جنگجویان اندام خرد شده در میدان افتادند، بسیار باشکوه به نظر می رسیدند.803.
در لباس های مبدل دیگر
باز گذاشتن پرونده،
به جز اسلحه -
آنها بدون دیدن چیزی فرار می کنند و حتی رام، محل زندگی دارما را ترک می کنند.804.
دو برابر کردن
قهرمانان از هر دو طرف کشته شدند، یک جنگ خوب به مدت دو ساعت انجام شد.
کل ارتش کشته شدند، سری رام تنها ماند. 806.
رزمندگان در حالی که خود را مبدل می کنند، موهای خود را گشاد می کنند و سلاح های خود را رها می کنند، از کناره های میدان جنگ فرار می کنند.805.
دوره
جنگجویان دو طرف کشته شدند و به مدت دو پهار (حدود شش حوت) جنگ ادامه یافت
تمام نیروهای رام کشته شدند و او به تنهایی جان سالم به در برد.806.
گدازه و کوشا سه برادر را کشتند و
نیروهای آنها بی باک و حالا Ram.807 را به چالش کشیدند.
پسران (حکیم) به رام گفتند: ای پادشاه کوشال!
شما تمام ارتش خود را کشته اید و اکنون کجا پنهان شده اید؟ حالا بیا و با ما بجنگ.���808.
شبهاسالی راجه جاناک
رام که بچهها را ماکت خودش میدید، با لبخند پرسید: «ای پسرا! پدر و مادرت چه کسانی هستند؟...809.
AKRAA STANZA
او به بان آمده است.
او ما را به دنیا آورده است.
ما هر دو برادر هستیم.
������������������������������������������������������������رخ ژانك پادشاه ميتيلاپور، زيبا است مانند آهنگی مسرور 810
به شنیدن (درباره پسر سیتا رانی بودن).