ماهاویر توانا که نامش چلبال سینگ است،
جنگجوی بزرگ چالبال سینگ با گرفتن سپر و شمشیر در دستان خود به جنگ با خارگ سینگ رفت.
چاوپای
هنگامی که (آن) پنج جنگجو با هم شتافتند
و به خاراگ سینگ رسید،
سپس خاراگ سینگ اسلحه به دست گرفت
وقتی این پنج جنگجو با هم رفتند و بر خارگ سینگ افتادند، خارگ سینگ سلاح های او را گرفت و همه این جنگجویان را بی جان کرد.1400.
دوره
دوازده جنگجوی دیگر سری کریشنا که شجاع و توانا بودند
دوازده جنگجوی کریشنا بسیار قدرتمند هستند که با قدرت خود تمام جهان را فتح کرده اند.1401.
SWAYYA
بالرام سینگ، ماهاماتی سینگ و جاگجات سینگ با شمشیرهای خود بر او (دشمن) افتادند.
دانش سینگ، کریپاوات سینگ، جوبان سینگ،
جیوان سینگ، جاگ سینگ، سادا سینگ و غیره نیز به جلو حرکت کردند
ویرام سینگ با گرفتن شاکتی (حفار) خود، جنگ را با خاراگ سینگ آغاز کرد.1402.
دوره
جنگجوی به نام موهان سینگ او را همراهی کرد
او اسلحههای خود را با دستان خود حمل میکرد و با ترنج و زره تزئین شده بود. 1403.
SWAYYA
(شاعر) رام می گوید همه پادشاهان به خاراگ سینگ توانا تیر انداخته اند.
همه پادشاهان با تیرهای خود بر جنگجوی توانا خاراگ سینگ زدند، اما او مانند کوهی بدون ترس در میدان جنگ استوار ماند.
با خشم، زیبایی چهره اش بیشتر شده است، شاعر با دیدن تصویرش (در ذهنش این) معنا پیدا می کند.
خشم در چهره او به شدت افزایش یافته بود و در آتش قدرتمند خشم او، این تیرها مانند قیمه عمل کردند.1404.
نیروهای جنگجوی کریشنا که آنجا بودند، تعدادی از جنگجویان آن توسط دشمن سرنگون شدند.
او دوباره با عصبانیت در میدان ایستاد و شمشیر خود را در دست گرفت
(در خشم لشکر را از بین برده است) با کشتن، سرانجام لشکر کم می شود. (با دیدن این وضعیت) فکر جدیدی در ذهن شاعر پدید آمده است.
او با کشتن لشکر دشمن، آن را مانند آبهای اقیانوسی که توسط خورشید فروزان در روز قیامت خشک شده بود، کاهش داد.
در وهله اول بازوهای رزمندگان و سپس سرشان را خرد کرد
ارابه ها به همراه اسب ها و ارابه داران در میدان جنگ نابود شدند
کسانی که عمرشان را در آسایش سپری کرده اند، جنازه هایشان را شغال ها و کرکس ها می خوردند.
آن رزمندگانی که در جنگی وحشتناک دشمن را نابود کرده بودند، اکنون در میدان نبرد بی جان شدند.1406.
شاعر شیام می گوید، پادشاه (خاراق سینگ) بدین ترتیب در میدان جنگ با کشتن دوازده پادشاه مورد احترام قرار می گیرد.
پس از کشتن دوازده پادشاه، پادشاه خاراگ سینگ مانند خورشید در تاریکی های دور زیبا به نظر می رسد.
ابرهای ساوان از شنیدن صدای رعد و برق خاراگ سینگ خجالت می کشند
به نظر می رسد که اقیانوس در روز قیامت در پر از سواحل خود رعد و برق می زد.1407.
شاه با نشان دادن شجاعت خود باعث شد که بسیاری از لشکر یدوا فرار کنند
رزمندگانی که برای جنگ با او آمده بودند، امید به زنده ماندن خود را از دست دادند
(شاعر) شیام که با شمشیر در دست جنگیده و دویده می گوید.
شاعر می گوید هر که جنگید، شمشیر خود را در دست گرفت، وارد سرای مرگ شد و بدنش را بیهوده از دست داد.1408.
دوباره خشمگین شد و هزار فیل و اسب سوار را کشت
او دویست ارابه را پاره کرد و بسیاری از جنگجویان شمشیر به دست را کشت
بیست هزار سرباز پیاده را کشت که در میدان جنگ مثل درخت افتادند
این منظره در باغ ریشه کن شده راوانا توسط هانومار خشمگین ظاهر شد.1409.
یک دیو به نام ابهر در کنار کریشنا بود
او با قدرت کامل بر خاراگ سینگ افتاد
شیام شاعر (او را) ستوده است (که) به محض رعد و برق تیری از تیر برپا کرده است.
شمشیر صاعقه مانند خود را در دست گرفت و با غضب غضب تیرهایی مانند ایندرا را با خشم بر گرده ای از گوپ ها فرود آورد.1410.
نیروهای اهریمنی مانند ابرها به جلو هجوم آوردند، اما پادشاه حتی اندکی نترسید