برهما تاج و کریشنا طلسم را برداشت، سپس همه جنگجویان غرش کردند و
به شدت در ذهن خود خشمگین شدند و بر شاه افتادند
پادشاه بسیاری از جنگجویان را نابود کرده بود و آنها بسیار زیبا به نظر می رسیدند.
در حالی که بر روی زمین دراز کشیده اند که گویا زاهدان بر روی زمین می خوابند، پس از آغشته به خاکستر و خوردن سیب های خار.1561.
پس از جستجوی پادشاه، همه او را محاصره کردند که به شدت عصبانی شد.
او در حال حرکت در میدان جنگ، کمان محکمی را در دست گرفت،
و نیروهای سوریا، چاندرا و
یاما مانند برگ هایی که در فصل فاگون با وزش باد بر زمین می ریزند.1562.
شاه با گرفتن یک کمان بزرگ در دست، تیری به پیشانی رودرا زد.
او یک تیر به قلب کوبر زد که از میدان فرار کرد و سلاح های خود را دور انداخت
با دیدن وضعیت او حتی خدای وارونا از ران بومی فرار کرده و در دل او بسیار ترسیده است.
وارونا که مصیبت آنها را دید، ترسید و فرار کرد، بر این اساس، یاما با خشم بر شاه افتاد که او را با این تیر بر زمین زد.1563.
بنابراین (زمانی که) یاماراج سرنگون شد، تنها پس از آن ارتش سری کریشنا خشمگین شد.
هنگامی که یاما سرنگون شد، ارتش کریشنا با عصبانیت به جلو دوید و دو تن از جنگجویان آن جنگی هولناک را آغاز کردند و انواع مختلفی از سلاح ها را به دست گرفتند.
جنگجویان یدآوا بسیار شجاع بودند، شاه در خشم آنها را کشت
و بدین ترتیب، هر دو برادر، باهوبالی و ویکرامکرات به منزلگاه یاما اعزام شدند.1564.
مهابالی سینگ و تج سینگ که با آنها بودند نیز توسط پادشاه کشته شدند.
سپس ماهاجاس سینگ، جنگجوی دیگری که خشمگین شده بود، جلوی پادشاه آمد.
چه کسی او را به چالش کشید و خنجر خود را دراز کرد
او تنها با یک ضربه خنجر به منزلگاه یاما رفت.1565.
چاوپای
(سپس) اوتام سینگ و پرلای سینگ حمله کرده اند
سپس اوتام سینگ و پرالای سینگ به جلو دویدند و پارام سینگ نیز به شمشیر خود رسید.
آتی پاویتر سینگ و سری سینگ (به منطقه جنگی) رفته اند.