تیر و کمانش را در دستانش گرفت و در ذهنش به شدت خشمگین شد
با کشیدن کمان به گوش، قلب دشمن را با یک تیر سوراخ کرد.
کمانش را تا گوشش کشید و چون مار وارد سوراخش شد قلب دشمن را سوراخ کرد.1411.
پس از کشتن دشمن با تیرهای خود، کشتار را با شمشیر انجام داد
به دلیل جنگ خون روی زمین جاری شد و اجساد را بی روح کرد و آنها را بر زمین زد.
تشبیه زیبایی آن منظره را شاعر از دهان خود بر زبان آورده است.
شاعر در وصف این منظره می گوید که گویا شمشیر اصابت نکرده و در عوض به مجازات یاما سرنگون شده اند.1412.
وقتی این دیو کشته شد، لشکر شیاطین در خشم خود بر او افتادند
در بدو ورود آنها جنگ را با انواع مختلف سلاح آغاز کرد
بسیاری از شیاطین در آن مکان زخمی شدند و خاراگ سینگ نیز جراحات زیادی دریافت کرد
شاه با تحمل عذاب زخمها جنگید و زخمهایش را آشکار نکرد.1413.
همه شیاطین با خشم فزاینده بر او افتادند
با برداشتن کمان، تیر، گرز، خنجر و غیره، شمشیرهای خود را نیز از غلاف بیرون آوردند.
در آتش خشم، انرژی زندگی آنها افزایش یافت و خدا اعضای بدن آنها را تحریک کرد
ضربات خود را مانند زرگر که بدنه ای از طلا را مد می کند بر شاه می زدند.1414.
تمام آن (هیولاها) که با پادشاه (خاراق سینگ) جنگ کرده اند (آنجا) نابود شده اند.
همه کسانی که با شاه جنگیدند کشته شدند و برای کشتن بقیه دشمنان، سلاح های خود را در دستان خود گرفت.
آنگاه آن پادشاه تیر و کمان را در دست گرفت و اجساد دشمنان را محروم کرد.
شاهان با گرفتن تیر و کمان او، بدنهایشان را بیسر کردند و کسانی که همچنان بر مبارزه با او اصرار داشتند، همگی نابود شدند.
یک جنگجوی شیطان بسیار بزرگ وجود داشت که با عصبانیت شدید تیرهای زیادی را به سمت پادشاه پرتاب کرد.
این تیرها تا انتها به بدن شاه نفوذ کرد
آنگاه شاه با خشم شدید، نیزه خود را به دشمن زد که مانند برق به بدن او نفوذ کرد.
به نظر می رسید که از ترس گارودا، پادشاه مارها آمد تا خود را در جنگل پنهان کند.1416.
به محض ظهور سنگ، جان به جان آفرین تسلیم کرد و (غول) دیگری نیز او را با شمشیر برید.
وقتی که توسط نیزه مورد اصابت قرار گرفت و پادشاه خاراگ سینگ، با خشم شدید، با شمشیر ضربات خود را بر دیگران وارد کرد، او آخرین نفس خود را کشید.
او سی دیو را در مکانی که در میدان جنگ ایستاده بودند کشت
آنها مانند کوههای مرده که توسط واژرای ایندرا زده شده بود، بی جان ایستاده بودند.1417.
KABIT
بازوهای بسیاری از شیاطین بریده شد و سر بسیاری از دشمنان بریده شد
بسیاری از دشمنان فرار کردند، بسیاری کشته شدند،
اما همچنان این جنگجو با لشکر دشمن در حال حرکت بود که شمشیر، تبر، کمان، گرز، سه گانه و غیره را در دستان خود گرفته بود.
او در حالی که به جلو می رود می جنگد و حتی یک قدم به عقب هم عقب نمی نشیند، پادشاه خاراگ سینگ آنقدر سریع است که گاهی دیده می شود و گاهی دیده نمی شود.1418.
سخنان شاعر:
ARIL
خاراگ سینگ عصبانی شد و هیولاهای زیادی را کشت
خاراگ سینگ بسیاری از شیاطین را در خشم کشت و همگی مست و خفته در میدان جنگ ظاهر شدند
(کسانی که زنده مانده اند از ترس فرار کرده اند
آنهایی که زنده ماندند، از ترس فرار کردند و همه آمدند و پیش کریشنا ناله کردند.1419.
سخنرانی کریشنا:
دوره
سپس شری کریشنا به کل ارتش گفت و چنین گفت:
سپس کریشنا به ارتش گفت: «آن شخص در ارتش من کیست که قادر به جنگیدن با خاراگ سینگ است؟» 1420.
سورتا
دو جنگجوی کریشنا با خشم شدید بیرون آمدند
هر دوی آنها جنگجویان باشکوه، شجاع و توانا مانند ایندرا بودند.1421.
SWAYYA
جارجهار سینگ و جوجهان سینگ در حالی که تعداد زیادی ارتش را با خود می بردند جلوی او رفتند.
با صدای سم اسب ها، تمام هفت جهان زیر زمین و زمین لرزید