دوازده سوریا کمانهای خود را کشیدند و تیرهای خود را مانند ابرهای بارانی قیامت رها کردند.1664.
دوره
تیرها را با تیر بریده است و هر دو چشم از خشم بالا رفته است.
شاه تیرها را با تیر قطع کرد و با عصبانیت به کریحسنا نگاه کرد، 1665
SWAYYA
«ای کریشنا! چرا خودخواه هستید من تو را وادار خواهم کرد که از میدان جنگ فرار کنی
چرا در مقابل من مقاومت می کنی؟ دوباره از موهایت می گیرمت
«ای گجر! آیا احساس ترس نمی کنید؟ نمیذارم زنده بری و
همه از جمله ایندرا، برهما، کوبر، وارونا، چاندرا، شیوا و غیره را بکشید.»1666.
در آن زمان جنگجوی توانا کاتا سینگ در ذهنش خشمگین شد و
بدون ترس شمشیر خود را در دست گرفت، بر شاه افتاد، هر دو جنگی وحشتناک به راه انداختند.
هیچکدام حتی یک قدم هم عقب نشینی نکردند
در نهایت خاراگ سینگ با شمشیر خود ضربه ای زد و او را بی جان کرد و باعث افتادن او بر روی زمین شد.1667.
باچیترا سینگ که در کنارش ایستاده بود با دیدن وضعیت او عصبانی شد و به او حمله کرد.
ویچیترا سینگ که آنجا ایستاده بود با دیدن او در این وضعیت بد جلو آمد و با تیر و کمان خود جنگی هولناک با پادشاه به راه انداخت.
خاراگ سینگ توانا در حالی که کمان خود را کشید و بسیار عصبانی بود، یک تیر قدرتمند پرتاب کرد.
جنگجوی توانا خاراگ سینگ با عصبانیت کمان خود را کشید و تیر خود را به گونه ای پرتاب کرد که به قلبش اصابت کرد و سرش بریده شد و به پایین افتاد.1668
چاوپای
سپس آجیت سینگ به خود حمله کرد
سپس خود آجیت سینگ تیر و کمان خود را گرفت و به میدان جنگ رسید
این سخنان را به شاه گفت
او به پادشاه گفت: «شیوا مرا فقط برای کشتن تو آفریده است.»1669.
آجیت سینگ این کلمات را به زبان آورد
آجیت سینگ با گفتن این چنین، خاراگ سینگ را برای مبارزه به چالش کشید
راجا (خاراق سینگ) از شنیدن این کلمات ترسی ندارد،
شاه از شنیدن این نترسید و آن قدرتمند جلو آمد.1670.
(آنها) برای محافظت از آجیت سینگ دویده اند.
یازده رودرا و سوریا برای محافظت از آجیت سینگ به آنجا رسیدند
ایندرا، کریشنا، یاما و هشت باسوس،
ایندرا، کریشنا، یاما، وارونا، کوبر و غیره همه او را احاطه کرده بودند.1671.
SWAYYA
(شاعر) شیام می گوید، زمانی که آجیت سینگ جنگی وحشتناک با خاراگ سینگ انجام داد،
هنگامی که آجیت سینگ جنگی وحشتناک با خاراگ سینگ به راه انداخت، تمام جنگجویان قدرتمند همراه او مانند شیوا و غیره، سلاح های خود را برای کشتن دشمن دراز کردند.
تیرها در میدان جنگ ریخته شد، اما شاه با خشم خود، تمام تیرها را قطع کرد.
آن جنگجوی توانا با گرفتن تیر و کمان هیچ کس را رها نکرد و همه رزمندگان را کشت.1672.
چاوپای
وقتی آجیت سینگ کشته شد،
(آنگاه همه) جنگجویان به وحشت افتادند و (همه) ترسیدند.
سپس پادشاه تاج و تخت را به دست گرفت.
هنگامی که آجیت سینگ جنگجویان را کشت، سپس سایر جنگجویان در ذهن خود ترسیدند، پادشاه دوباره شمشیر خود را دراز کرد، همه مردم از جنگ او شگفت زده شدند و شجاعت خود را از دست دادند.1673.
سپس ویشنو، شیوا و برهما مشورت کردند
این که نه می میرد و نه در آتش می سوزد.
پس باید تلاش دیگری کرد
سپس کریشنا و برهما با یکدیگر مشورت کردند و گفتند: "این پادشاه حتی با آتش فروزان کشته نخواهد شد، بنابراین کمی تلاش کنید، او باید کشته شود."1674.
برهما گفت این روش را انجام بده
اگر ذهنش اسیر شود، نیروی (ش) سلب می شود.
وقتی می بینیم این پادشاه سقوط کرده است،
برهما گفت: «هنگامی که قدرت خود را با جذب دختران بهشتی از دست داد و به این ترتیب، هنگامی که او را در حال زوال دیدیم، آنگاه به خانه یاما فرستاده خواهد شد. 1675.