وقتی شیوا به جایی رسید که ساتی خود را سوزانده بود، سه گانه خود را نیز بسیار محکم گرفت.
او به طرق مختلف حمله کرد.
با ضربات گوناگون، شایستگی کل یجنا (قربانی) را از بین برد.17.
(شیوا) شاهان را به طرق مختلف کشت.
او بسیاری از پادشاهان را نابود کرد و بدن آنها را تکه تکه کرد.
رسیدن و ضربه زدن به سه گانه،
ضربه سه گانه به هر کس می خورد همان جا می میرد.18.
وقتی شیوا به یاگ کوند نگاه کرد،
وقتی شیوا به داخل گودال قربانی نگاه کرد و دید که بدن گائوری سوخته است، شروع به کندن موهای مات شده او کرد.
در این هنگام ویر بهدره (از او) ظاهر شد.
در آن زمان ویربهاندرا در آنجا تجلی کرد و پس از تجلی او شروع به نابودی پادشاهان کرد.19.
(Vir Bhadar) تکه های بسیاری از پادشاهان بزرگ را شکست
او چند پادشاه را تکه تکه کرد و چند تن از آنها را به خانه یاما فرستاد.
چه تعداد پس از شکست به زمین خواهند افتاد،
همانطور که با طغیان رودخانه، سواحل بیشتر فرسایش می یابند، به همین ترتیب بسیاری از جنگجویان وحشتناک شروع به سقوط بر روی زمین کردند.
در آن زمان، شیوا (مرگ گورجاس) را به یاد آورد.
در این هنگام شیوا به هوش آمد و با کمان به دست بر دشمن افتاد.
تیری به بدن او شلیک شد
شیوا با کشیدن کمان به هرکسی که تیرش را می زد همانجا نفسش را می کشید و سپس.21.
آنها با طبل زدن، طبل های زیادی می نواختند،
طنینها شروع به طنیناندازی کردند و در هر ده جهت، ارواح و شیاطین شروع به غرش کردند.
لبه شمشیرها سوسو می زد و ضربه می زد،
شمشیرها درخشیدند و ضربات آنها بارانی شد و تنه های بی سر از چهار طرف شروع به رقصیدن کردند.22.
طبل، تنبور و نقاره می نواختند،
شیپورها و طبل ها طنین انداز شد و صدای آنها شنیده شد و رزمندگان در جنگ شجاعانه جنگیدند.
یکی داشت می مرد و بقیه عصبانی می شدند.
آنها با یکدیگر برخورد کردند، در حالی که غضب شدیدی داشتند، و دیگر هرگز سوار بر اسب های خود دیده نشدند.
که شیوا با سه گانه به او ضربه زد،
بر هر کس که ضربه سه گانه در مشت شیوا می خورد، همان جا کشته می شد و سپس
جنگ غرور رزمندگان چنین بود
ویربهادرا چنان مبارزه شدیدی کرد که در سردرگمی شدید، ارواح و شیاطین بیدار شدند.
دوره
تیرها، خنجرها، نیزه ها و انواع دیگر سلاح ها ریخته شد،
و همه رزمندگان شهید شدند و هیچ یک زنده نماند.25.
چاوپای
پادشاهان همدیگر را بریدند و دو به دو مردند.
پادشاهان که تکه تکه شده بودند، دسته ای از درختان را دراز کشیده بودند که بر اثر وزش باد به زمین افتاده بودند.
وقتی شیوا رفت (به سمت Veridal) سه گانه را در دست گرفت.
هنگامی که رودرا، سه گانه خود را در دست داشت ویرانی به بار آورد، بوی آن مکان بسیار عجیب به نظر می رسید.
(برای شرکت در یگنا آمد) پادشاه فرار کرد
سپس پادشاهان، با فراموش کردن یجنا، شروع به فرار به کشورهای خود کردند.
وقتی شیوا به شکلی شدید حمله کرد،
وقتی رودرا آنها را به عنوان تجسم خشم تعقیب کرد، هیچ یک از پادشاهان دونده نتوانستند زنده بمانند.
آنگاه همه پادشاهان پر از خشم شدند
سپس همه پادشاهان هوشیار شدند و به شدت فعال شدند و آلات موسیقی از همه طرف طنین انداز شد.
سپس جنگ غمسان آغاز شد.
سپس جنگ شدیدتر شد و خانه یاما از کشته شدگان پر شد.
(در حال فرار از خانه) پادشاهان دوباره به جنگ برگشتند.