شری دسم گرنتھ

صفحه - 231


ਅਛਰੋ ਉਛਾਹ ॥੩੦੩॥
achharo uchhaah |303|

کرکس ها از هم دوری کردند و رزمندگان در مقابل هم قرار گرفتند. آنها به خوبی تزئین شده بودند و غیرت پایان ناپذیری در آنها وجود داشت.303.

ਪਖਰੇ ਪਵੰਗ ॥
pakhare pavang |

اسب (پاوانگ) با پهلو (آرایش شده بودند)،

ਮੋਹਲੇ ਮਤੰਗ ॥
mohale matang |

فیل ها باحال بودند.

ਚਾਵਡੀ ਚਿੰਕਾਰ ॥
chaavaddee chinkaar |

آنها فریاد زدند،

ਉਝਰੇ ਲੁਝਾਰ ॥੩੦੪॥
aujhare lujhaar |304|

اسب‌ها و فیل‌های سرمست با زره پوشیده شده بودند. فریاد کرکس ها شنیده شد و رزمندگان درگیر یکدیگر دیده شدند.304.

ਸਿੰਧਰੇ ਸੰਧੂਰ ॥
sindhare sandhoor |

فیل ها مات و مبهوت شدند.

ਬਜਏ ਤੰਦੂਰ ॥
baje tandoor |

طبل های کوچک (تنور) نواخته می شد،

ਸਜੀਏ ਸੁਬਾਹ ॥
sajee subaah |

جوانان زیبا آراسته شدند،

ਅਛਰੋ ਉਛਾਹ ॥੩੦੫॥
achharo uchhaah |305|

فیل‌ها مثل دریا بی‌آرام بودند و شیپورها طنین انداز بودند، جنگجویان دراز دست با شور و شوقی بی‌نظیر چشمگیر به نظر می‌رسیدند.305.

ਬਿਝੁੜੇ ਉਝਾੜ ॥
bijhurre ujhaarr |

رزمندگان پراکنده شدند و (میدان جنگ) خالی شد.

ਸੰਮਲੇ ਸੁਮਾਰ ॥
samale sumaar |

رزمندگانی که هرگز سقوط نکردند شروع به سقوط کردند و همچنین کنترل خود را دوباره به دست گرفتند

ਹਾਹਲੇ ਹੰਕਾਰ ॥
haahale hankaar |

و برای پاسخ دادن به ماشین ها-ها-ماشین استفاده می شود،

ਅੰਕੜੇ ਅੰਗਾਰ ॥੩੦੬॥
ankarre angaar |306|

از هر چهار طرف حملات خودخواهانه صورت می گرفت و جنگجویان مانند اخگر می درخشیدند.306.

ਸੰਮਲੇ ਲੁਝਾਰ ॥
samale lujhaar |

رزمندگان مراقب (خود) بودند،

ਛੁਟਕੇ ਬਿਸਿਯਾਰ ॥
chhuttake bisiyaar |

ویهول ها برای پرتاب تیر (بیسیار) استفاده می کردند.

ਹਾਹਲੇਹੰ ਬੀਰ ॥
haahalehan beer |

قهرمانان فریاد می زدند،

ਸੰਘਰੇ ਸੁ ਬੀਰ ॥੩੦੭॥
sanghare su beer |307|

جنگجویان کنترل خود را حفظ کرده بودند و اسلحه ها مانند مار از دستانشان می لغزد.307.

ਅਨੂਪ ਨਰਾਜ ਛੰਦ ॥
anoop naraaj chhand |

انوپ نراج استانزا

ਗਜੰ ਗਜੇ ਹਯੰ ਹਲੇ ਹਲਾ ਹਲੀ ਹਲੋ ਹਲੰ ॥
gajan gaje hayan hale halaa halee halo halan |

فیل ها گریه می کردند، اسب ها می دویدند، غوغایی (در لشکر) با ضربتی به پا شد.

ਬਬਜ ਸਿੰਧਰੇ ਸੁਰੰ ਛੁਟੰਤ ਬਾਣ ਕੇਵਲੰ ॥
babaj sindhare suran chhuttant baan kevalan |

اسب ها شروع به حرکت کردند و فیل غرش کرد، از چهار طرف گیجی بود، آلات موسیقی طنین انداز شد و صدای هماهنگ شلیک تیرها شنیده شد.

ਪਪਕ ਪਖਰੇ ਤੁਰੇ ਭਭਖ ਘਾਇ ਨਿਰਮਲੰ ॥
papak pakhare ture bhabhakh ghaae niramalan |

از زخم اسبهای خوش پا، خون پاکی بیرون می زند.

ਪਲੁਥ ਲੁਥ ਬਿਥਰੀ ਅਮਥ ਜੁਥ ਉਥਲੰ ॥੩੦੮॥
paluth luth bitharee amath juth uthalan |308|

اسب ها با سرعت با یکدیگر رقابت کردند و خون پاکی از زخم ها بیرون زد. در تلاطم جنگ، اجساد در غبار غلتیدند، به این طرف و آن طرف پراکنده شدند.308.

ਅਜੁਥ ਲੁਥ ਬਿਥਰੀ ਮਿਲੰਤ ਹਥ ਬਖਯੰ ॥
ajuth luth bitharee milant hath bakhayan |

انبوهی از نقاط دور و بر پراکنده شد. (لوتاس ها) دستانشان را در جیب یکدیگر گذاشته بودند،

ਅਘੁਮ ਘਾਇ ਘੁਮ ਏ ਬਬਕ ਬੀਰ ਦੁਧਰੰ ॥
aghum ghaae ghum e babak beer dudharan |

به دلیل اصابت ضربات شمشیر به کمر، اجساد پراکنده شد و رزمندگان به سختی می چرخیدند و با خنجر دو لبه شروع به زدن کمان کردند.

ਕਿਲੰ ਕਰੰਤ ਖਪਰੀ ਪਿਪੰਤ ਸ੍ਰੋਣ ਪਾਣਯੰ ॥
kilan karant khaparee pipant sron paanayan |

یوگینی ها در حالی که فریاد می زدند و خون را در دست گرفته بودند شروع به نوشیدن آن کردند

ਹਹਕ ਭੈਰਵੰ ਸ੍ਰੁਤੰ ਉਠੰਤ ਜੁਧ ਜ੍ਵਾਲਯੰ ॥੩੦੯॥
hahak bhairavan srutan utthant judh jvaalayan |309|

بهیرواها در میدان پرسه زدند و آتش جنگ شعله ور شد.309.

ਫਿਕੰਤ ਫਿੰਕਤੀ ਫਿਰੰ ਰੜੰਤ ਗਿਧ ਬ੍ਰਿਧਣੰ ॥
fikant finkatee firan rarrant gidh bridhanan |

شغال ها و کرکس های بزرگ در میدان جنگ به این طرف و آن طرف پرسه می زدند

ਡਹਕ ਡਾਮਰੀ ਉਠੰ ਬਕਾਰ ਬੀਰ ਬੈਤਲੰ ॥
ddahak ddaamaree utthan bakaar beer baitalan |

خون آشام ها فریاد زدند و بایتال ها (ارواح) صدای تیز خود را بلند کردند.

ਖਹਤ ਖਗ ਖਤ੍ਰੀਯੰ ਖਿਮੰਤ ਧਾਰ ਉਜਲੰ ॥
khahat khag khatreeyan khimant dhaar ujalan |

هنگامی که شمشیرهای رزمندگان (با یکدیگر) درگیر شدند، خطوط سفید آنها می درخشید.

ਘਣੰਕ ਜਾਣ ਸਾਵਲੰ ਲਸੰਤ ਬੇਗ ਬਿਜੁਲੰ ॥੩੧੦॥
ghanank jaan saavalan lasant beg bijulan |310|

خنجر لبه سفیدی که در دستان کشتریاها (رام و لاکشمان) بود، مانند رعد و برق در ابرهای تاریک در دستان آنها قرار داشت.310.

ਪਿਪੰਤ ਸ੍ਰੋਣ ਖਪਰੀ ਭਖੰਤ ਮਾਸ ਚਾਵਡੰ ॥
pipant sron khaparee bhakhant maas chaavaddan |

غول های شاخ دار خون می نوشیدند و گوشت می خوردند.

ਹਕਾਰ ਵੀਰ ਸੰਭਿੜੈ ਲੁਝਾਰ ਧਾਰ ਦੁਧਰੰ ॥
hakaar veer sanbhirrai lujhaar dhaar dudharan |

یوگینی‌ها با کاسه‌ها خون می‌نوشیدند و بادبادک‌ها گوشت می‌خوردند، جنگجویان نیزه‌های دولبه‌شان را کنترل می‌کردند، در حالی که بر سر یاران خود فریاد می‌زدند.

ਪੁਕਾਰ ਮਾਰ ਕੈ ਪਰੇ ਸਹੰਤ ਅੰਗ ਭਾਰਯੰ ॥
pukaar maar kai pare sahant ang bhaarayan |

آنها با فریاد به زمین می افتادند و سنگینی درد را بر بدن خود تحمل می کردند.

ਬਿਹਾਰ ਦੇਵ ਮੰਡਲੰ ਕਟੰਤ ਖਗ ਧਾਰਯੰ ॥੩੧੧॥
bihaar dev manddalan kattant khag dhaarayan |311|

فریاد می زدند «بکش، بکش» و بار اسلحه را به دوش می کشیدند، عده ای از جنگجویان در شهرهای خدایان بودند (یعنی مرده بودند) و برخی دیگر جنگجویان را خرد می کردند.311.

ਪ੍ਰਚਾਰ ਵਾਰ ਪੈਜ ਕੈ ਖੁਮਾਰਿ ਘਾਇ ਘੂਮਹੀ ॥
prachaar vaar paij kai khumaar ghaae ghoomahee |

(جنگجویان) صفحه خود را حفظ کردند و زخمی شدند و اینگونه افتادند

ਤਪੀ ਮਨੋ ਅਧੋ ਮੁਖੰ ਸੁ ਧੂਮ ਆਗ ਧੂਮ ਹੀ ॥
tapee mano adho mukhan su dhoom aag dhoom hee |

رزمندگان در حالی که ضربات خود را می کوبیدند مانند مرتاضانی که ریاضت می کشند و با صورت های خمیده روی دود تاب می خوردند در سرمستی پرسه می زدند.

ਤੁਟੰਤ ਅੰਗ ਭੰਗਯੰ ਬਹੰਤ ਅਸਤ੍ਰ ਧਾਰਯੰ ॥
tuttant ang bhangayan bahant asatr dhaarayan |

(بر آن ها) لبه تیر جاری شد، دست و پا شکسته و شکسته شد.

ਉਠੰਤ ਛਿਛ ਇਛਯੰ ਪਿਪੰਤ ਮਾਸ ਹਾਰਯੰ ॥੩੧੨॥
autthant chhichh ichhayan pipant maas haarayan |312|

بازوها جریان دارد و اندام شکسته فرو می‌افتد، امواج آرزوی پیروزی برمی‌خیزد و گوشت خرد شده می‌ریزد.312.

ਅਘੋਰ ਘਾਇ ਅਘਏ ਕਟੇ ਪਰੇ ਸੁ ਪ੍ਰਾਸਨੰ ॥
aghor ghaae aghe katte pare su praasanan |

آغوری ها با خوردن مجروحان بریده شده (پراسنام) مجذوب شدند.

ਘੁਮੰਤ ਜਾਣ ਰਾਵਲੰ ਲਗੇ ਸੁ ਸਿਧ ਆਸਣੰ ॥
ghumant jaan raavalan lage su sidh aasanan |

به نظر می رسد آغوری (سادوس) از خوردن اندام های خرد شده خشنود است و سیدها و راولپانتیس ها، خواران گوشت و خون، با حالت و حالت نشسته اند.

ਪਰੰਤ ਅੰਗ ਭੰਗ ਹੁਇ ਬਕੰਤ ਮਾਰ ਮਾਰਯੰ ॥
parant ang bhang hue bakant maar maarayan |

(بسیاری از آنها) با دست و پا شکسته دراز کشیده بودند و غرغر می کردند.

ਬਦੰਤ ਜਾਣ ਬੰਦੀਯੰ ਸੁਕ੍ਰਿਤ ਕ੍ਰਿਤ ਅਪਾਰਯੰ ॥੩੧੩॥
badant jaan bandeeyan sukrit krit apaarayan |313|

با فریاد «بکش، بکش» رزمندگان با دست و پا شکسته می‌افتند و به خاطر دلاوری‌شان مورد استقبال قرار می‌گیرند.313.

ਬਜੰਤ ਤਾਲ ਤੰਬੂਰੰ ਬਿਸੇਖ ਬੀਨ ਬੇਣਯੰ ॥
bajant taal tanbooran bisekh been benayan |

سازهای زنگ، طبل های کوچک، فلوت،

ਮ੍ਰਿਦੰਗ ਝਾਲਨਾ ਫਿਰੰ ਸਨਾਇ ਭੇਰ ਭੈ ਕਰੰ ॥
mridang jhaalanaa firan sanaae bher bhai karan |

صدای خاصی که مانع ضربات سپر می شود شنیده می شود، صدای ترکیبی چنگ، فلوت، طبل، کتری طبل و غیره فضای وحشتناکی را ایجاد می کند.

ਉਠੰਤ ਨਾਦਿ ਨਿਰਮਲੰ ਤੁਟੰਤ ਤਾਲ ਤਥਿਯੰ ॥
autthant naad niramalan tuttant taal tathiyan |

(از او) سخنان ناب برآمد (و ضرب سلاح) آهنگ آن را نشکست.

ਬਦੰਤ ਕਿਤ ਬੰਦੀਅੰ ਕਬਿੰਦ੍ਰ ਕਾਬਯ ਕਥਿਯੰ ॥੩੧੪॥
badant kit bandeean kabindr kaabay kathiyan |314|

صداهای زیبای نوای ضربات انواع سلاح‌ها نیز در میدان نبرد به گوش می‌رسد، جایی خدمتگزاران مشغول دعا هستند و جایی شاعران سروده‌های خود را می‌خوانند.314.

ਢਲੰਤ ਢਾਲ ਮਾਲਯੰ ਖਹੰਤ ਖਗ ਖੇਤਯੰ ॥
dtalant dtaal maalayan khahant khag khetayan |

دهل ضال کلمه ای از دهل دی مار (مالایایی) بود و شمشیرها در میدان جنگ به صدا در می آمدند.

ਚਲੰਤ ਬਾਣ ਤੀਛਣੰ ਅਨੰਤ ਅੰਤ ਕੰਕਯੰ ॥
chalant baan teechhanan anant ant kankayan |

صدای انسداد سپرها و صدای شمشیرهای ضربتی به گوش می رسد و تیرهای تیز که انسان های بی شماری را ویران می کند تخلیه می شود.