شری دسم گرنتھ

صفحه - 580


ਕਟੇ ਬੀਰ ਅਚੇਤੰ ॥੨੮੮॥
katte beer achetan |288|

رزمندگانی که توسط لبه‌های سلاح‌ها و ضربات بازوها بریده می‌شوند و خونشان می‌ریزد بیهوش می‌شوند و به زمین می‌افتند.288.

ਉਠੈ ਕ੍ਰੁਧ ਧਾਰੰ ॥
autthai krudh dhaaran |

خشم اوج می گیرد،

ਮਚੇ ਸਸਤ੍ਰ ਝਾਰੰ ॥
mache sasatr jhaaran |

زمان زیادی از زره، خون خواران وجود دارد

ਖਹੈ ਖਗ ਖੂਨੀ ॥
khahai khag khoonee |

خارگ ها (در میان خود) می خورند

ਚੜੈ ਚਉਪ ਦੂਨੀ ॥੨੮੯॥
charrai chaup doonee |289|

رزمندگان در جریان خشم به طرز وحشتناکی اسلحه خود را می کوبند و با برخورد خنجرهای خونین به هیجان مضاعف می افتند.289.

ਪਿਪੰ ਸ੍ਰੋਣ ਦੇਵੀ ॥
pipan sron devee |

الهه خون می نوشد،

ਹਸੈ ਅੰਸੁ ਭੇਵੀ ॥
hasai ans bhevee |

(گویا) صاعقه (انسو بهوی) می خندد.

ਅਟਾ ਅਟ ਹਾਸੰ ॥
attaa att haasan |

(او) به شدت می خندد،

ਸੁ ਜੋਤੰ ਪ੍ਰਕਾਸੰ ॥੨੯੦॥
su jotan prakaasan |290|

الهه تشنه ی خون می خندد و خنده ی او مانند روشنایی نور او چهار طرف را فرا گرفته است.290.

ਢੁਕੇ ਢੀਠ ਢਾਲੰ ॥
dtuke dteetth dtaalan |

هاتی (جنگجویان) سپردار (نزدیک) مناسب هستند.

ਨਚੇ ਮੁੰਡ ਮਾਲੰ ॥
nache mundd maalan |

پسران گلدسته (شیوا) در حال رقصیدن.

ਕਰੈ ਸਸਤ੍ਰ ਪਾਤੰ ॥
karai sasatr paatan |

(جنگجویان) به سلاح ها حمله می کنند،

ਉਠੈ ਅਸਤ੍ਰ ਘਾਤੰ ॥੨੯੧॥
autthai asatr ghaatan |291|

جنگجویان مصمم با سپرهای خود می جنگند و شیوا با تسبیح جمجمه خود می رقصد، ضربات اسلحه و بازوها زده می شود.291.

ਰੁਪੇ ਵੀਰ ਧੀਰੰ ॥
rupe veer dheeran |

رزمندگان صبور مشغول هستند

ਤਜੈ ਤਾਣ ਤੀਰੰ ॥
tajai taan teeran |

و تیرها با قدرت شلیک می کنند.

ਝਮੈ ਬਿਜੁ ਬੇਗੰ ॥
jhamai bij began |

شمشیرها اینطور می درخشند

ਲਸੈ ਏਮ ਤੇਗੰ ॥੨੯੨॥
lasai em tegan |292|

رزمندگان صبور با کشیدن مکرر کمان تیرها را پرتاب می کنند و شمشیرها مانند برق آسا زده می شوند.292.

ਖਹੇ ਖਗ ਖੂਨੀ ॥
khahe khag khoonee |

شمشیر خونخوار در حال خوردن است،

ਚੜੈ ਚੌਪ ਦੂਨੀ ॥
charrai chauap doonee |

چو (جنگ) در چیت دو برابر می شود،

ਕਰੈ ਚਿਤ੍ਰ ਚਾਰੰ ॥
karai chitr chaaran |

شاهکارهای زیبایی در حال انجام است،

ਬਕੈ ਮਾਰੁ ਮਾਰੰ ॥੨੯੩॥
bakai maar maaran |293|

خنجرهای خونین با هم برخورد می کنند و با هیجانی مضاعف، رزمندگان می جنگند، آن رزمندگان زیبا فریاد می کشند، بکش.293.

ਅਪੋ ਆਪ ਦਾਬੈ ॥
apo aap daabai |

دارند کار خودشان را می کنند،

ਰਣੰ ਬੀਰ ਫਾਬੈ ॥
ranan beer faabai |

رزمندگان در میدان جنگ افسانه می‌کنند،

ਘਣੰ ਘਾਇ ਪੇਲੈ ॥
ghanan ghaae pelai |

زخمی شدن خیلی ها

ਮਹਾ ਵੀਰ ਝੇਲੈ ॥੨੯੪॥
mahaa veer jhelai |294|

با فشار دادن یکدیگر، رزمندگان با شکوه به نظر می رسند و جنگجویان بزرگ بر یکدیگر زخم می زنند.294.

ਮੰਡੇ ਵੀਰ ਸੁਧੰ ॥
mandde veer sudhan |

قهرمانان سرشار از قهرمانی هستند،

ਕਰੈ ਮਲ ਜੁਧੰ ॥
karai mal judhan |

مالاس (کشتی گیران) کشتی.

ਅਪੋ ਆਪ ਬਾਹੈ ॥
apo aap baahai |

از سهام خود استفاده کنند،

ਉਭੈ ਜੀਤ ਚਾਹੈ ॥੨੯੫॥
aubhai jeet chaahai |295|

جنگجویان مانند کشتی گیران در میان خود درگیرند و به اسلحه خود می زنند که آرزوی پیروزی خود را دارند.295.

ਰਣੰ ਰੰਗ ਰਤੇ ॥
ranan rang rate |

(که) درگیر جنگ هستند،

ਚੜੇ ਤੇਜ ਤਤੇ ॥
charre tej tate |

(آنها) بسیار سریع هستند.

ਖੁਲੇ ਖਗ ਖੂਨੀ ॥
khule khag khoonee |

شمشیرهای تشنه به خون غلاف ندارند،

ਚੜੇ ਚਉਪ ਦੂਨੀ ॥੨੯੬॥
charre chaup doonee |296|

رزمندگان آغشته به جنگ و با هیجان مضاعف، خنجر خونین خود را می کوبند.296.

ਨਭੰ ਹੂਰ ਪੂਰੰ ॥
nabhan hoor pooran |

آسمان پر از هجوم است،

ਭਏ ਵੀਰ ਚੂਰੰ ॥
bhe veer chooran |

(در جنگ) رزمندگان در حال تکه تکه شدن هستند،

ਬਜੈ ਤੂਰ ਤਾਲੀ ॥
bajai toor taalee |

بوق و بوق به صدا در می آید،

ਨਚੇ ਮੁੰਡ ਮਾਲੀ ॥੨੯੭॥
nache mundd maalee |297|

دختران بهشتی آسمان را به حرکت در می‌آورند و رزمندگان بسیار خسته به زمین می‌افتند، صدای کف زدن به گوش می‌رسد و شیوا در حال رقصیدن است.297.

ਰਣੰ ਰੂਹ ਉਠੈ ॥
ranan rooh utthai |

غوغایی در میدان جنگ به گوش می رسد،

ਸਰੰ ਧਾਰ ਬੁਠੈ ॥
saran dhaar butthai |

انبوهی از تیرها وجود دارد،

ਗਜੈ ਵੀਰ ਗਾਜੀ ॥
gajai veer gaajee |

جنگجویان شجاع غرش می کنند،

ਤੁਰੇ ਤੁੰਦ ਤਾਜੀ ॥੨੯੮॥
ture tund taajee |298|

صدای نوحه در میدان نبرد بلند می شود و همراه با آن باران تیر نیز می آید، رزمندگان رعد می زنند و اسب ها از این طرف به آن طرف می دوند.298.

ਚੌਪਈ ॥
chauapee |

چاوپای

ਭਇਓ ਘੋਰ ਆਹਵ ਬਿਕਰਾਰਾ ॥
bheio ghor aahav bikaraaraa |

جنگ بسیار وحشتناک و وحشتناکی در جریان است.

ਨਾਚੇ ਭੂਤ ਪ੍ਰੇਤ ਬੈਤਾਰਾ ॥
naache bhoot pret baitaaraa |

ارواح، ارواح و بیتال در حال رقصیدن هستند.

ਬੈਰਕ ਬਾਣ ਗਗਨ ਗਇਓ ਛਾਈ ॥
bairak baan gagan geio chhaaee |

آسمان پر از پادگان (پرچم یا فلش) است.

ਜਾਨੁਕ ਰੈਨ ਦਿਨਹਿ ਹੁਇ ਆਈ ॥੨੯੯॥
jaanuk rain dineh hue aaee |299|

بدین ترتیب جنگ هولناکی به راه افتاد و ارواح و شیاطین و بیتال ها به رقصیدن پرداختند و نیزه ها و تیرها در آسمان پراکنده شدند و شب در روز به نظر رسید.299.

ਕਹੂੰ ਪਿਸਾਚ ਪ੍ਰੇਤ ਨਾਚੈ ਰਣਿ ॥
kahoon pisaach pret naachai ran |

جایی در بیابان، خون آشام ها و ارواح در حال رقصیدن هستند،

ਜੂਝ ਜੂਝ ਕਹੂੰ ਗਿਰੇ ਸੁਭਟ ਗਣ ॥
joojh joojh kahoon gire subhatt gan |

جایی که گروه های جنگجو پس از جنگ در حال سقوط هستند،