رزمندگانی که توسط لبههای سلاحها و ضربات بازوها بریده میشوند و خونشان میریزد بیهوش میشوند و به زمین میافتند.288.
خشم اوج می گیرد،
زمان زیادی از زره، خون خواران وجود دارد
خارگ ها (در میان خود) می خورند
رزمندگان در جریان خشم به طرز وحشتناکی اسلحه خود را می کوبند و با برخورد خنجرهای خونین به هیجان مضاعف می افتند.289.
الهه خون می نوشد،
(گویا) صاعقه (انسو بهوی) می خندد.
(او) به شدت می خندد،
الهه تشنه ی خون می خندد و خنده ی او مانند روشنایی نور او چهار طرف را فرا گرفته است.290.
هاتی (جنگجویان) سپردار (نزدیک) مناسب هستند.
پسران گلدسته (شیوا) در حال رقصیدن.
(جنگجویان) به سلاح ها حمله می کنند،
جنگجویان مصمم با سپرهای خود می جنگند و شیوا با تسبیح جمجمه خود می رقصد، ضربات اسلحه و بازوها زده می شود.291.
رزمندگان صبور مشغول هستند
و تیرها با قدرت شلیک می کنند.
شمشیرها اینطور می درخشند
رزمندگان صبور با کشیدن مکرر کمان تیرها را پرتاب می کنند و شمشیرها مانند برق آسا زده می شوند.292.
شمشیر خونخوار در حال خوردن است،
چو (جنگ) در چیت دو برابر می شود،
شاهکارهای زیبایی در حال انجام است،
خنجرهای خونین با هم برخورد می کنند و با هیجانی مضاعف، رزمندگان می جنگند، آن رزمندگان زیبا فریاد می کشند، بکش.293.
دارند کار خودشان را می کنند،
رزمندگان در میدان جنگ افسانه میکنند،
زخمی شدن خیلی ها
با فشار دادن یکدیگر، رزمندگان با شکوه به نظر می رسند و جنگجویان بزرگ بر یکدیگر زخم می زنند.294.
قهرمانان سرشار از قهرمانی هستند،
مالاس (کشتی گیران) کشتی.
از سهام خود استفاده کنند،
جنگجویان مانند کشتی گیران در میان خود درگیرند و به اسلحه خود می زنند که آرزوی پیروزی خود را دارند.295.
(که) درگیر جنگ هستند،
(آنها) بسیار سریع هستند.
شمشیرهای تشنه به خون غلاف ندارند،
رزمندگان آغشته به جنگ و با هیجان مضاعف، خنجر خونین خود را می کوبند.296.
آسمان پر از هجوم است،
(در جنگ) رزمندگان در حال تکه تکه شدن هستند،
بوق و بوق به صدا در می آید،
دختران بهشتی آسمان را به حرکت در میآورند و رزمندگان بسیار خسته به زمین میافتند، صدای کف زدن به گوش میرسد و شیوا در حال رقصیدن است.297.
غوغایی در میدان جنگ به گوش می رسد،
انبوهی از تیرها وجود دارد،
جنگجویان شجاع غرش می کنند،
صدای نوحه در میدان نبرد بلند می شود و همراه با آن باران تیر نیز می آید، رزمندگان رعد می زنند و اسب ها از این طرف به آن طرف می دوند.298.
چاوپای
جنگ بسیار وحشتناک و وحشتناکی در جریان است.
ارواح، ارواح و بیتال در حال رقصیدن هستند.
آسمان پر از پادگان (پرچم یا فلش) است.
بدین ترتیب جنگ هولناکی به راه افتاد و ارواح و شیاطین و بیتال ها به رقصیدن پرداختند و نیزه ها و تیرها در آسمان پراکنده شدند و شب در روز به نظر رسید.299.
جایی در بیابان، خون آشام ها و ارواح در حال رقصیدن هستند،
جایی که گروه های جنگجو پس از جنگ در حال سقوط هستند،