سخنان دختر جوان:
SWAYYA
سخی که نامش بیجهاتا است به رادا آمد.
دختری به نام ویدوچاتا نزد رادا آمد و گفت: «ای دوست! کریشنا، پروردگار براجا شما را صدا کرده است.���
رادا گفت: این پروردگار براجا کیست؟ آنگاه دختر گفت: «او همان است که به او کانهایا نیز می گویند
سپس رادا گفت: این کانهایا کیست!» حالا ویدیوخاتا گفت: «او همان است که تو با او در ورزش عاشقانه غرق شده ای و همه زنان او را دوست داشتند.681.
���ای دوست! اندکی در ذهنت پافشاری نکن، پسر نند تو را صدا می کند
من فقط به این منظور نزد شما آمده ام، پس به گفته من عمل کنید
شما فوراً به کریشنا بروید، با این کار چیزی از دست نخواهید داد
بنابراین من به شما می گویم که خودتان در حال خوشبختی باشید و شادی را به دیگران عطا کنید.682.
پس ای سخی! لاف نزن، تعلیم مرا بپذیر و برخیز و به سرعت راه برو.
���ای دوست! زیاد مغرور نباشید و به توصیه من عمل کنید تا به جایی بروید که کریشنا در حال نواختن فلوت خود است و به آزارهای عشوه گرانه گوپی ها گوش می دهد.
���بنابراین به تو می گویم ای زن براجا! شما بدون ترس به آنجا می روید
به پای تو می افتم و دوباره به تو می گویم برو پیش کریشنا.683.
ای متی مغرور! گوش کن، در ذهنت چیزی را تداعی نکن، انجمن را رها کن و جدا شو و برو (با من).
���ای بزرگوار! شما بدون تردید می روید زیرا کریشنا عشق بسیار زیادی به شما دارد
��� چشمان شما پر از شور و شوق است و به نظر می رسد که مانند فلش خدای عشق تیز هستند
ما نمی دانیم چرا کریشنا به شما عشق افراطی دارد؟...684.
شاعر شیام می گوید که کریشنا در یک نقطه زیبا ایستاده است و بر فلوت خود می نوازد.
من برای این کار نزد شما فرستاده شده ام تا بدوم و شما را به آنجا بیاورم
چاندربهاگا و گوپی های دیگر از چهار طرف به دور کریشنا می خوانند و می چرخند.
پس ای دوست! سریع برو چون همه گوپی ها به جز تو لذت می برند.685.
از این جهت ای سخی! فدای تو بشتاب، نند لال (کریشنا) صدا می زند.
���پس ای دوست! فدای تو می شوم، تو زود برو آنجا، پسر نند تو را صدا می زند، بر فلوت می نوازد و گوپی ها مداحی می خوانند.