کریشنا با خشم از خانه بیرون رفت و بچههای گوپا و میمونها را با خود برد، ارتش تشکیل داد و سپس بازگشت.
همه پارچ های شیر را با سنگ انداختن شکستند و شیر از چهار طرف جاری شد.
کریشنا و همراهانش شیر را نوشیدند تا سیر شوند.141.
SWAYYA
به این ترتیب کریشنا با تشکیل ارتش شروع به غارت شیر یاشودا کرد
کشتی ها را در دست گرفتند و شروع کردند به پرتاب آنها به این طرف و آن طرف
(به وسیله آن) دیگ ها ترکید و کشک (در آنها) ریخت. معنای آن به ذهن شاعر رسید (اینج).
با ديدن شير و کشک که اينجا و آنجا پخش ميشود، اين تصور به ذهن شاعر خطور ميکند که پاشيدن شير نشانهاي از ترکيدن مغز استخوان از جمجمه ترکخورده است.142.
وقتی همه رگ ها توسط کریشنا شکسته شد، یاشودا با خشم دوید
میمون ها از درختان بالا رفتند و ارتش بچه های گوپا با علائم کریشنا فرار کردند.
کریشنا به دویدن ادامه داد و مادرش خسته بود
شاعر شیام می گوید که وقتی کریشنا گرفتار شد، خداوند براجا را با اوخال (هون چوبی بزرگ) بسته بودند.143.
وقتی یاشودا دوید تا کریشنا را بگیرد و او را به انگشت شست، شروع کرد به گریه کردن
مادر گل های براجا را جمع کرد، اما کریشنا را نمی توان بست
در نهایت با اوخال بسته شد و شروع به غلتیدن روی زمین کرد
این فقط برای نجات یاملاجونا انجام می شد.144.
دوره
لرد کریشنا (دو نفر به نامهای نال و کووار) در حالی که اوخال را میکشد، سادوها را قرض میگیرد.
کریشنا با کشیدن اوخال پشت سر خود، شروع به رهایی مقدسین کرد، او، خداوند غیرقابل درک نزدیک آنها رفت.
SWAYYA
کریشنا اوخال را با درختان درگیر کرد و با نیروی بدنش آنها را از ریشه کند
یاملجونا از زیر درختان ظاهر شد و پس از تعظیم در برابر کریشنا به بهشت رفت.
شکوه آن واقعه و موفقیت بزرگ به این ترتیب در ذهن شاعر (تجربه) شده است.
زیبایی این منظره آنقدر شاعر بزرگ را مجذوب خود کرده است که به نظر می رسید پارچ عسل را که از منطقه ناگاس پایین کشیده شده بود به دست آورده است.146.
با دیدن (آن) کاوتاکا، همه اهل براج بومی نزد جاسوده رفتند و (کل ماجرا) را گفتند.
با دیدن این منظره شگفت انگیز، مردم براجا دوان دوان به سمت یاشودا آمدند و به او گفتند که کریشنا با نیروی بدنش درختان را از ریشه کنده است.
شاعر با این جمله تشبیه افراطی آن صحنه را نقل کرده است
شاعر در وصف آن صحنه مهیج گفته است که مادر غرق شد و مانند مگس برای دیدن کریشنا پرواز کرد.147.
کریشنا مانند شیوا برای کشتن شیاطین است
او آفریدگار، آسایش بخش، برطرف کننده رنج های مردم و برادر بلرام است.
(او) سری کریشنا (احساس شفقت به جاسودا) و او شروع به گفتن کرد که این پسر من است.
مادر تحت تأثیر وابستگی او را پسر خود خواند و گفت این ورزش خداست که پسری مانند کریشنا در خانه او به دنیا آورده است.148.
پایان شرح «نجات یاملجونا با ریشه کن کردن درختان» در کریشنا آواتارا در باچیتار ناتاک.
SWAYYA
در جایی که (جملرجان) طاقچه را شکسته بود، پاسداران قدیمی (نشستند) این مشورت را انجام دادند.
وقتی درختان ریشه کن شدند، همه گوپاها پس از مشورت تصمیم گرفتند که گوکول را ترک کنند و در براجا زندگی کنند، زیرا زندگی در گوکول دشوار شده بود.
(وقتی) جاسودا و ناندا این را شنیدند (آنها نیز) در ذهن خود فکر کردند که این نقشه خوب است.
یاشودا و ناند نیز با شنیدن چنین تصمیمی به این نتیجه رسیدند که جز براجا مکان مناسب دیگری برای حفاظت از پسرشان وجود ندارد.149.
چمن، سایه درختان، ساحل یامونا و کوه همه آنجا هستند
آب مروارید در آنجا زیاد است و هیچ جای دیگری مانند آن در دنیا وجود ندارد
در چهار طرف او، فاخته ها، سبزه ها و طاووس ها در فصل بارندگی صحبت می کنند.
در آنجا صدای طاووس و بلبل از چهار طرف به گوش می رسد، پس باید فوراً گوکول را ترک کنیم و به برجا برویم تا شایستگی هزاران عمل نیک را کسب کنیم.150.
دوره
ناندا همه گوالاها را در (آن مکان) ملاقات کرد و این را گفت
نند به همه گوپاها این را گفت که پس از آن باید گوکول را به سوی براجا ترک کنند، زیرا هیچ جای خوب دیگری مانند آن وجود ندارد.151.
همگی زود بستند و به براجا آمدند
در آنجا آبهای روان یامونا را دیدند.152.
SWAYYA