وقتی چاندرا دیو می خوابد،
به محض اینکه چاندرا دیو به خواب می رفت، پیش معشوقش می رفت.
او می رفت و با او خوش می گذشت
او به بازی جنسی با او می پرداخت و به اطراف می چسبید و با او می خوابید.(2)
پادشاه خفته از خواب بیدار شد و (این) راز را آموخت.
راجا هنگام بیداری این راز را کشف کرد.
(با او) عشق در چیت چهار برابر شد،
او شروع به دوست داشتن او کرد، اما او نمی توانست این را درک کند.(3)
چشمانش را بست و بیدار خوابید.
با اینکه بیدار بود، چشمانش را بسته بود و بانوی احمق فکر کرد او خواب است.
(او) بلافاصله برخاست و نزد دوستش رفت.
بی درنگ به سوی دوست خود حرکت کرد، راجا برخاست و شمشیر خود را بیرون کشید.(4)
دوهیرا
راجا برخاست و او را به شکل یک زن درآورد و شمشیر را در دست داشت.
رانی گمان کرد که یک خدمتکار او را همراهی می کند.(5)
چوپایی
(پادشاه) حتی پاهایش را هم نکوبید
یواشکی پشت سر راه می رفت اما شمشیر را در دست داشت.
آنها را در حال لذت بردن دید
هنگامی که او شروع به عشق ورزی کرد، او در ذهن خود تصمیم گرفت.(6)
وقتی زن را دیدم که با دوست پسرش لذت می برد
به محض اینکه برای عشقبازی به دوستش چسبید، او شمشیرش را بیرون آورد.
با قدرت ('kuat') هر دو دست ضربه بزنید
و آن را در دو دست گرفت و هر دو را چهار تکه کرد.(7).
دوهیرا
پس از کشتن چاندرا کالا به همراه معشوقش، او را بلند کرد.
و او را زیر تخت خود نهاد.(8)
نگه داشتن آنها برای مدتی زیر تخت،
شمشیر بیرون آورد و فریاد زد: او را بکشید، او را بکشید.
دزدی برای کشتن من آمده بود، اما در عوض همسرم را زد.
«به سرعت شمشیر خود را بیرون کشیدم و او را نیز کشتم» (10).
چوپایی
وقتی مردم آمدند از پادشاه بپرسند،
وقتی مردم برای پرس و جو آمدند، راجا همان داستان را نقل کرد.
که وقتی دزد به من حمله کرد،
«دزد به من هجوم آورد، من فرار کردم، اما همسرم ضربه خورد.» (11)
وقتی زن زخم عمیقی گرفت،
"وقتی همسرم به شدت آسیب دید، شمشیر خود را بیرون آوردم.
با دوست داشتن یک زن (ملکه) در دل عصبانی شدم
«و با توجه به علاقهام به آن زن، او را کشتم.» (12)
دوهیرا
همه اعضای شهر راجا را ستایش کردند،
زیرا برای انتقام مرگ آن بانو، دزد را کشته بود.(13)(1)
مَثَل پنجاه و ششم گفتگوی فرخنده کریتارها از راجا و وزیر، تکمیل شده با دعای خیر. (56) (750)
چوپایی
پادشاهی به نام بانگسوار از بنگ دس بود
در کشور بانگ، راجا بانگسوار حکومت می کرد و او راجای راجاها بود.
پس از مدتی شاه درگذشت