امانت و اعمال حق از دنیا رفته و اصیل فقط بی تقوا باقی مانده است. این اهریمن، طایفه را رسوا کرده است و از مرگ شوهرش غمگین نمی شود.»259.
سخنرانی سومیترا، خطاب به لاکشمن:
ای پسر! حفظ حس برده، شناخت سیتا به عنوان مادر.
���ای پسر! همیشه مانند یک خدمتکار (با برادرتان) زندگی کنید و سیتا را مادر خود و شوهرش رام را پدر خود بدانید و همیشه این حقایق را در ذهن خود نگه دارید.
تا تمام غم های تن را با لذت بر تن تجربه کند.
��������������������������������������������������������������������������������������������������������������هــهــمــى را در جنگل به مانند آسايش خواهيم تابــآور باشيد. همیشه به فکر پاهای رام باش و جنگل را خانه و خانه را جنگل.���260.
رام کومار با چشمان نیلوفر آبی رفته و برادر (کوچکتر) خود را زینت داده است.
رام چشم نیلوفر آبی همراه با برادرش به سمت جنگل حرکت کرد، با دیدن این موضوع، خدایان مبهوت شدند و شیاطین تعجب کردند:
سایه دهان (که) بر زمین می افتد و گسترده می شود و دست دیگر نمی آید.
و با تجسم پایان شیاطین ایندرا بسیار خوشحال شد، ماه نیز با خوشحالی شروع به پخش انعکاس خود بر روی زمین کرد و به عنوان ساکن در آسمان، با نام "مایانک" مشهور شد.
دوره
رام کومار با اجازه پدرش خانه را ترک کرد و به بان رفت
رام با اجازه پدرش خانه اش را ترک کرد و با او سیتا چشم دوزی شکوه بی نهایت رفت.262.
پایان شرح تبعید رام.
اکنون شرح تبعید آغاز می شود:
نگاهی به جذابیت سیتا:
بیجای استانزا
او مانند ماه به چاکور و رعد و برق در ابر به طاووس نگاه می کرد.
او به عنوان تجسم قدرت و زیبایی خورشید در سپیده دم برای فیل های مست ظاهر شد.
از نظر خدایان او مانند نابود کننده رنج ها و انجام دهنده انواع فعالیت های مذهبی به نظر می رسید.
او مانند اقیانوس بر زمین ظاهر شد که همه جانبه را فراگرفته بود و برای یوگی ها مانند گنگ پاک بود.263.
دوره
در آن طرف که همراه سیتا از خانه خارج شد، رام به طرف فست رفت.
و از این طرف در آیودیاپوری هر اتفاقی بیفتد، مقدسین ممکن است به آن گوش دهند.264.