اجساد که بر روی یکدیگر می افتند نردبانی از بهشت به نظر می رسند که توسط رزمندگان در جنگ ساخته شده اند.215.
چندی، با خشم فراوان، چندین بار با نیروهای سامبه جنگ کرده است.
شغال ها، خون آشام ها و کرکس ها مانند کارگران هستند و رقصنده ای که در گل و لای گوشت و خون ایستاده، خود شیوا است.
جنازه ها بر جنازه ها دیوار شده اند و چربی و مغز آن گچ است (روی آن دیوار).
(این میدان نبرد نیست) به نظر می رسد که ویشواکارما، سازنده عمارت های زیبا، این پرتره شگفت انگیز را خلق کرده است. 216.،
سویا،
در نهایت فقط بین این دو جنگ وجود داشت، سامبه از آن طرف و چاندی از این طرف، قدرت خود را حفظ کردند.
چندین زخم روی بدن هر دو عفونی شد، اما شیطان تمام قدرت خود را از دست داد.
آغوش دیو ناتوان می لرزد که شاعر این مقایسه را برای آن تصور کرده است.
به نظر می رسید که آنها مارهای سیاه پنج دهانی هستند که ناخودآگاه با قدرت طلسم مار آویزان شده اند.217.
چندی بسیار قدرتمند در میدان نبرد خشمگین شد و با قدرت زیادی به نبرد پرداخت.
Chandi بسیار قدرتمند، شمشیر خود را گرفت و با صدای بلند فریاد زد، او آن را به سامب زد.
لبه شمشیر با لبه شمشیر برخورد کرد که از آن صدا و جرقه بلند شد.
به نظر می رسید که در طول حق باندون (ماه) درخشش فرسوده ها وجود دارد.218.
خون زیادی از اراده زخم های سامبه جاری شد، بنابراین او قدرت خود را از دست داد، چگونه به نظر می رسد؟
شکوه چهره و قدرت بدنش مانند کاهش نور ماه از ماه کامل به ماه نو کاهش یافته است.
چندی سامبه را در دست گرفت، شاعر مقایسه این صحنه را اینگونه تصور کرده است:
به نظر می رسید که کریشنا برای محافظت از گله گاوها کوه گوواردانا را بلند کرده بود.219.
دوره،
سامبه از دست یا چندی روی زمین افتاد و از زمین به آسمان پرواز کرد.
برای کشتن سامبه، چندی به او نزدیک شد.220.
سویا،
چنین جنگی توسط Chandi در آسمان به راه انداخته شد، همانطور که قبلاً هرگز انجام نشده بود.
خورشید، ماه، ستارگان، ایندرا و همه خدایان دیگر آن جنگ را دیدند.