گوینده لال است (یا عصبی است).
صدای (بازوها)
پژواک شنیده می شود و تیرها شلیک می شود.247.
(جنگجویان با صدای بلند) غرش می کنند،
آراسته شده اند (با زره)،
فرار نکن،
رزمندگان آراسته رعد می زنند و فرار نمی کنند.248.
(آن رزمندگان) که شجاع بودند،
فلش ها،
زره رنگی زیبا
جنگجویان جذاب با برداشتن تیرها، کمان ها و تیرهای خود می جنگند.249.
عصبانی شدن
پرش،
بخند،
رزمندگان با چشمک پلک هایشان عصبانی می شوند و در حال خنده به هم تکان می دهند.250.
بهترین قهرمانان عبارتند از
صبر زیادی دارند
فلش های تیز
جنگجویان جذاب تیرهای خود را صبورانه پرتاب می کنند.251.
(دشمن) را وارونه کنید،
(شما هم) عقب مانده اید.
(تیرهایی که از بدن خارج نمی شوند) از طرف دیگر،
رزمندگان به تلافی می جنگند و با هم دست و پنجه نرم می کنند.252.
کودکان گریه می کنند،
خسته نباشی
(در حزب دشمن) جارو می شوند
رزمندگان بدون خستگی به چالش می کشند و به جلو نفوذ می کنند.253.
داشتن خرگس (شمشیر) زیبا،
لکه ها پاک نشدنی هستند،
ماوراء الطبیعه وجود دارد
جنگجویان غیرقابل شکست در حال کشته شدن هستند.254.
(زره) بدرخشد،
فلاش (مانند رعد و برق)
چالش
رزمندگان ضربات کوبنده، تعظیم، چالش و برخاستن دوباره.255.
استانزا باگاوتی
جایی که رزمندگان درگیر هستند (در جنگ)
تیر بزن،
شکستن بدن ها،
تیرها رها می شوند، رزمندگان می جنگند، اندام ها شکافته می شوند و جنگ ادامه دارد.256.
جایی که رزمندگان بیدار می شوند (با عصبانیت)
هورها حرکت می کنند (در آسمان)
حلقه شمشیرها
رزمندگان به وجد می آیند، دختران بهشتی پرسه می زنند و جرقه های آتش از شمشیرهای برخورد کننده بیرون می آید.257.
یک جایی دست و پا می شکند،
(جنگجویان) درگیر جنگ هستند،
اسب ها می رقصند،
اندام ها شکافته می شوند، همه در جنگ جذب می شوند، اسب ها می رقصند و جنگجویان رعد می زنند.258.