ارابه از پوست شیر پوشیده شده و بی باک است،
و آن که بی باک در ارابه بر پوست شیر نشسته است، پروردگارا او ایندرجیت (مغند) پیگیر است.399.
ارابهاش با اسبهای قهوهای نعل آراسته است،
او که با ارابهاش اسبهای قهوهای وجود دارد و با دیدن گشاد تنش حتی خدایان هم میترسند
که تمام غرور خدایان کماندار بزرگ را از بین می برد،
و که غرور همه خدایان را در هم کوبیده است به کومبکران پهن پیکر معروف است.400.
که ارابه اش سوار بر اسب های طاووسی رنگ است،
ارابهای که اسبهای طاووسرنگ را با آن مهار میکنند و همراه با فریاد «بکش، بکش».
او را به عنوان "ماهودار"، جنگجوی بزرگ در نظر بگیرید
ای رام! نام او ماهدار است و باید او را یک جنگجوی بسیار بزرگ دانست.401.
جلوی ارابه زیبایش اسبهای موش رنگی قرار دارند
ارابه ای که با آن اسب های سفید مانند صورت مهار می شوند و در راه رفتن باد را شرمنده می کنند.
کسی که تیری در دست دارد و همان شکل زمان است،
و کسی که مانند مرگ (KAL) به نظر می رسد، تیرهای خود را در دست گرفته است، ای رام! او را راوانا، پادشاه شیاطین در نظر بگیرید.402.
که چین زیبای بال های طاووس بر آن آویزان است،
او که مگس پرهای طاووس بر او تکان میخورد و بسیاری از مردم در حالت سلام در برابر او ایستادهاند.
که ارابه او با ناقوس های طلایی زیبا پوشیده شده است،
او که ناقوسهای طلایی ارابهاش چشمگیر به نظر میرسند و دختر خدایان را شیفته او میکند.403.
که پرچمش با شیر بابر (نماد) مزین شده است.
در وسط پرچمش علامت شیر وجود دارد، او راوانا، پادشاه شیاطین است و بدخواهی رام در ذهن خود دارد.
تاج بر سرش می درخشد که درخشندگی ماه را کمرنگ می کند
آن که ماه و خورشید بر تاج اوست، ای پروردگار همه چیز! او را بشناس، راوانا ده سر است.404.
ناقوس های عظیمی از هر دو طرف به صدا در آمدند،
بسیاری از سازها از هر دو طرف شروع به طنین انداختن کردند و جنگجویان شروع به باران کردن جریان سلاح های بزرگ کردند.
(آنها) آسترا را به دست می گیرند و جنگجویان را می کشند.
اسلحه ها زده شد و رزمندگان سقوط کردند و در این جنگ تنه های وحشتناک بی سر برخاستند و حرکت کردند.405
فقط بدن، سر و تنه افتاده است.
خرطوم ها، سر و خرطوم فیل ها شروع به ریختن کردند و لیماهای خرد شده گروه های جنگجو در خاک غلتیدند.
فاخته ها در بیابان در حال سقوط هستند. به همین دلیل صدای وحشتناکی بلند می شود.
در میدان نبرد فریادها و فریادهای وحشتناکی شنیده میشد و به نظر میرسید که در حال مستی رزمندگان در حال تاب خوردن بودند.
نقشه بردار بعد از خوردن غومری روی زمین می افتد.
دستههای مجروح رزمندگان با افتادن بر زمین تاب میخورند و گیج میشوند و با غیرت مضاعف برمیخیزند و با گرز میزنند.
(بسیار) یک رزمنده با جنگیدن به جهات مختلف شهید می شود.
جنگجویان جنگ را از بسیاری جهات آغاز کرده اند، اندام های بریده شده در حال سقوط هستند، حتی در آن زمان جنگجویان فریاد می زنند: «بکش، بکش».407.
تیرها از دستان (جنگجویان) پرتاب می شود که سخنان وحشتناک (که) بیرون می زند.
با پرتاب تیرها صدای مهیبی ایجاد می شود و جنگجویان درشت اندام هنگام تاب خوردن روی زمین می افتند.
سرمست به رنگ جنگ می زنند.
همه در نبرد با آهنگ موسیقی می رقصند و بسیاری به این طرف و آن طرف پرسه می زنند و با پرتاب تیرها دست خالی می شوند.408.
بسیاری از آنکوش ها، فیل ها و جنگجویان در میدان جنگ سقوط کرده اند.
نیزه های نابود کننده رزمندگان در حال سقوط هستند و تنه های بی سر بیهوش در میدان جنگ می رقصند.
شصت و هشت (شصت و چهار و چهار) جوگان خون را پر می کند.
شصت و هشت یوگینی کاسههای خود را پر از خون کردهاند و همه گوشتخواران با شادی فراوان پرسه میزنند 409.
جنگجویان بانکی بر پشت اسب ها دراز کشیده اند.
جنگجویان گیج و اسب های زیبا در حال سقوط هستند و آن طرف رانندگان فیل ها با موهای ژولیده خود دراز کشیده اند.
بسیاری از پرچمداران (جنگ) سرپیچی می کنند.
رزمندگان دلیر با تمام قوا ضرباتی به دشمن خود می زنند که به همین دلیل خون پیوسته جریان دارد.410.
تیرها و کمان های شگفت انگیز نقاشی شده زیبا از دست ها رها می شوند
تیرهای عجیب و غریب که نقاشیهای زیبایی میسازند، در حالی که بدنها را سوراخ میکنند، به سرعت حرکت میکنند و همراه با آن، رزمندگان در وسایل نقلیه هوایی مرگ به پرواز در میآیند.