پیکان ها در حال رها شدن هستند.
شاه آزاد شد و او به همراه لشکریانش فرار کرد و با پرتاب تیرها همه جهات را پوشاند.446.
تیرها شلیک می شوند.
دل (دشمن) می شکند.
(از تیرهای آتشین) سوخته است.
با پرتاب تیرها غرور همه له شد، با زدن تیر همه رزمندگان ضعیف شدند، اسلحه از دستشان افتاد.447.
باران گل می بارد.
بدبختی (ساکنان سامبال) به پایان رسیده است.
شاه را کشته است
گلها از آسمان می باریدند و به این ترتیب، مصیبت پایان یافت، تجسم کالکی در خشم او، پادشاه را کشت.448.
Jai-Jai-Kar ("Panan") برای تلفن های موبایل.
خدایان حضور دارند.
مردم صالح (کلکی)
خدایان از جلو آمدند و با گرفتن پای پروردگار (کالکی) او را ستایش کردند، عابدان نیز در ستایش پروردگار حماسه سرایی کردند.449.
(چهار نفر) شعر می خوانند.
خدمتکاران یا لاگی ("بریتانیا") در حال فرار هستند.
دارشان (جاترا) (کلکی) توسط آنها انجام می شود.
برای مداحی پروردگار، حماسه ها سرود و ثنای پروردگار در چهار سو پخش شد، پارسایان به زیارت پرداختند و ارادتمندان راستین پروردگار به پایکوبی پرداختند.450.
PAADHARI STANZA
سرانجام پادشاه سامبال کشته شد.
طبل ها و ناگارها طبق قوانین نواخته می شدند («پرامانا»).
قهرمانان به دلیل ترس از جنگ فرار می کنند.
سرانجام پادشاه سامبال کشته شد، طبلهای ریز و درشت به صدا درآمد، جنگجویان از ترس جنگ فرار کردند و ناامید، همه سلاحها را رها کردند.451.
خدایان گل باران می کنند.
جایی که یاگیا طبق میل (خودشان) شروع به وقوع کرده اند.
آنها به پرستش الهه وحشتناک مشغول شده اند.
خدایان گل باران کردند و هر جا خدای حامی پرستش می شد، مردم الهه مخوف را می پرستیدند و بسیاری از کارها نهایی شد.452.
گدایان بیشماری ("مداوم") در حال دریافت صدقه هستند.
جایی که بی پایان (مردم) یاش (شکوه) می خوانند.
بخور، چراغ، اعانه و قربانی و غیره.
گداها صدقه می گرفتند و در هر جا که شعر سروده می شد، یجناس، بخور دادن، چراغ افروختن، خیرات و غیره همه طبق آداب ودایی انجام می شد.
(مردم) پرستش پراچاندا دیوی را آغاز کرده اند.
ماهانت ها تمام موارد کارمایی را رها کرده اند.
پرچم های بزرگ بر روی (معابد) بسته شده است.
سران گوشه نشین ها با ترک تمام کارهای دیگر، الهه را پرستش کردند، الهه قدرتمند دوباره برقرار شد و به این ترتیب، دارما کامل رواج یافت.454.
پایان فصل با عنوان "تجسم کالکی پس از کشتن پادشاه سامبال پیروز می شود - شرح جنگ سامبال" باچیتار ناتاک.
اکنون شرح جنگ با کشورهای مختلف آغاز می شود.
رساوال استانزا
پادشاه سامبهار (سامبال) کشته شده است.
در میان چهارده نفر
بحث دین شروع شده است.
پادشاه سامبال کشته شد و در مورد دارما از هر چهار جهت بحث شد، مردم به کالکی تقدیم کردند.455.
به این ترتیب کل کشور فتح شده است.
(سپس آواتار کالکی) عصبانی شد و صعود کرد.
(او) تمام لشکر را فرا خوانده است
در حالی که کل کشور فتح شده بود، کالکی خشمگین شد و چشمانش سرخ شده بود و تمام لشکر خود را فراخواند.456.
زنگ جیت به صدا درآمده است.
قطب در میدان جنگ شکسته شده است.