بنابراین راغوراج حکومت کرد
پادشاه راغو به این ترتیب حکومت کرد و آوازه صدقه او به هر چهار جهت گسترش یافت
نگهبانان در چهار طرف نشسته بودند،
جنگجویان توانا و ظریف از هر چهار جهت از او محافظت کردند.175.
برای بیست هزار سال
آن پادشاه ماهر در چهارده علم، بیست هزار سال حکومت کرد
او مراسم روزانه بسیاری را انجام می داد.
او همیشه اعمال مذهبی از این دست را انجام می داد که هیچ کس نمی توانست انجام دهد.176.
PAADHARI STANZA
بنابراین راغوراج حکومت کرد
پادشاه راغو به این ترتیب حکومت کرد و فیل ها و اسب ها را به فقرا صدقه داد.
او پادشاهان بیشماری را فتح کرده بود
او پادشاهان بسیاری را فتح کرد و قلعه های بسیاری را در هم شکست.177.
پایان «حکومت پادشاه راغو».
اینک شرح حکومت شاه عج آغاز می شود
PAADHARI STANZA
سپس اجاراج سربیر به سلطنت رسید
سپس پادشاه بزرگ و قدرتمند Aj حکومت کرد که پس از تسخیر بسیاری از قهرمانان چندین قبیله را نابود کرد
(او) قبایل و سلسله های بسیاری را نابود کرد
او همچنین بر شاهان یاغی غلبه کرد.1.
تسخیر ناپذیر
او بسیاری از پادشاهان شکست ناپذیر را فتح کرد و غرور بسیاری از پادشاهان خودخواه را در هم شکست
آنهایی که مغرور شدند چون شکسته نشدند (آنها را شکستند).
شاه بزرگ عج اقیانوس چهارده علم بود.2.
(او) جنگجوی نیرومند و جنگجوی توانا بود.
آن پادشاه یک جنگجوی قدرتمند و متخصص در مطالعه شروتیس (ودا) و شستراس بود
(او) بسیار باوقار (یا ساکت) و در ظاهر بسیار زیبا بود.
آن پادشاه بزرگ سرشار از غرور بود و چهره ای بسیار جذاب داشت که از دیدن آن همه پادشاهان احساس خجالت می کردند.
او همچنین پادشاه شاهان بود.
آن فرمانروا پادشاه پادشاهان بود و در پادشاهی او همه خانه ها پر از ثروت بود.
زنان با دیدن شکل (او) عصبانی می شدند.
زنان از دیدن زیبایی او مجذوب شدند و او دانا به اسرار وداها بود، او اهداکننده بزرگ، ماهر در علوم و پادشاهی بسیار نرم بود.
اگر من (کل داستان او) را بگویم، کتاب بزرگتر می شود.
اگر کل داستان را نقل کنم، می ترسم که گرانت حجیم شود
پادشاهی جنگجو (یا به نام سوباهو) در کشور بیدربه وجود داشت
پس ای دوست! فقط به طور خلاصه این داستان را بشنوید، پادشاهی به نام سوباهو در کشور ویدرابها وجود داشت که نام ملکه اش Champavati بود.
او یک دختر زیبا به دنیا آورد.
او دختری به دنیا آورد که نامش ایندوماتی بود
وقتی او واجد شرایط کوماری وار شد،
هنگامی که او به سن ازدواج رسید، پادشاه با وزرای خود مشورت کرد.
پادشاهان همه کشورها دعوت شده بودند.
پادشاه پادشاهان همه کشورها را که با سپاهیان خود به پادشاهی سوباهو آمدند دعوت کرد.
در برابر (همه) ساراسواتی عان بیراجی
الهه دوست داشتنی ساراسواتی در دهان همه آنها ساکن شد و همه با آرزوی ازدواج با آن دختر نماز خواندند.
سپس پادشاهان کشور آمدند
همه پادشاهان کشورهای مختلف آمدند و در مقابل آن پادشاه سوباهو ناد در مجلس نشستند تعظیم کردند.
پادشاه آنجا نشسته بود اینطوری خوش می گذشت
، جایی که جلال آنها بر جلال جماعت خدایان برتری داشت.8.