او را مانند گنجی که به دست فقیر می رسد به سوی خود کشید.(14)
ساویه
او سکس و بوسه های زیادی داشت که هیچ کس نمی توانست بشمارد.
زن در حالی که احساس خجالتی می کرد اما لبخند می زد، به بدن او چسبیده بود.
لباس های گلدوزی شده اش مثل برق در ابرها می درخشید.
با دیدن همه اینها همه دوستانش در ذهنشان غبطه خوردند.(15)
بدنشان مثل طلا می درخشید و چشمان عشوه گرشان مثل تیر تیز بود.
آنها به مثابه مظهر پرندههای دمدار و فاخته به نظر میرسند.
حتی خدا و شیاطین هم سیر شدند و به نظر می رسیدند که کوپید آنها را در قالب ریخته است.
«آه، عشق من، در اوج جوانی، دو چشم تو مظهر یاقوت سرخ است.» (16)
دوهیرا
عشق آنها به اوج رسید و او احساس کرد که با معشوق آمیخته شده است.
هر دو از پیش بند خود خلاص شدند و بدون هیچ رازی در آنجا ماندند.(17)
در آغوش گرفتن و در آغوش گرفتن همدیگر، به موضع گیری های مختلف افراط کردند.
و اصرار به افراط رسید و شمارش را از دست دادند.(18)
چوپایی
پادشاه بازی را با چرخش و چرخش انجام می دهد
راجا در آغوش گرفتن و در آغوش گرفتن از عشق ورزی لذت می برد،
و با فشردن و به هم زدن زن، احساس خوشبختی می کرد.
با خنده و خندان عشق ورزی کرد و با صدای بلند ابراز رضایت کرد.(19)
دوهیرا
او با اتخاذ ژستهای مختلف در موقعیتهایی قرار گرفت و تسکینهایی را تجربه کرد.
با در آغوش گرفتن و در آغوش گرفتن، به شیفتگی می پرداختند و زن با خفه کردن احساس رضایت می کرد.(20)
چوپایی
(آنها) انواع داروها را سفارش دادند
آنها مسکرات مختلف را به دست آوردند و وسایل زیادی ترتیب دادند.
مشروب، خشخاش و داتوره (سفارش شده).
همچنین شراب، ماری جوانا و علف های هرز و سوسک جویده شده مملو از گلرنگ به دست آمد.(21)
دوهیرا
پس از مصرف تریاک و حشیش بسیار قوی،
آنها در طول هر چهار ساعت عاشق شدند، اما هرگز احساس سیری نکردند، (22)
همانطور که زن و مرد هر دو در اوج جوانی بودند و ماه نیز در نوسان کامل بود.
آنها با رضایت به عشق ورزیدن می پرداختند و هیچ کس شکست را نمی پذیرفت.(23)
مرد عاقل همیشه به دنبال زنی خردمند و جوان است و به دست می آورد.
و با خوشحالی و خوشی او را به چنگ می اندازد و رها نمی کند.(24)
چوپایی
مرد باهوشی که زن باهوش را بدست می آورد،
وقتی باهوشی باهوش را ملاقات می کند، نمی خواهد دیگری را رها کند.
او احمق و زشت را تحمل نمی کند.
متفرقان را در دل خود بی احتیاط و زشت می شمرد و عقل و گفتار را برای ازدواج با اولی نگه می دارد.(25)
دوهیرا
چهارپایه از چوب صندل بهتر است اما تکه چوب بزرگ آن چه کاربردی دارد.
زن عاقل مشتاق مرد فهیم است، اما با احمق چه خواهد کرد؟(26)
سورتا
شوهر جوان مهربان است و خانه اش را در دل او می سازد.
او به او محبت فراوان می بخشد و هرگز نادیده نمی گیرد.(27)
ساویه
او با دیدن شکل منحصر به فرد زن معشوق در قلب خود بسیار خوشحال می شود.