«ای پادشاه! هیچ پادشاه دیگری مانند شما در چهارده جهان وجود ندارد، این را خداوند گفته است
"بنابراین شما مانند قهرمانان جنگ وحشتناک خود را با کریشنا به راه انداخته اید
” با شنیدن سخنان حکیم، پادشاه در ذهن خود بسیار خرسند شد.1693.
دوره
پادشاه با شناخت نارادا، از حکیم استقبال تشریفاتی کرد
سپس نارادا به شاه دستور داد که جنگ را آغاز کند. 1694.
در اینجا، پادشاه نارادا را یافته است، شکلی از وفاداری به عشق
از این طرف، پادشاه به عنوان پادشاه فداکاری با نارادا ملاقات کرد و در آن طرف شیوا به آنجا رسید، جایی که کریشنا ایستاده بود. 1695.
چاوپای
در اینجا رودرا در ذهن خود فکر کرد
و نزد سری کریشنا رفت و گفت
که همین حالا به مریتو دوا اجازه داد،
شیوا در ذهن خود به کریشنا گفت: «برای کشتن پادشاه، اکنون مرگ را تحسین کن. 1696.
دوره
(نوک کمان را ارائه دهید) به مریتو-دووا در تیر خود. شما هم همین کار را بکنید.
گام بردارید که مرگ را در تیر خود بنشینید و کمان را بکشید، تیر را رها کنید تا این پادشاه انجام تمام اعمال ناعادلانه را فراموش کند.»1697.
چاوپای
سری کریشنا نیز همین کار را کرده است
کریشنا طبق پیشنهاد شیوا عمل کرد
سپس کریشنا مریتو-دووا را به یاد آورد
کریشنا به مرگ فکر کرد و خدای مرگ خود را نشان داد.1698.
دوره
سری کریشنا به مریتو-دووا گفت، تو باید در تیر من ساکن شوی.
کریشنا به خدای مرگ گفت: "در تیر من بمان و در تیر من بمان، ممکن است دشمن را نابود کنی."1699.
SWAYYA
شاه از نگاه های جانبی دختر بهشتی مجذوب شد
از این طرف نارادا و برهما با هم شاه را در صحبت های خود غرق کردند
سری کریشنا با دیدن یک فرصت خوب، بلافاصله تیر مریتو دیو را برای کشتن دشمن رها کرد.
در همان زمان کریشنا با دیدن یک فرصت خوب تیر مرگبار خود را پرتاب کرد و با نیروی مانتراها به طرز فریبنده ای باعث شد سر پادشاه به پایین بیفتد.1700.
اگرچه سر شاه بریده شد، اما او همچنان ثابت ماند و سرش را از موهایش گرفت و به سمت کریشنا پرتاب کرد.
به نظر می رسید که پراناها (نیروی حیاتی) او به کریشنا رسیده است تا با او خداحافظی کند.
آن سر به کریشنا برخورد کرد و او نتوانست بایستد
او بیهوش به زمین افتاد، شجاعت سر شاه را ببینید، با اصابت آن، خداوند (کریشنا) از ارابه خود روی زمین افتاد.1701.
هیچ کس (دیگر) آن نوع شجاعت را که شاه انجام داده است، انجام نداده است.
پادشاه خاراگ سینگ شجاعت فوقالعادهای از خود نشان داد، که زنان یاکشاها، کینارها و خدایان را مجذوب خود کرد.
و Bean، Mridanga، Upang، Muchang (در دست) به زمین آمدهاند و صداهای ملایمی دارند.
آنها با نواختن آلات موسیقی خود مانند غنچه، طبل و غیره روی زمین فرود آمدند و همه با رقص و آواز و شاد کردن دیگران لذت خود را نشان می دهند.1702.
دوره
زیبایی ها با همه آلات خدایان از آسمان فرود آمده اند.
دختران زیبا از آسمان پایین آمدند و خود را آراسته کردند و شاعر می گوید هدف از آمدن آنها ازدواج با شاه بود.1703.
SWAYYA
آنگاه نیم تنه شاه بی سر بر خشم چیت افزوده است.
پادشاه بی سر در ذهن خود به شدت خشمگین شد و به سمت دوازده سوریا پیش رفت
همه از آن مکان فرار کردند، اما شیوا همانجا ایستاد و بر او افتاد
اما آن بزرگ باعث شد شیوا با ضربه او روی زمین بیفتد.1704.
یک نفر با ضربه او افتاد و یک نفر با کوبیدن آن ضربه
پاره کرد و کسی را به سمت آسمان پرتاب کرد
او باعث شد اسب ها با اسب ها، ارابه ها با ارابه ها و فیل ها با فیل ها برخورد کنند.