«هر عملی که رجا را لذت میبرد، آن را گرامی میدارم.» (6)
ملکه مرد خوش تیپی را دید.
یک بار رانی با مردی خوش تیپ آشنا شد که همسرش را به راجا معرفی کرد.
وقتی آن مرد پر از خشم شد.
آنگاه مرد را برانگیخت که همسرش با رجا عیش و نوش دارد و به او طعنه زد که شرم ندارد (7).
دوهیرا
خودش هم با او عشق ورزید و احساس آرامش کرد.
سپس با آن مرد این گونه صحبت کرد (8)
چوپایی
(ای دوست!) بگو از زیبایی تو چه باقی مانده است.
چه بر سر ناموس شما آمده است؟ همسرت میره پیش راجا.
که شخص دیگری با همسرش رابطه جنسی داشته باشد،
«زنی که با مرد دیگری عیش و نوش دارد، سرزنش میشود.» (9)
دوهیرا
اول با رضایت کامل با او عشق ورزی کرده بود،
و سپس برای خشم او چنین گفت (10)
چوپایی
(و گفت) همسرت را پادشاه می خواند.
راجا همسرت را دعوت کرد و سپس از رابطه جنسی با او لذت برد.
چرا لژ را نمی کشی و نمی میری؟
"باید از شرم بمیری یا چرا خودت را به خاطر این ذلت نمی سوزانی."(11)
دوهیرا
یا از راجا انتقام می گیری،
یا به کوه می گریزی و خود را در برف دفن می کنی.» (12)
چوپایی
(آن مرد گفت) ای ملکه! هر کاری بگی انجام میدم
"رانی عزیز، هر چه تو بگویی، من پایبند خواهم بود و از سبحاک سینگ نمی ترسم.
خانه ام را خراب کرده است.
او خانه مرا به هم ریخته است، من هم با همسرش عشقبازی خواهم کرد.(13)
(ملکه به او توضیح داد که) ابتدا باید یک حمام عاشقانه انجام دهید
(رانی) مقداری پودر موبر می آوری و بعد خودت را به عنوان یک زن مبدل می کنی.
زمانی که پادشاه شما را (به شکل زنانه) خواهد دید.
«وقتی راجا تو را ببیند، قطعاً کوپید او را تصاحب خواهد کرد.» (14)
مرد تمام موها را تمیز کرد.
پودر تمام موهایش را از بین برد و زیور آلات او را زینت داد.
رفت و آن را به شاه نشان داد.
رفت و خود را به رجا نشان داد و به کلی شیفته شد.(15)
وقتی شاه او را دید
به محض دیدن او دوان دوان به سمت قصر رانی آمد.
(گفتن) ای زیبایی! زنی را دیدم،
و گفت: "من اینجا زنی را دیده ام که به زیبایی الهه پارباتی است." (I6)
اگر امروز آن را به من بدهید،
"اگر به او اجازه دهید با من ملاقات کند، هر کاری که بگویی برایت انجام خواهم داد."
رانی با شنیدن این سخنان پر از شادی شد.
رانی از شنیدن این که به هر چیزی که می خواهد می رسد بسیار خوشحال شد. (17)
با شنیدن (این) کلمه ملکه به خانه آمد.
رانی به اتاقش آمد و دوستش را به راجا معرفی کرد.
هنگامی که پادشاه دست خود را به سوی او دراز کرد.