اکنون تمام زنان شهر کریشنا را شخصاً دیدند و ثروت و زیور آلات خود را قربانی او کردند.
همه آنها با لبخند گفتند: «او قهرمان بسیار بزرگی را در جنگ فتح کرده است
شجاعت او به اندازه خود او جذاب است.
زنان شهر به سری کریشنا نگاه کردند، خندیدند و چشمانشان را گرد کردند و اینها را گفتند.
با دیدن کریشنا، تمام زنان شهر در حال رقصیدن چشمان خود و لبخند زدن گفتند: "کریشنا پس از پیروزی در یک جنگ وحشتناک بازگشته است."
چنین کلماتی (وقتی آنها) به سری کریشنا گفتند، سپس با هیبت شروع کردند به گفتن:
آنها نیز با گفتن این سخن، بدون تردید گفتند: «پروردگارا! همانطور که با دیدن رادا لبخند زدی، ممکن است با نگاه به ما نیز لبخند بزنی.»1889.
وقتی شهروندان این را گفتند، کریشنا شروع به لبخند زدن کرد و به همه نگاه کرد
حس كردن افكار دلربايشان، غمها و رنجهايشان پايان يافت
زنانی که با احساسات عاشقانه تاب میخوردند، به زمین افتادند
ابروهای کریشنا مانند کمان بود و با گفتار بینایی همه را مجذوب خود می کرد.1890.
از آن طرف زنان گرفتار در تور توهم عشق به خانه هایشان رفتند
کریشنا به جمع رزمندگان رسید، با دیدن کریشنا، پادشاه به پای او افتاد،
و او را با احترام بر تخت خود نشاند
پادشاه عصاره وارونی را به کریشنا تقدیم کرد که بسیار خوشحال شد. 1891.
بالاام گفت وقتی همه رزمندگان از مشروب مست شدند
پس از نوشیدن وارونی، بالرام به همه گفت که کریشنا فیل ها و اسب ها را کشته است
او که یک تیر را روی کریشنا پرتاب کرد، توسط او بیجان شد
به این ترتیب بالرام شیوه مبارزه کریشنا را در میان جنگجویان تمجید کرد.1892.
دوره
در کل مجلس، بالاراما دوباره با سری کریشنا صحبت کرد،
در آن گردهمایی، بالرام، با چشمانی قرمز به دلیل برخورد وارون، به کریشنا گفت: 1893
SWAYYA
(بلرام) با همه جنگجویان صحبت کرد و گفت (من) کمی شراب (و خودش) بسیار مست کرده است.
«ای رزمندگان! وارونی را با لذت بنوشید و این وظیفه کشتریاهاست که در حال جنگیدن بمیرند
بهریگو در اپیزود Kach-devyani علیه این وارونی (شراب) صحبت کرده بود
(اگرچه این قسمت مربوط به شکراچاریا است)، به گفته رام شاعر، خدایان این عصاره (آمبروسیا) را از برهما به دست آورده بودند.1894.
دوره
هیچ کس دیگری نمی تواند آن شادی را که سری کریشنا بخشیده است به شما بدهد.
آرامشی که کریشنا به او داده بود، هیچ کس دیگری نمی تواند همان را بدهد، زیرا او بر چنین دشمنی غلبه کرد که خدایان مانند ایندرا مدام بر پای او می افتادند. 1895.
SWAYYA
کسانی که هدایا با لذت به آنها داده می شد، هیچ تمایلی به گدایی در آنها باقی نماند
هیچکدام با عصبانیت صحبت نمیکردند و حتی اگر کسی لنگ میزد، با لبخند به تعویق میافتاد
اکنون هیچ کس مجازات نشد و ثروت از کسی با کشتن او گرفته شد
کریشنا همچنین عهد کرده بود که هیچکس پس از پیروزی به عقب برگردد. 1896.
آسایشی که پادشاه نال با فرمانروایی زمین به دست نیاورد
آسایشی که زمین پس از کشتن دیو به نام مور بدست نیاورد
شادی که در قتل هیرانایاکشیپو دیده نشد،
این آرامش توسط زمین در ذهن او در پیروزی کریشنا به دست آمد. 1897.
جنگجویان که سلاح های خود را بر اندام خود تزئین می کنند مانند ابرهای غلیظ رعد و برق می زنند
طبل هایی که به مناسبت ازدواج بر در خانه کسی می نوازند
آنها روی درهای کریشنا بازی می کردند
عدالت در شهر حاکم بود و گناه در هیچ کجا دیده نمی شد. 1898.
دوره
من با محبت این جنگ کریشنا را توصیف کرده ام
پروردگارا! وسوسهای که برای آن نقل کردهام، آن نعمت را به من عطا کن. 1899.
SWAYYA
ای سوریا! ای چاندرا! ای پروردگار مهربان! به درخواست من گوش کن، من از تو چیز دیگری نمی خواهم