او یک محقق معتبر هجده شستراس است.
با فکر کردن به کالی یوگا
این برهما، اقیانوس وداها، که دانای معتبر هجده پورانا و شاستراس بود، در تجسم خود به نام کالیداس در عصر آهن شروع به اسکن تمام جهان کرد.
(با دیدن او) بیکراماجیت خوشحال می شد
که (آپ) بسیار مغرور و شکست ناپذیر بود.
(او) صاحب دانش عمیق، جایگاه فضایل،
پادشاه ویکرامادیتیا، که خود با شکوه، تسخیر ناپذیر، دانشمند، سرشار از فضایل با درخشندگی فرخنده و چشمانی جذاب بود، از دیدن کالیدا خرسند ماند.
(او) شعری (به نام) راغبان را بسیار زیبا سرود.
کالیداس پس از تجلی خود، شعر «راغوانش» را به صورت تنبیهی سروده است.
تا کجا می توانم آنها را ستایش کنم؟
تا چه حد باید تعداد شعرهایی را که او سروده است بیان کنم؟
(بنابراین) برهما هفت تجسم را پذیرفت،
بعد رفت وامش را گرفت.
سپس (او) شکل برهما را به خود گرفت
او هفتمین تجسم برهما بود و هنگامی که رستگار شد، شکل برهما چهارسر به خود گرفت، یعنی خود را در برهما ادغام کرد.
پایان شرح کالیداس، هفتمین تجسم برهما در یک باچیتار ناتاک.7.
خداوند یکی است و می توان از طریق فیض گورو واقعی به او دست یافت.
خداوند یکی است و او را می توان از طریق فیض گورو واقعی درک کرد.
اکنون شرح Rudra Incarnation آغاز می شود
تومار استانزا
حالا او را تصحیح کنید و بگویید بله
اکنون من آن تجسمات را که رودرا فرض کرده بود به شکل تنبیه شده توصیف می کنم
او کار بزرگی انجام داد،
انجام ریاضتهای شدید رودرا خودخواه شد.1.
او هیچ کس دیگری را مانند خودش نمی شناخت
هیچکس را در همه جا و ممالک با او مساوی ندانست، پس محکال (مرگ بزرگ) با خشم به او چنین گفت.
سپس کال (مرد) خشمگین شد و (به رودرا) شتاب کرد.
او این گونه صحبت می کرد. 2.
افرادی که مغرور هستند ("گراب")،
«کسانی که مغرور می شوند، عمداً عمل افتادن در چاه را انجام می دهند
نام من گارب پرهارک است
ای رودرا! با دقت به من گوش کن که نام من هم نابود کننده نفس است.3.
برهما افتخار می کرد
و در چیت نظر ناعادلانه ای شکل داده بود.
وقتی هفت شکل را به خود گرفت،
برهما نیز در ذهنش خودخواه شده بود و تصورات شیطانی در آنجا پدید آمد، اما وقتی هفت بار به دنیا آمد، نجات یافت.
ای مونی راج! با دقت گوش کن
«ای پادشاه حکیمان! به آنچه می گویم گوش کن و به همین ترتیب ممکن است بروی و در زمین به دنیا بیایی
غیر از این قرض گرفتن (به هیچ وجه)
در غیر این صورت، ای رودرا! به هیچ طریق دیگری رستگار نخواهید شد.»5.
شیوا این کلمات را با گوش هایش شنید
و (آن) یکی با نایناهای زیبا پشیمان شد.
با شناخت او (کال پورخ) به عنوان یک جنگجوی بزرگ
شيوا با شنيدن اين سخن، خداوند را نابود كننده نفس مي داند و پافشاري او را رها مي كند و بر روي زمين مجسم مي شود.
PAADHARI STANZA
همانطور که (پشت) حال همه پادشاهان نقل شده است،
بنابراین می گویم (اکنون) جامعه (حکما) همه حکما.
نوع اعمالی که انجام داده اند
شیوه ای که در آن همه پادشاهان توصیف شده اند، به همین ترتیب، اقدامات انجام شده توسط همه حکیمان نقل شده است که چگونه رودرا خود را در کاست های دویجا (دو بار متولد شده) نشان داد.
شخصیت هایی که فاش شده اند،
هر چه کارها را آشکار کردند، اینجا نقل می کنم
بنابراین رودرا دیو به شکل پسر ریشی ظاهر شد
به این ترتیب، رودرا فرزندان حکیمان شد که سکوت را پذیرفتند و به رسمیت رسیدند.
سپس حکیم بزرگ عطری حکیم شد
سپس خود را حکیم عطرل که ذخیره علم هجده است مجسم کرد
(او) پادشاهی را ترک کرد و به یوگا پرداخت
او همه چیز را رها کرد و یوگا را به عنوان روش زندگی خود پذیرفت و به رودرا، ذخیره همه ثروت، خدمت کرد.
(او) روزهای زیادی سادانای یوگا را تمرین کرد.
سرانجام رودرا از او راضی بود.
(رودرا گفت) ای پسر! هر چی دوست داری
او مدتها ریاضتهایی انجام داد که رودرا از آن خشنود شد و گفت: «هر نعمتی که دوست داری بخواهی، من به تو میدهم».
سپس عطری مونی با دستان روی هم ایستاد.
سپس حکیم آتری با دستان بسته برخاست و عشق او به رودرا در ذهنش بیشتر شد
کلمات به هم ریختند و آب از ناینا شروع به ریختن کرد.
او بسیار خوشحال شد که اشک از چشمانش سرازیر شد و موهایش نشانه های شادی را نشان داد، وقتی گفت 11
ای رودرا! اگر به من نفرین کنی،
«ای رودرا! اگر می خواهی به من نعمتی عطا کنی، پسری مثل خودت به من بده
(«رودرا») «تاتاستو» (پس باشد) گفت و جذب شد.
رودرا با گفتن «بگذار» ناپدید شد و حکیم به خانه خود بازگشت.
به خانه آمد (او) با زنی (به نام) آنسوآ ازدواج کرد.
(به نظر می رسد) گویا شیوا عنصر اصلی خود را بیرون آورده و (به شکل انسوآ) فرستاده است.