تا چه حد باید آن را توصیف کنم، زیرا می ترسم کتاب حجیم شود،
بنابراین من به طور متفکرانه داستان را بهبود می بخشم و آن را به طور خلاصه شرح می دهم
امیدوارم با قوت درایت خود آن را ارزیابی کنید
هنگامی که پاراسناث با استفاده از انواع مختلف سلاح ها جنگ را به این طریق آغاز کرد، سپس کسانی که کشته شدند کشته شدند.
اما برخی از آنها جان خود را نجات دادند و از چهار جهت فرار کردند
کسانی که پافشاری خود را رها کردند و به پای شاه چسبیدند، نجات یافتند.
به آنها زیور آلات، لباس و غیره داده شد و از بسیاری جهات بسیار مورد قدردانی قرار گرفتند.40.114.
ویشنوپادا کافی
Paras Nath جنگ بسیار سنگینی به راه انداخت.
پاراسنات جنگی وحشتناک انجام داد و با حذف فرقه دات، فرقه خود را به طور گسترده تبلیغ کرد.
او با اسلحه و اسلحه خود دشمنان زیادی را به شیوه های مختلف کشت
در نبرد همه جنگجویان پاراسناث پیروز شدند و همه آنهایی که قفل های مات داشتند شکست خوردند.
با شلیک تیر، رزمندگانی که جامه های زیادی بر تن داشتند بر زمین افتادند
به نظر می رسید که آنها خود را برای پرواز به عالم اعلی آماده می کردند و بال هایی به بدن خود می چسبانند
زره های فوق العاده چشمگیر به قطعات پاره شده و سقوط کردند
به نظر میرسید که جنگجویان نشان از عیب طایفه خود را بر روی زمین میگذارند و به سوی بهشت حرکت میکنند.41.115.
VISHNUPADA SUHI
Paras Nath در یک جنگ بزرگ پیروز شد.
پاراسنات در جنگ پیروز شد و مانند کاران یا آرجون ظاهر شد
جوی های مختلف خون جاری شد و در آن خیمه و اسب و فیل نیز جاری شد.
هر هفت اقیانوس در برابر جریان خون (جنگ) احساس خجالت میکردند.
سانیاسی ها پس از اصابت تیرهای روی دست و پا، به این طرف و آن طرف فرار کردند.
مانند کوه هایی که دور می شوند، از واژرای ایندرا می ترسند، و بال هایی به خود می چسبانند.
جریان خون از هر سو جاری بود و رزمندگان مجروح این ور و آن ور پرسه می زدند
از هر ده جهت می گریختند و به انضباط کشتریاس تهمت می زدند.42.116.
سوراتا ویشنوپادا
همانطور که بسیاری از زاهدان زنده ماندند،
آن سانیسی ها که زنده ماندند، از ترس برنگشتند و به جنگل رفتند
با یافتن آنها در کشورها، کشورهای خارجی، بناس، بیهار، آنها را گرفتند و کشتند.
آنها را از کشورهای مختلف و از جنگل ها بردند و کشتند و در جستجوی آنها در آسمان و جهان زیرین همه آنها نابود شدند.
به این ترتیب او سانیاسی ها را نابود کرد و ایمان خود را از دست داد.
به این ترتیب، پاراسنات، با کشتن سانیاسی ها، فرقه خود را تبلیغ کرد و شیوه عبادت خود را گسترش داد.
کسانی که در میان آنها گرفتار شده بودند، قفل های خود را تراشیدند.
مجروحانی که گرفتار شده بودند، قفل های مات شده شان را تراشیدند و با پایان دادن به ضربه دات، پاراسنات شهرت خود را افزایش داد.117.
باسانت ویشنوپادا
به این ترتیب هولی با شمشیر بازی می شد
سپرها جای تبورها را گرفتند و خون گلال (قرمز) شد.
تیرها مثل سرنگ به اندام رزمندگان زده می شد
با بیرون آمدن خون، بر زیبایی رزمندگان افزوده شد که گویی زعفران بر اندام خود پاشیده باشند.
شکوه قفل های مات اشباع شده از خون وصف ناپذیر است
گویا با عشق فراوان، گلال در آنها پاشیده شد
دشمنانی که با نیزه کشته شده اند به طرق مختلف سقوط کرده اند.
دشمنان با نیزهها به این طرف و آن طرف دراز کشیده بودند، گویی بعد از بازی خستهکننده هولی خوابیدهاند.118.
VISHNUPADA PARAJ
او ده هزار سال حکومت کرد.
به این ترتیب پاراسنات هزار سال حکومت کرد و با پایان دادن به فرقه دات، راجایوگا خود را گسترش داد.
آنهایی که (جتاذری) پنهان بودند، تنها آنها مانده بودند و تنها هستند.
او که خود او بود، پیرو دات باقی ماند و بدون شناخت زندگی کرد