شری دسم گرنتھ

صفحه - 573


ਡਕੰਤ ਡਾਕਣੀ ਡੁਲੰ ਭਰੰਤ ਪਤ੍ਰ ਸ੍ਰੋਣਤੰ ॥
ddakant ddaakanee ddulan bharant patr sronatan |

کرکس ها در حال پرواز و چرخش هستند، گوشت را می بلعند و خون آشام ها خون می نوشند و آن را در کاسه های خود پر می کنند.

ਪਿਪੰਤ ਯਾਸਵੰ ਸੁਭੰ ਹਸੰਤ ਮਾਰਜਨੀ ਮ੍ਰਿੜੰ ॥
pipant yaasavan subhan hasant maarajanee mrirran |

ماهاکال ("مریدان") و کالیکا ("مرجانی") می خندند و می نوشند (خون در جمجمه ها) به عنوان مشروب فرخنده.

ਅਟੁਟ ਹਾਸਣੋ ਹਸੰ ਖਿਮੰਤ ਉਜਲੋ ਅਸੰ ॥੨੧੮॥
attutt haasano hasan khimant ujalo asan |218|

ارواح و شیاطین زن در حال نوشیدن خون می خندند و درخشش شمشیرها دیده می شود و ادامه خنده در میدان جنگ به گوش می رسد.218.

ਅਕਵਾ ਛੰਦ ॥
akavaa chhand |

AKWA STANZA

ਜੁਟੇ ਵੀਰੰ ॥
jutte veeran |

شوالیه ها جمع شده اند.

ਛੁਟੇ ਤੀਰੰ ॥
chhutte teeran |

فلش ها در حال شل شدن هستند.

ਜੁਝੇ ਤਾਜੀ ॥
jujhe taajee |

اسب ها در حال تقلا هستند

ਡਿਗੇ ਗਾਜੀ ॥੨੧੯॥
ddige gaajee |219|

رزمندگان جنگیدند، تیرها رها شدند، اسبها مردند و جنگجویان به زمین افتادند.219.

ਬਜੇ ਜੁਆਣੰ ॥
baje juaanan |

مردان جوان (بین خودشان) دعوا می کنند.

ਬਾਹੇ ਬਾਣੰ ॥
baahe baanan |

دارند تیر می زنند

ਰੁਝੇ ਜੰਗੰ ॥
rujhe jangan |

درگیر جنگ شد.

ਜੁਝੇ ਅੰਗੰ ॥੨੨੦॥
jujhe angan |220|

سربازانی که تیرهای خود را پرتاب می کنند و در جنگ غرق می شوند با اندام های مختلف می جنگند.220.

ਤੁਟੇ ਤੰਗੰ ॥
tutte tangan |

اسب ها در حال شکستن هستند.

ਫੁਟੇ ਅੰਗੰ ॥
futte angan |

اندام ها در حال شکافتن هستند.

ਸਜੇ ਸੂਰੰ ॥
saje sooran |

قهرمانان حق دارند.

ਘੁੰਮੀ ਹੂਰੰ ॥੨੨੧॥
ghunmee hooran |221|

شمشیرها شکسته اند، اندام بهشتی است برای عروسی آنها پرسه می زنند.221.

ਜੁਝੇ ਹਾਥੀ ॥
jujhe haathee |

فیل ها می جنگند.

ਰੁਝੇ ਸਾਥੀ ॥
rujhe saathee |

اصحاب مشغول (در جنگ با یک همراه) هستند.

ਉਭੇ ਉਸਟੰ ॥
aubhe usattan |

شترها قد بلندی دارند.

ਸੁਭੇ ਪੁਸਟੰ ॥੨੨੨॥
subhe pusattan |222|

فیل ها مشغول جنگ با فیل های دیگر هستند، شترها، بسیار بالا، در جنگ با دیگر شترهای قدرتمند جذب می شوند.222.

ਫੁਟੇ ਬੀਰੰ ॥
futte beeran |

قهرمانان در حال مرگ هستند.

ਛੁਟੇ ਤੀਰੰ ॥
chhutte teeran |

فلش ها در حال شل شدن هستند.

ਡਿਗੇ ਭੂਮੰ ॥
ddige bhooman |

(جنگجویان) روی زمین می افتند.

ਉਠੇ ਘੂਮੰ ॥੨੨੩॥
autthe ghooman |223|

با پرتاب تیرها، رزمندگان خرد شده روی زمین می افتند، دوباره بلند می شوند.223.

ਬਕੈ ਮਾਰੰ ॥
bakai maaran |

آنها با یکدیگر صحبت می کنند.

ਚਕੈ ਚਾਰੰ ॥
chakai chaaran |

هر چهار چاک شوکه شده اند.

ਸਜੈ ਸਸਤ੍ਰੰ ॥
sajai sasatran |

زره تزئین شده است

ਬਜੈ ਅਸਤ੍ਰੰ ॥੨੨੪॥
bajai asatran |224|

آنها از هر چهار جهت فریاد می زنند، بکش، بکش و خود را می سازند، سلاح هایشان را می زنند.224.

ਚਾਚਰੀ ਛੰਦ ॥
chaacharee chhand |

چااچاری استانزا

ਜੁਝਾਰੇ ॥
jujhaare |

بسیار زیاد

ਅਪਾਰੇ ॥
apaare |

قهرمانان

ਨਿਹਾਰੇ ॥
nihaare |

فکر کردن با دیدن

ਬਿਚਾਰੇ ॥੨੨੫॥
bichaare |225|

رزمندگان زیادی دیده می شود که قادر به مقابله با قدرت بسیار بزرگ هستند و همچنین کسانی که در وضعیت درمانده هستند دیده می شود.225.

ਹਕਾਰੈ ॥
hakaarai |

صدا زدن (به یکدیگر)،

ਪਚਾਰੈ ॥
pachaarai |

چالش برانگیز،

ਬਿਚਾਰੈ ॥
bichaarai |

فکر کن

ਪ੍ਰਹਾਰੈ ॥੨੨੬॥
prahaarai |226|

رزمندگان چالش برانگیز هستند و آگاهانه ضرباتی را وارد می کنند.226.

ਸੁ ਤਾਜੀ ॥
su taajee |

شیراز (منطقه).

ਸਿਰਾਜੀ ॥
siraajee |

روی اسب های زیبا

ਸਲਾਜੀ ॥
salaajee |

آناخی (جنگجویان سلاج)

ਬਿਰਾਜੀ ॥੨੨੭॥
biraajee |227|

رزمندگان شیراز پس از خجالت نشستند.227.

ਉਠਾਵੈ ॥
autthaavai |

(شمشیرها) نشان داده شده است

ਦਿਖਾਵੈ ॥
dikhaavai |

و با خوردن

ਭ੍ਰਮਾਵੈ ॥
bhramaavai |

از طعم آن لذت ببرید

ਚਖਾਵੈ ॥੨੨੮॥
chakhaavai |228|

کالکی به آنها الهام می کند که برخیزند و باعث دیدن آنها شود، او شمشیر را می چرخاند و به لبه آن می زند.228.

ਕ੍ਰਿਪਾਨ ਕ੍ਰਿਤ ਛੰਦ ॥
kripaan krit chhand |

KRAPAAN KRAT STANZA

ਜਹਾ ਤੀਰ ਛੁਟਤ ॥
jahaa teer chhuttat |

جایی که تیرها رها می شوند

ਰਣੰਧੀਰ ਜੁਟਤ ॥
ranandheer juttat |

(در آنجا) راندیرها (جنگجویان) جمع می شوند.