قدرت مار، قدرت گانداربا، قدرت یاکشا،
حتی در لباس ناگا-دختران، گانداروا-زنان، یاکشا-زنان و ایندرانی، او یک زن فوق العاده جذاب به نظر می رسید.333.
(که) چشمان دیوانه متی مانند تیر کشیده شده است.
چشمان آن زن جوان سرمست مانند تیرها فشرده شده بود و از درخشش جوانی می درخشید.
گلدسته دور گردن بسته می شود.
تسبیحی به گردنش بسته بود و شکوه صورتش مثل آتش درخشان می نمود.334.
چترانی تاجنشین ('Chhatrapati') کسی است که چتر دارد.
آن ملکه زمین یک الهه سایبان بود و چشمان و سخنانش پاک بود
شمشیر (یا مانند آن) کنیز نابسته پرستش کننده است.
او قادر بود شیاطین را فریب دهد، اما معدن علم و افتخار بود و بیپیوسته زندگی کرد.
شبه سبحا و معامله دل ولي محل سعادت است.
او خوب، ملایم و بانویی با ویژگی های خوب بود، او آرامش بخش بود و لبخند ملایمی می زد
ارادتمند و مداح محبوب هری نام.
او فداکار معشوقش بود و نام خداوند را که جذاب و پسندیده بود به یاد آورد.336.
موقعیتی برای پرستش تنها یک شوهر («محبوب»).
او فداکار معشوقش بود و تنها در یک رنگ رنگ شده بود
تنهایی ناامیدانه را باید یافت.
او هیچ آرزویی نداشت و در یاد شوهرش غرق شد.337.
خالی از خواب، عاری از سرزنش و بی غذا است.
نه می خوابید و نه غذا می خورد، ارادتمند معشوق و بانویی نذر بود.
بسانت، تودی، گودی،
او مانند Vasanti، Todi، Gauri، Bhupali، Sarang و غیره زیبا بود.338.
هندولی، مگ-مالهری،
جایاوانتی خدا-مالهری (راگینی) است.
بنگلیا یا بسانت راگانی است،
او با شکوه بود مانند هندول، مگ، مالهار، جایجاوانتی، گاور، بسانت، بایرگی و غیره.339.
سورث یا سارنگ (راگنی) یا بایرادی وجود دارد.
یا پرج یا مالهری خالص.
هندولی کافی یا تلنگی است.
او مانند سوراث، سارنگ، بایرایی، مالهار، هندول، تایلانگی، بهیراوی و دیپاک احساساتی بود.340.
توسط همه راگاها شکل گرفته و عاری از پیوندها.
او در همه حالت های موسیقی متخصص بود و زیبایی خود با دیدن او مجذوب می شد
(اگر) تمام شکوه و جلال او را توصیف کند،
اگر شکوه و جلال او را از همه نوع توصیف کنم، پس از آن حجم دیگری وجود خواهد داشت.341.
با دیدن نذر و رفتار او، دات
آن دات نذر بزرگ، بانوی نذری را دید و پاهای او را به همراه دیگر زاهدان با قفل های مات لمس کرد.
(چون) جسم و روانش در آب (عشق) شوهرش آغشته است.
او آن خانم را که با جسم و روحش در عشق شوهرش غرق شده بود، به عنوان چهاردهمین مرشد خود پذیرفت.342.
پایان شرح پذیرش بانوی کاملاً فداکار به عنوان چهاردهمین گورو او.
اکنون شرح پذیرش پیکان ساز به عنوان پانزدهمین گورو او است
توتاک استانزا
به عنوان چهاردهمین گورو، مونی دات،
حکیم دات با پذیرفتن گوروی چهاردهم با دمیدن حلزون خود، جلوتر رفت
با حرکت در جهت شرق، غرب و شمال
پس از سرگردانی در شرق و غرب و شمال و رعایت سکوت به سمت جنوب حرکت کرد.343.
در آنجا (او) شهری به نام چیترا را دید.
او در آنجا شهری پرتره را دید که در آن همه جا معابد بود
پروردگار (آن شهر) آهوهای زیادی داد،