شری دسم گرنتھ

صفحه - 576


ਹਮਕੇ ॥
hamake |

گوینده لال است (یا عصبی است).

ਝੜਕੇ ॥
jharrake |

صدای (بازوها)

ਛਟਕੇ ॥੨੪੭॥
chhattake |247|

پژواک شنیده می شود و تیرها شلیک می شود.247.

ਸਗਾਜੈ ॥
sagaajai |

(جنگجویان با صدای بلند) غرش می کنند،

ਸਸਾਜੈ ॥
sasaajai |

آراسته شده اند (با زره)،

ਨ ਭਾਜੈ ॥
n bhaajai |

فرار نکن،

ਬਿਰਾਜੈ ॥੨੪੮॥
biraajai |248|

رزمندگان آراسته رعد می زنند و فرار نمی کنند.248.

ਨਿਖੰਗੀ ॥
nikhangee |

(آن رزمندگان) که شجاع بودند،

ਖਤੰਗੀ ॥
khatangee |

فلش ها،

ਸੁਰੰਗੀ ॥
surangee |

زره رنگی زیبا

ਭਿੜੰਗੀ ॥੨੪੯॥
bhirrangee |249|

جنگجویان جذاب با برداشتن تیرها، کمان ها و تیرهای خود می جنگند.249.

ਤਮਕੈ ॥
tamakai |

عصبانی شدن

ਪਲਕੈ ॥
palakai |

پرش،

ਹਸਕੈ ॥
hasakai |

بخند،

ਪ੍ਰਧਕੈ ॥੨੫੦॥
pradhakai |250|

رزمندگان با چشمک پلک هایشان عصبانی می شوند و در حال خنده به هم تکان می دهند.250.

ਸੁ ਬੀਰੰ ॥
su beeran |

بهترین قهرمانان عبارتند از

ਸੁ ਧੀਰੰ ॥
su dheeran |

صبر زیادی دارند

ਪ੍ਰਹੀਰੰ ॥
praheeran |

فلش های تیز

ਤਤੀਰੰ ॥੨੫੧॥
tateeran |251|

جنگجویان جذاب تیرهای خود را صبورانه پرتاب می کنند.251.

ਪਲਟੈ ॥
palattai |

(دشمن) را وارونه کنید،

ਬਿਲਟੈ ॥
bilattai |

(شما هم) عقب مانده اید.

ਨ ਛੁਟੈ ॥
n chhuttai |

(تیرهایی که از بدن خارج نمی شوند) از طرف دیگر،

ਉਪਟੈ ॥੨੫੨॥
aupattai |252|

رزمندگان به تلافی می جنگند و با هم دست و پنجه نرم می کنند.252.

ਬਬਕੈ ॥
babakai |

کودکان گریه می کنند،

ਨ ਥਕੈ ॥
n thakai |

خسته نباشی

ਧਸਕੈ ॥
dhasakai |

(در حزب دشمن) جارو می شوند

ਝਝਕੈ ॥੨੫੩॥
jhajhakai |253|

رزمندگان بدون خستگی به چالش می کشند و به جلو نفوذ می کنند.253.

ਸਖਗੰ ॥
sakhagan |

داشتن خرگس (شمشیر) زیبا،

ਅਦਗੰ ॥
adagan |

لکه ها پاک نشدنی هستند،

ਅਜਗੰ ॥
ajagan |

ماوراء الطبیعه وجود دارد

ਅਭਗੰ ॥੨੫੪॥
abhagan |254|

جنگجویان غیرقابل شکست در حال کشته شدن هستند.254.

ਝਮਕੈ ॥
jhamakai |

(زره) بدرخشد،

ਖਿਮਕੈ ॥
khimakai |

فلاش (مانند رعد و برق)

ਬਬਕੈ ॥
babakai |

چالش

ਉਥਕੈ ॥੨੫੫॥
authakai |255|

رزمندگان ضربات کوبنده، تعظیم، چالش و برخاستن دوباره.255.

ਭਗਉਤੀ ਛੰਦ ॥
bhgautee chhand |

استانزا باگاوتی

ਕਿ ਜੁਟੈਤ ਬੀਰੰ ॥
ki juttait beeran |

جایی که رزمندگان درگیر هستند (در جنگ)

ਕਿ ਛੁਟੈਤ ਤੀਰੰ ॥
ki chhuttait teeran |

تیر بزن،

ਕਿ ਫੁਟੈਤ ਅੰਗੰ ॥
ki futtait angan |

شکستن بدن ها،

ਕਿ ਜੁਟੈਤ ਜੰਗੰ ॥੨੫੬॥
ki juttait jangan |256|

تیرها رها می شوند، رزمندگان می جنگند، اندام ها شکافته می شوند و جنگ ادامه دارد.256.

ਕਿ ਮਚੈਤ ਸੂਰੰ ॥
ki machait sooran |

جایی که رزمندگان بیدار می شوند (با عصبانیت)

ਕਿ ਘੁਮੈਤ ਹੂਰੰ ॥
ki ghumait hooran |

هورها حرکت می کنند (در آسمان)

ਕਿ ਬਜੈਤ ਖਗੰ ॥
ki bajait khagan |

حلقه شمشیرها

ਕਿ ਉਠੈਤ ਅਗੰ ॥੨੫੭॥
ki utthait agan |257|

رزمندگان به وجد می آیند، دختران بهشتی پرسه می زنند و جرقه های آتش از شمشیرهای برخورد کننده بیرون می آید.257.

ਕਿ ਫੁਟੇਤਿ ਅੰਗੰ ॥
ki futtet angan |

یک جایی دست و پا می شکند،

ਕਿ ਰੁਝੇਤਿ ਜੰਗੰ ॥
ki rujhet jangan |

(جنگجویان) درگیر جنگ هستند،

ਕਿ ਨਚੇਤਿ ਤਾਜੀ ॥
ki nachet taajee |

اسب ها می رقصند،

ਕਿ ਗਜੇਤਿ ਗਾਜੀ ॥੨੫੮॥
ki gajet gaajee |258|

اندام ها شکافته می شوند، همه در جنگ جذب می شوند، اسب ها می رقصند و جنگجویان رعد می زنند.258.