بعد از نوشتن این روی گودال، هر دو از آنجا رفتند
اینکه مردم بعد از دیدن بهشت و زمین به عالم اموات می روند. 14.
بیست و چهار:
صبح شاه از خواب بیدار شد.
(او) او (جوگی) را در آنجا ندید.
دیدم چیزی روی گودال نوشته شده است
و از این طریق با وزرا بحث کرد. 15.
دوگانه:
این جوگی که مردم (بهشت) را دیده، دوباره این مردم را دیده است.
حالا با یقین به دیدن عالم اموات (مردم) رفته است. 16.
بیست و چهار:
همه شروع کردند به صدا زدن او "سیدا سیدا".
(نه) احمق راز را در نظر گرفت.
زن با بازی این شخصیت مرد را نجات داد
و گودال را از جانب پادشاه عبادت کرد. 17.
پادشاه شروع به پرستش گودال کرد
و حرفش را به دل نگرفت.
(که) بهشت را ترک کرده و به جهنم رفته است،
او ستایش من را دارد. 18.
در اینجا فصل 205 از Mantri Bhup Samvad از Tria Charitra از سری Charitropkhyan به پایان می رسد، همه چیز فرخنده است. 205.3876. ادامه می یابد
بیست و چهار:
شهری به نام سوغرواتی شنیده می شد
(که) پادشاهی بسیار با فضیلت بود به نام بیششوار سینگ.
عشق مطیعی ملکه زیبای او بود.
(فرض کنید) از میان چهارده نفر آورده شده است. 1.
دوگانه:
زیبایی منحصر به فرد او در آب جذب شد.
با دیدن (او) زنان خدا، دیو زنان و زنان قومی سر به زیر میآوردند. 2.
قاطعانه:
ناجوبان رای یکی از پسران شاه را دید.
(و در ذهن) بدین ترتیب این ایده شکل گرفت که باید رامانا را با خود داشته باشد.
دوستی را فرستاد و او را به ساختمان دعوت کرد
و با خوشحالی مراسم عشق را با او انجام داد. 3.
(او) میترا را از هر جهت در آغوش گرفت
و با لذت آمیزش جنسی انجام داد.
فراوان بوسید و حالت های خود را انجام داد.
به این ترتیب او ذهن دوستش را فریب داد. 4.
(او) برای میترا احترام زیادی قائل بود
و در کمترین زمان ذهن خود را کنترل کرد.
زن دستانش را دور او حلقه کرد و او را به خوبی در آغوش گرفت.
(به این ترتیب) ناجوبان رای (به او) افسون شد.5.
دوگانه:
شب و روز با عشق مطیعی با ناجوبان رای می رقصید.
(او) در حالی که با علاقه فعالیت های جنسی انجام می داد از همه جهات لذت می برد. 6.
خود:
زن با معشوقش روی تخت دراز کشیده بود و آهنگ های زیبا و دلنشین می خواند.
رامان در حالی که او را در آغوش می گرفت، انواع مختلفی از بوسه ها، بغل کردن و حالت های بدن را انجام می داد.
اگر زن جوان بود (پس او هم) جوان بود. (بنابراین) هر دو در آیین کاما عشق تولید می کردند.