تو نگهدارنده همه و همچنین صاحب سلاح هستی
تو برطرف کننده مصائب همگانی و همچنین صاحب آغوش
تو یوگمایا و قدرت بیان هستی
ای الهه! تو به عنوان آمبیکا، ویرانگر جمهاسورا و بخشنده پادشاهی به خدایان هستی.424.
ای یوگماای بزرگ! تو باوانی ابدی در گذشته، حال و آینده هستی
شما رابطه جهان، شکل گذرا، شبح، آینده و حال هستید.
تو تجسم هشیاری هستی که به عنوان فرمانروایی در آسمان نفوذ می کنی
وسیله تو برترین است و تو آشکار کننده همه علوم هستی.425.
تو بهائروی، بوتهشواری و باوانی بزرگ هستی
تو کالی هستی، شمشیر در هر سه زمان
تو فاتح الل هستی، ساکن کوه هینگلج
تو شیوا، شیتالا و مانگالای لکنت زبان هستی.426.
تو آخارا، پاچهارا و افزایش دهنده خرد هستی.
تو به شکل هجا (آکشانا)، دختران بهشتی، بودا، بهیراوی، فرمانروا و ماهری هستی
(تو) میزبان بزرگ، حامل سلاح و زره.
تو یک وسیله عالی (یعنی شیر) داری، تو نیز به شکل تیر، شمشیر و خنجر هستی.427.
تو راجاس، تاماس و ساتوا، سه حالت مایا هستی
تو سه دوره زندگی یعنی کودکی، جوانی و پیری هستی
تو دیو، الهه و داکشینی هستی
تو نیز زن کینار، ماهی گیر و کاشیاپ زن هستی.428.
تو قدرت خدایان و دید شیاطین هستی
تو مهاجم فولادی و صاحب سلاح هستی
تو راجراجشواری و یوگمایا و
رواج مایا تو در تمام چهارده عالم است.429.
تو قدرت برهمانی، وایشنوی،
باوانی، باسوی، پارواتی و کارتیکیا
تو امبیکا و گردنبند جمجمه هستی
ای الهه! تو نابود کننده مصائب همگانی و نسبت به همه بخشنده ای.430.
به عنوان قدرت براهم و مانند شیر.
تو هیرانیاکاشیپو را سرنگون کردی
تو سه عالم را به عنوان قدرت وامان اندازه گرفتی.
تو خدایان، شیاطین و یاکشاها را برپا کردی.431.
تو راوانا را به عنوان رام کشت
تو شیطان کشی را به عنوان کریشنا کشت
تو دیو بیراکشا را به عنوان جالاپا نابود کردی
تو شیاطین Sumbh و Nisumbh را نابود کردی.432.
دوره
(من را غلام خود شمرده، به بنده لطف بیکران کن.
مرا غلام خود تلقی کن، بر من رحمت کن و دستت را بر سرم نگهدار و با عقل و کردار و گفتار و اندیشه خود مرا حفظ کن.433.
CHUPAI
من ابتدا گانشا را جشن نمی گیرم
من در ابتدا گانشا را نمی پرستم و همچنین در مورد کریشنا و ویشنو واسطه نمی شوم
(از آنها با گوشهایم شنیده ام، (اما) با آنها همذات پنداری ندارم.
من فقط با گوشهایم در مورد آنها شنیده ام و آنها را نمی شناسم.
ماهاکال محافظ من است.
برترین کال (خداوند) حافظ من است و ای فولاد پوروشا لرت! من بنده تو هستم
از من مثل خودت محافظت کن
از من محافظت کن و مرا از آن خود بدانی و به من افتخار کن که بازویم را بگیری.435.