رزمندگان با در دست داشتن اسلحه دویدند (برای جنگ).
خدایان و شیاطین برای دیدن (نبرد) آمدند.
او در حالی که (شمشیر) را در دو دست داشت، بر او زد.
بنابراین دو از یک قهرمان دو خواهد بود. 24.
شمشیر روی بدن او رفت
دیگر با گردنش نیست.
تیر پرتاب به او می زند،
او در یک چشم به هم زدن می مرد. 25.
که رعد و برق به او می زند،
روح بدنش را رها می کرد و فرار می کرد.
سواران فریاد می زدند.
(آنها) با راثور راجپوت ها درگیر شدند. 26.
خود:
راتورها از چهار طرف با سلاح در دست و پر از خشم آمدند.
او سر میلیون ها جنگجو را شکست و فیل ها را محاصره کرد ('Halkahin').
جایی سر پادشاهان خوابیده اند و جایی خرطوم ها و گله های اسبی که حتی نمی توان آنها را شناخت.
زره نظامی ('Tamber Amber') ساخته شده از Dushalas ('Kamber') در حال برداشته شدن و تبدیل شدن به Amber Heen ('Digambar') بود.
بیست و چهار:
بنابراین با کشتن بسیاری از جنگجویان
راغونات سینگ به بهشت رفت.
نذرهای کار خداوند را برآورده کرد
و راجپوتانی ها ("هادیه") را به جودپور فرستاد. 28.
دوگانه:
بزرگ (قهرمان) با قدرت زیاد در جنگ جان باخت و حتی یک دست (از میدان جنگ) برنگرداند.
شاعر کال (می گوید) (یعنی - به قول شاعر) فقط پس زمینه داستان تکمیل شد. 29.
در اینجا فصل 195 از Mantri Bhup Samvad از Tria Charitra از سری Charitropakhyan به پایان می رسد، همه چیز فرخنده است. 195.3669. ادامه می یابد
بیست و چهار:
شهری به نام چاندراپوری شنیده شد.
(آنجا) ملکه ای به نام آپراتیم کالا بسیار با فضیلت بود.
(او) همین که آنجان رای را دید
تنها پس از آن دشمن شیوا (کاما دیو) با یک تیر به او شلیک کرد. 1.
او را به خانه صدا زد
و با او خوب بازی کرد.
بعد آن پسر اینگونه گفت
تا شوهرت مرا نبیند و مرا نکشد. 2.
زن گفت:
در چیت نباید ترسید
و با من خوب بازی کن
من یک شخصیت را به شما می گویم
که غم شما را از بین می برد. 3.
دوگانه:
جلوی شوهرش با تو رابطه جنسی خواهد داشت و ثروت خانه را می دزدد.
سر شاه را به پای تو خم خواهم کرد. 4.
بیست و چهار:
تو به من گوش کن
و تمام کسوت جوگ را بگیر.
مانتراهای مخفی ("ساکت") را به پادشاه بیاموزید.
با انجام آن می توان (شما) را گورو او نامید. 5.