خیلی ها دور هم جمع می شدند و شعار می دادند و خیلی ها از سه تایی و نیزه استفاده می کردند.
خنجرها و نیزه ها صدای خش خش تولید می کنند و سرهای مرده خرد شده که در غبار غلتیده اند، اینجا و آنجا پراکنده می شوند.315.
در آن جنگ وحشتناک از تیرهایی با تصاویر درخشان استفاده شد.
انواع عجیب تیرها، نقاشی های ترسیمی در میدان جنگ پرتاب می شود و کوبیدن نیزه ها در میدان جنگ و کوبیدن نیزه ها در سپرها به گوش می رسد.
(جنگجویان) بیگانگان را پیش می بردند و رزمندگان بر زمین می افتادند.
لشکرها له می شوند و زمین داغ می شود (به خاطر خون داغ)، صدای هولناکی از چهار طرف پیوسته به گوش می رسد.316.
شصت و چهار جوگانی قلبشان را پر کردند، ارواح فریاد زدند.
شصت و چهار یوگینی با فریاد بلند کوزه هایشان را پر از رنگ می کنند و دختران بهشتی روی زمین حرکت می کنند تا با اسب های بزرگ ازدواج کنند.
دستکش های چرم گاوی (دستان) رزمندگان زره پوش را زینت می داد.
قهرمانان، که خود را تزئین می کنند، زره بر دستان خود پوشیده اند و خون آشام ها در میدان جنگ غرش می کنند، گوشت می خورند و فریاد می زنند.317.
در دشت، الهه کالی فریاد زد و صدای دورو به گوش رسید.
صدای بلند الهه کالی که خون می نوشد و صدای طبر به گوش می رسد، خنده هولناک در میدان جنگ به گوش می رسد و غبار نشسته بر زره نیز دیده می شود.
رانسینگه با آهنگ می نواخت. جنگجویان سه گانه و شمشیر در حال زخمی شدن هستند.
فیلها و اسبها با ضربات شمشیر سر و صدا میکنند و خجالتی را رها میکنند و درمانده میشوند، از جنگ فرار میکنند.318.
جنگجویان مسلح به shastras (سلاح) در جنگ می جنگیدند
رزمندگانی که با اسلحه و اسلحه مزین شده اند، مشغول جنگ هستند و در لجن خجالت گیر نکرده اند، به جنگ می پردازند.
وقتی دست و پا افتاد، گوشت از گل پاشید.
با پرتاب شدن از خشم، اندام ها و تکه های گوشت جنگجویان مانند کریشنا که در میان گوپیس ها بازی می کند با پرتاب توپ از این طرف به آن طرف، روی زمین می افتند.319.
دورو و پستچی ها صحبت کردند، درخشش تیرها (جهل) درخشید.
تابورها و ژست های معروف خون آشام ها دیده می شود و صدای هولناک طبل و فیف به گوش می رسد.
دونسا با لحن وحشتناکی پژواک می کرد.
صدای وحشتناک طبل های بزرگ در گوش ها شنیده می شود. صدای جرنگ خلخال و صدای شیرین فلوت نیز در میدان جنگ به گوش می رسد.320.
اسب ها به سرعت می رقصیدند و بازیگوش حرکت می کردند.
اسب های تندرو با سرعت می رقصند و حرکت می کنند و با راه رفتن خود آثار مارپیچ روی زمین ایجاد می کنند.
گرد و غبار زیادی که از سم ها بلند شده بود به آسمان پرواز می کرد.
به دلیل صدای سم آنها، گرد و غبار تا آسمان بالا می رود و شبیه گردابی در آب است.321.
بسیاری از رزمندگان دلیر برای حفظ آبرو و جان خود فرار کردند.
رزمندگان ماندگار با عزت و دم جان می گریزند و صف فیل ها نابود شده است.
بسیاری با علف در دندان مواجه شدند (به رمجی بیایید) و شعار "راچیا کارو، راچیا کارو" را سر دادند.
شیاطین دشمن رام با گرفتن تیغههای علف در دندانهای خود عبارت «از ما محافظت کن» را بر زبان آوردهاند و بدین ترتیب شیاطین به نام ویراد کشته شدهاند.322.
پایان شرح کشتن دیو VIRADH در Ramavtar در BACHITTAR NATAK.
اکنون توضیحات مربوط به ورود به جنگل آغاز می شود:
دوره
به این ترتیب رام و لاکشمن با کشتن ویراد به داخل جنگل نفوذ کردند.
شیام شاعر این واقعه را به شرح فوق بیان کرده است.323.
SUKHDA STANZA
در محل آگوست ریشی
راجا رام چاندرا
که شکل پرچم عبادتگاه هستند،
شاه رام به زوگان حکیم آگاستیا رفت و سیتا با او بود که منزلگاه دارما است.324.
با شناخت رام چاندرا به عنوان یک قهرمان
(مرداد) حکیم (به آنها یک تیر داد،
که با دریدن تمام دشمنان،
حکیم با دیدن قهرمان بزرگ رام به او توصیه کرد که همه دشمنان را بکشد و غم و اندوه همه مردم را برطرف کند.325.
آگوست ریشی راما را فرستاد
و مبارک
با دیدن تصویر راما
به این ترتیب حکیم که زیبایی و قدرت رام را به طرز ماهرانهای در ذهن خود تشخیص داد، با او وداع کرد.326.