ویرانگر جنگجویان شکست ناپذیری چون چاندیکا، لرد کالکی مورد ستایش قرار می گرفت.542.
لشکرها با یکدیگر جنگیدند، کوه سومرو به لرزه افتاد و برگ های جنگل لرزید و افتاد.
ایندرا و ششناگا با عصبانیت به خود پیچیدند
گاناس و دیگران از ترس منقبض شدند، فیل های او تعجب کردند
ماه ترسید و خورشید به این طرف و آن طرف دوید، کوه سومرو متزلزل شد، لاک پشت ناپایدار شد و تمام اقیانوس ها از ترس خشک شدند.
مراقبه شیوا از بین رفت و بار روی زمین نتوانست در تعادل باقی بماند
آب برخاست، باد جاری شد و زمین تکان خورد و لرزید.543.
با پرتاب تیرها جهات پوشیده شد و کوه ها پودر شد
از جنگ، حکیم دروا لرزید
برهما وداها را رها کرد و فرار کرد، فیل ها فرار کردند و ایندرا نیز صندلی خود را ترک کرد.
روزی که در آن تجسم کالکی در میدان نبرد از شدت غضب رعد و برق زد
در آن روز گرد و غبار سم اسب ها برخاست و تمام آسمان را فرا گرفت.
به نظر می رسید که خداوند در خشم خود هشت آسمان و شش زمین دیگر را آفریده است.544.
از هر چهار طرف، همه از جمله ششناگا در تعجب هستند
گرمای ماهی ها نیز می تپید، گاناها و دیگران از میدان جنگ فرار کردند
کلاغ ها و کرکس ها (در میدان نبرد) که در بالا به صورت دایره ای پرواز می کنند.
کلاغ ها و کرکس ها به شدت بر روی اجساد شناور بودند و شیوا، مظهر KAL (مرگ) در میدان جنگ فریاد می زند، بدون اینکه مرده ها را از دستانش رها کند.
کلاه خود شکسته، زره، دستکش آهنی، افسار اسب می ترکد.
کلاهخودها می شکنند، زره ها پاره می شوند و اسب های زره پوش نیز می ترسند، ترسوها فرار می کنند و جنگجویان با دیدن دختران بهشتی مجذوب آنها می شوند.545.
MADHO STANZA
وقتی آواتار کالکی عصبانی شد،
وقتی لرد کالکی خشمگین شد، بوق جنگ به صدا درآمد و صدای جرنگ جرنگ به گوش رسید
بله مدهو! با دست زدن به کمان، تیر و کمان جنگجو
خداوند تیر و کمان و شمشیر را بالا گرفت و اسلحه خود را بیرون آورد و در میان رزمندگان نفوذ کرد.546.
چین پادشاه کشور ماچین را (اسیر) کرده است.
هنگامی که پادشاه منچوری فتح شد، در آن روز طبل جنگ به صدا درآمد
بله مدهو! چترها (از سر پادشاهان کشورها) برداشته شده است.
خداوند با ناله بلند، سایبان کشورهای مختلف را ربود و اسب خود را در همه کشورها به حرکت درآورد.547.
وقتی چین و چین را گرفتند،
وقتی چین و منچوری فتح شدند، لرد کالکی بیشتر در شمال پیشروی کرد
بله مدهو! تا کجا می توانم پادشاهان جهت شمال را توصیف کنم؟
ای پروردگار من! تا چه اندازه شاهان شمال را برشمارم طبل پیروزی بر سر همه به صدا درآمد.548.
به این ترتیب شاهان شکست خوردند
بدین ترتیب با تسخیر پادشاهان مختلف، آلات موسیقی پیروزی نواخته می شد
بله مدهو! جایی که (مردم) کشور را ترک کرده و فرار کرده اند.
ای پروردگار من! آنها همه کشورهای خود را ترک کردند و به اینجا و آنجا رفتند و خداوند کالکی ظالمان را در همه جا نابود کرد.549.
او با غلبه بر پادشاهان کشور انواع یاگناها را انجام داده است.
بسیاری از انواع یجنا انجام شد، پادشاهان بسیاری از شهرستان ها فتح شدند
(آواتار کالکی) مقدسین را نجات داده است
پروردگارا! پادشاهان از کشورهای مختلف آمدند با هدایای خود آمدند و شما مقدسین را فدیه دادید و بدکاران را نابود کردید.550.
جایی که از دین صحبت شده است.
در همه جا بحث های دینی برگزار شد و اعمال گناه به کلی تمام شد
بله مدهو! کالکی آواتار با پیروزی به خانه (به کشورش) آمده است.
پروردگارا! تجسم کالکی پس از فتوحات او به خانه آمد و سرودهای تبریک در همه جا خوانده شد.551.
در آن زمان پایان کالی یوگا نزدیک بود.
سپس پایان عصر آهن بسیار نزدیک شد و همه از این راز آگاه شدند
بله مدهو! سپس (همه) صحبت کالکی را تشخیص دادند
تجسم کالکی این راز را درک کرد و احساس کرد که Satyuga در شرف آغاز است.552.