهمانی خودش رفت.
جنگجویان زیادی هم پیاده و هم سوار بر ارابه در آنجا جمع شدند و همگی در مقابل شاه سر خم کردند. به لشکرهای خود پیوستند و در صفوف ایستادند.1033.
سورتا
ارتش چاتورانگانی پادشاه جاراساندا اینگونه شد.