شری دسم گرنتھ

صفحه - 242


ਰਥੰ ਬਿਸਟਤੰ ਬਯਾਘ੍ਰ ਚਰਮੰ ਅਭੀਤੰ ॥
rathan bisattatan bayaaghr charaman abheetan |

ارابه از پوست شیر پوشیده شده و بی باک است،

ਤਿਸੈ ਨਾਥ ਜਾਨੋ ਹਠੀ ਇੰਦ੍ਰ ਜੀਤੰ ॥੩੯੯॥
tisai naath jaano hatthee indr jeetan |399|

و آن که بی باک در ارابه بر پوست شیر نشسته است، پروردگارا او ایندرجیت (مغند) پیگیر است.399.

ਨਹੈ ਪਿੰਗ ਬਾਜੀ ਰਥੰ ਜੇਨ ਸੋਭੈਂ ॥
nahai ping baajee rathan jen sobhain |

ارابه‌اش با اسب‌های قهوه‌ای نعل آراسته است،

ਮਹਾ ਕਾਇ ਪੇਖੇ ਸਭੈ ਦੇਵ ਛੋਭੈਂ ॥
mahaa kaae pekhe sabhai dev chhobhain |

او که با ارابه‌اش اسب‌های قهوه‌ای وجود دارد و با دیدن گشاد تنش حتی خدایان هم می‌ترسند

ਹਰੇ ਸਰਬ ਗਰਬੰ ਧਨੰ ਪਾਲ ਦੇਵੰ ॥
hare sarab garaban dhanan paal devan |

که تمام غرور خدایان کماندار بزرگ را از بین می برد،

ਮਹਾਕਾਇ ਨਾਮਾ ਮਹਾਬੀਰ ਜੇਵੰ ॥੪੦੦॥
mahaakaae naamaa mahaabeer jevan |400|

و که غرور همه خدایان را در هم کوبیده است به کومبکران پهن پیکر معروف است.400.

ਲਗੇ ਮਯੂਰ ਬਰਣੰ ਰਥੰ ਜੇਨ ਬਾਜੀ ॥
lage mayoor baranan rathan jen baajee |

که ارابه اش سوار بر اسب های طاووسی رنگ است،

ਬਕੈ ਮਾਰ ਮਾਰੰ ਤਜੈ ਬਾਣ ਰਾਜੀ ॥
bakai maar maaran tajai baan raajee |

ارابه‌ای که اسب‌های طاووس‌رنگ را با آن مهار می‌کنند و همراه با فریاد «بکش، بکش».

ਮਹਾ ਜੁਧ ਕੋ ਕਰ ਮਹੋਦਰ ਬਖਾਨੋ ॥
mahaa judh ko kar mahodar bakhaano |

او را به عنوان "ماهودار"، جنگجوی بزرگ در نظر بگیرید

ਤਿਸੈ ਜੁਧ ਕਰਤਾ ਬਡੋ ਰਾਮ ਜਾਨੋ ॥੪੦੧॥
tisai judh karataa baddo raam jaano |401|

ای رام! نام او ماهدار است و باید او را یک جنگجوی بسیار بزرگ دانست.401.

ਲਗੇ ਮੁਖਕੰ ਬਰਣ ਬਾਜੀ ਰਥੇਸੰ ॥
lage mukhakan baran baajee rathesan |

جلوی ارابه زیبایش اسبهای موش رنگی قرار دارند

ਹਸੈ ਪਉਨ ਕੇ ਗਉਨ ਕੋ ਚਾਰ ਦੇਸੰ ॥
hasai paun ke gaun ko chaar desan |

ارابه ای که با آن اسب های سفید مانند صورت مهار می شوند و در راه رفتن باد را شرمنده می کنند.

ਧਰੇ ਬਾਣ ਪਾਣੰ ਕਿਧੋ ਕਾਲ ਰੂਪੰ ॥
dhare baan paanan kidho kaal roopan |

کسی که تیری در دست دارد و همان شکل زمان است،

ਤਿਸੈ ਰਾਮ ਜਾਨੋ ਸਹੀ ਦਈਤ ਭੂਪੰ ॥੪੦੨॥
tisai raam jaano sahee deet bhoopan |402|

و کسی که مانند مرگ (KAL) به نظر می رسد، تیرهای خود را در دست گرفته است، ای رام! او را راوانا، پادشاه شیاطین در نظر بگیرید.402.

ਫਿਰੈ ਮੋਰ ਪੁਛੰ ਢੁਰੈ ਚਉਰ ਚਾਰੰ ॥
firai mor puchhan dturai chaur chaaran |

که چین زیبای بال های طاووس بر آن آویزان است،

ਰੜੈ ਕਿਤ ਬੰਦੀ ਅਨੰਤੰ ਅਪਾਰੰ ॥
rarrai kit bandee anantan apaaran |

او که مگس پرهای طاووس بر او تکان می‌خورد و بسیاری از مردم در حالت سلام در برابر او ایستاده‌اند.

ਰਥੰ ਸੁਵਰਣ ਕੀ ਕਿੰਕਣੀ ਚਾਰ ਸੋਹੈ ॥
rathan suvaran kee kinkanee chaar sohai |

که ارابه او با ناقوس های طلایی زیبا پوشیده شده است،

ਲਖੇ ਦੇਵ ਕੰਨਿਆ ਮਹਾ ਤੇਜ ਮੋਹੈ ॥੪੦੩॥
lakhe dev kaniaa mahaa tej mohai |403|

او که ناقوس‌های طلایی ارابه‌اش چشمگیر به نظر می‌رسند و دختر خدایان را شیفته او می‌کند.403.

ਛਕੈ ਮਧ ਜਾ ਕੀ ਧੁਜਾ ਸਾਰਦੂਲੰ ॥
chhakai madh jaa kee dhujaa saaradoolan |

که پرچمش با شیر بابر (نماد) مزین شده است.

ਇਹੈ ਦਈਤ ਰਾਜੰ ਦੁਰੰ ਦ੍ਰੋਹ ਮੂਲੰ ॥
eihai deet raajan duran droh moolan |

در وسط پرچمش علامت شیر وجود دارد، او راوانا، پادشاه شیاطین است و بدخواهی رام در ذهن خود دارد.

ਲਸੈ ਕ੍ਰੀਟ ਸੀਸੰ ਕਸੈ ਚੰਦ੍ਰ ਭਾ ਕੋ ॥
lasai kreett seesan kasai chandr bhaa ko |

تاج بر سرش می درخشد که درخشندگی ماه را کمرنگ می کند

ਰਮਾ ਨਾਥ ਚੀਨੋ ਦਸੰ ਗ੍ਰੀਵ ਤਾ ਕੋ ॥੪੦੪॥
ramaa naath cheeno dasan greev taa ko |404|

آن که ماه و خورشید بر تاج اوست، ای پروردگار همه چیز! او را بشناس، راوانا ده سر است.404.

ਦੁਹੂੰ ਓਰ ਬਜੇ ਬਜੰਤ੍ਰੰ ਅਪਾਰੰ ॥
duhoon or baje bajantran apaaran |

ناقوس های عظیمی از هر دو طرف به صدا در آمدند،

ਮਚੇ ਸੂਰਬੀਰੰ ਮਹਾ ਸਸਤ੍ਰ ਧਾਰੰ ॥
mache soorabeeran mahaa sasatr dhaaran |

بسیاری از سازها از هر دو طرف شروع به طنین انداختن کردند و جنگجویان شروع به باران کردن جریان سلاح های بزرگ کردند.

ਕਰੈ ਅਤ੍ਰ ਪਾਤੰ ਨਿਪਾਤੰਤ ਸੂਰੰ ॥
karai atr paatan nipaatant sooran |

(آنها) آسترا را به دست می گیرند و جنگجویان را می کشند.

ਉਠੇ ਮਧ ਜੁਧੰ ਕਮਧੰ ਕਰੂਰੰ ॥੪੦੫॥
autthe madh judhan kamadhan karooran |405|

اسلحه ها زده شد و رزمندگان سقوط کردند و در این جنگ تنه های وحشتناک بی سر برخاستند و حرکت کردند.405

ਗਿਰੈ ਰੁੰਡ ਮੁੰਡੰ ਭਸੁੰਡੰ ਅਪਾਰੰ ॥
girai rundd munddan bhasunddan apaaran |

فقط بدن، سر و تنه افتاده است.

ਰੁਲੇ ਅੰਗ ਭੰਗੰ ਸਮੰਤੰ ਲੁਝਾਰੰ ॥
rule ang bhangan samantan lujhaaran |

خرطوم ها، سر و خرطوم فیل ها شروع به ریختن کردند و لیماهای خرد شده گروه های جنگجو در خاک غلتیدند.

ਪਰੀ ਕੂਹ ਜੂਹੰ ਉਠੇ ਗਦ ਸਦੰ ॥
paree kooh joohan utthe gad sadan |

فاخته ها در بیابان در حال سقوط هستند. به همین دلیل صدای وحشتناکی بلند می شود.

ਜਕੇ ਸੂਰਬੀਰੰ ਛਕੇ ਜਾਣ ਮਦੰ ॥੪੦੬॥
jake soorabeeran chhake jaan madan |406|

در میدان نبرد فریادها و فریادهای وحشتناکی شنیده می‌شد و به نظر می‌رسید که در حال مستی رزمندگان در حال تاب خوردن بودند.

ਗਿਰੇ ਝੂਮ ਭੂਮੰ ਅਘੂਮੇਤਿ ਘਾਯੰ ॥
gire jhoom bhooman aghoomet ghaayan |

نقشه بردار بعد از خوردن غومری روی زمین می افتد.

ਉਠੇ ਗਦ ਸਦੰ ਚੜੇ ਚਉਪ ਚਾਯੰ ॥
autthe gad sadan charre chaup chaayan |

دسته‌های مجروح رزمندگان با افتادن بر زمین تاب می‌خورند و گیج می‌شوند و با غیرت مضاعف برمی‌خیزند و با گرز می‌زنند.

ਜੁਝੈ ਬੀਰ ਏਕੰ ਅਨੇਕੰ ਪ੍ਰਕਾਰੰ ॥
jujhai beer ekan anekan prakaaran |

(بسیار) یک رزمنده با جنگیدن به جهات مختلف شهید می شود.

ਕਟੇ ਅੰਗ ਜੰਗੰ ਰਟੈਂ ਮਾਰ ਮਾਰੰ ॥੪੦੭॥
katte ang jangan rattain maar maaran |407|

جنگجویان جنگ را از بسیاری جهات آغاز کرده اند، اندام های بریده شده در حال سقوط هستند، حتی در آن زمان جنگجویان فریاد می زنند: «بکش، بکش».407.

ਛੁਟੈ ਬਾਣ ਪਾਣੰ ਉਠੈਂ ਗਦ ਸਦੰ ॥
chhuttai baan paanan utthain gad sadan |

تیرها از دستان (جنگجویان) پرتاب می شود که سخنان وحشتناک (که) بیرون می زند.

ਰੁਲੇ ਝੂਮ ਭੂਮੰ ਸੁ ਬੀਰੰ ਬਿਹਦੰ ॥
rule jhoom bhooman su beeran bihadan |

با پرتاب تیرها صدای مهیبی ایجاد می شود و جنگجویان درشت اندام هنگام تاب خوردن روی زمین می افتند.

ਨਚੇ ਜੰਗ ਰੰਗੰ ਤਤਥਈ ਤਤਥਿਯੰ ॥
nache jang rangan tatathee tatathiyan |

سرمست به رنگ جنگ می زنند.

ਛੁਟੈ ਬਾਨ ਰਾਜੀ ਫਿਰੈ ਛੂਛ ਹਥਿਯੰ ॥੪੦੮॥
chhuttai baan raajee firai chhoochh hathiyan |408|

همه در نبرد با آهنگ موسیقی می رقصند و بسیاری به این طرف و آن طرف پرسه می زنند و با پرتاب تیرها دست خالی می شوند.408.

ਗਿਰੇ ਅੰਕੁਸੰ ਬਾਰਣੰ ਬੀਰ ਖੇਤੰ ॥
gire ankusan baaranan beer khetan |

بسیاری از آنکوش ها، فیل ها و جنگجویان در میدان جنگ سقوط کرده اند.

ਨਚੇ ਕੰਧ ਹੀਣੰ ਕਬੰਧੰ ਅਚੇਤੰ ॥
nache kandh heenan kabandhan achetan |

نیزه های نابود کننده رزمندگان در حال سقوط هستند و تنه های بی سر بیهوش در میدان جنگ می رقصند.

ਭਰੈਂ ਖੇਚਰੀ ਪਤ੍ਰ ਚਉਸਠ ਚਾਰੀ ॥
bharain khecharee patr chausatth chaaree |

شصت و هشت (شصت و چهار و چهار) جوگان خون را پر می کند.

ਚਲੇ ਸਰਬ ਆਨੰਦਿ ਹੁਐ ਮਾਸਹਾਰੀ ॥੪੦੯॥
chale sarab aanand huaai maasahaaree |409|

شصت و هشت یوگینی کاسه‌های خود را پر از خون کرده‌اند و همه گوشت‌خواران با شادی فراوان پرسه می‌زنند 409.

ਗਿਰੇ ਬੰਕੁੜੇ ਬੀਰ ਬਾਜੀ ਸੁਦੇਸੰ ॥
gire bankurre beer baajee sudesan |

جنگجویان بانکی بر پشت اسب ها دراز کشیده اند.

ਪਰੇ ਪੀਲਵਾਨੰ ਛੁਟੇ ਚਾਰ ਕੇਸੰ ॥
pare peelavaanan chhutte chaar kesan |

جنگجویان گیج و اسب های زیبا در حال سقوط هستند و آن طرف رانندگان فیل ها با موهای ژولیده خود دراز کشیده اند.

ਕਰੈ ਪੈਜ ਵਾਰੰ ਪ੍ਰਚਾਰੰਤ ਬੀਰੰ ॥
karai paij vaaran prachaarant beeran |

بسیاری از پرچمداران (جنگ) سرپیچی می کنند.

ਉਠੈ ਸ੍ਰੋਣਧਾਰੰ ਅਪਾਰੰ ਹਮੀਰੰ ॥੪੧੦॥
autthai sronadhaaran apaaran hameeran |410|

رزمندگان دلیر با تمام قوا ضرباتی به دشمن خود می زنند که به همین دلیل خون پیوسته جریان دارد.410.

ਛੁਟੈਂ ਚਾਰਿ ਚਿਤ੍ਰੰ ਬਚਿਤ੍ਰੰਤ ਬਾਣੰ ॥
chhuttain chaar chitran bachitrant baanan |

تیرها و کمان های شگفت انگیز نقاشی شده زیبا از دست ها رها می شوند

ਚਲੇ ਬੈਠ ਕੈ ਸੂਰਬੀਰੰ ਬਿਮਾਣੰ ॥
chale baitth kai soorabeeran bimaanan |

تیرهای عجیب و غریب که نقاشی‌های زیبایی می‌سازند، در حالی که بدن‌ها را سوراخ می‌کنند، به سرعت حرکت می‌کنند و همراه با آن، رزمندگان در وسایل نقلیه هوایی مرگ به پرواز در می‌آیند.